eitaa logo
صـٰابرین ‌.
120 دنبال‌کننده
24 عکس
37 ویدیو
0 فایل
- ای که نزدیک‌تر از جانی و پنهان ز نِگه؟! هِجر تو خوش‌ترم آید ز وصال دگران . اندر‌احوالات‌ِ‌خانوم‌ِ‌ماهوین . - 📼 - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1d68w2c&btn=sabrin
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز یه اتفاق ناز افتاد. پاشدم مثل همیشه از در خونه اومدم بیرون رفتم تو حیاط تاب بخورم که.. کام‌بک‌خورد‌همه‌چی . صدای در ِخونه علی .. همیشه این تایم تو رو میدیدم میومدی بیرون درحالی که داشتی دستتو از استین پیراهنت رد میکردی چشاتو ریز میکردی میگفتی اینوقت صبح چرا بیداری؟ اما درعوضش یه پسر‌کوچیک ورژن ِ دوم خودت اومد بیرون درحالی که داشت لباس تو تنش رو مرتب میکرد گفت تو چرا بیداری؟ اخه .. چرا حس کردم این یه نشونه از عموم بود؟ اخه این پسره رو لنگ ظهر باید به زور بلندش کنی از خواب.. امروز که دل ِ من گرفت طبق عادت پاشدم رفتم تو حیاط .. این باید بیدار شه بیاد با همین حالت همون حرف رو بزنه؟ نانازی((:
خدایا لطفا به قلبم یه صبر و خوشحالی از ته دل بده و اونقدر ایمانم رو قوی کن که وقتی یاد عزیزای از دست رفتم میوفتم به جای گریه کردنای شدید درحد تب ، باور داشته باشم که‌حالشون کنار‌تو که از همه مهربون تری خوبتره(: باتشکر بوسبهت. راستی.. ممنونم‌بابت‌همه‌چی .. میدونم‌میخوای‌جبرانش‌کنی‌و‌درای‌رحمتتو‌به‌زندگیم‌باز‌کردی.. ولی‌باز‌هم‌تنها‌خواستم‌همینه.. تنهام‌نزار. من‌رو‌با‌دلتنگی‌های‌عمیقم‌تنها‌نزار.. و‌رها‌نکن. مراقبشون‌باش.. ممنون..
بازم از اون‌روزاست که صبح زود پامیشم و دورخودم میچرخم. پنج ساعته دووم اوردم که بهت فکر نکنم ، اما پلی شدن یهویی این آهنگ .. همه چی بهم ریخت.
منو لا به لای خاطره هات پیدام کن..
نبند رو اون روزای خوب چشماتو ..
نگو ندیدی اون همه احساسو ..
تا اینجاش که حس کردم از زبون ِ توان(: ؛
حالا از این به بعدشم حرفای ِ من به تو ..
بزار همه اون شبا بشه تکرار ُ ..
زیر و رو کنیم دوباره تهرانو ..
خودتو دوباره به من بسپارو (:
گمم کن تو بغلت