هدایت شده از سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
#به_روایت_ازدوست_شهید:
یکی از دوستانش می گفت:
من ادعامیکنم که شهادت محمد،حتی بیشترازشهادت فرمانده ما،سردار علی چیت سازیان ،مراتکان دادو این هم دلیل دارد!
خوب یادم هست وقتی محمدبه هیئت می آمد،موقع خواندن روضه #حضرت_زهرا(س)یک ناله ی به خصوص داشت...
انگارکه همین حالاهم توی گوشم هست و دارم ضجه هایش را می شنوم!
روزی هم که رفتم غسالخانه تاپیکرش راببینم همان جا خشکم زد !برای لحظه ای مبهوت شدم.تیرخورده بودتوی سینه و بازوی محمد!
اونجابودکه رازناله هاواین گلوله هارافهمیدم.
#راه_و_رسم_شهدایی
#دست_ما_را_هم_بگیرید😭
#شهید_محمد_غفاری💚
📎 پنجشنبه ویادشهدا با صلوات 🌷
🍃 ردپای اشک های جامانده بر روی #سنگر #جبهه را که دنبال کنی و گوش هایت را بسپاری به صدای ناله ی جامانده های کاروان #شهادت ، چشم هایت روشن می شود به ضریح #عقیله_بنی_هاشم.
🍃 همانجا که یادگاران #جنگ، آنرا مامن امن می دانند برای فرار از ظلمات دنیا و وضعیت قرمزش.بی شک #ابوحامد های بسیاری این راه را رفته اند.شاید عده ای همچون من نام شهید #داریوش_درستی برایشان غریبه باشد و او را نشناسند اما شناسنامه فرزندان #حضرت_زهرا مهر گمنامی خورده است.
🍃 بدنش راوی روزهای جنگ و تیر و #ترکش بوده اما روحش از سرزمین جبهه تا حرم #عمه_سادات در جست و جوی شهادت بوده است.
🍃 عاقبت #شهادتنامه اش به واسطه خواهر ارباب امضا شد. شاید اشک هایش در روضه ها واسطه شدند شاید هم سفارش دوستان شهید #قطعه_۵۲ بهشت زهرا بود که پهلویش را تیرها شکافتند و به آرزوی دیرینه اش رسید.
🍃 آه سردار،#پهلوی_شکافته_ات ، روضه پهلوی شکسته حضرت مادر را برایم تداعی کرد.چه بگویم از پیکرت که طعم اسارت چشید و چشم های همسرت که همچنان #منتظر است تا خبری از تو برسد.
🍃 چه خوب شد که #انگشترت جاماند و حالا تنها یادگار و مرهم دلتنگی های همسر توست.امان از عصر عاشورا و انگشتری که چشم #ساربان را گرفت و دل و ایمانش را برد...
✍️نویسنده: #طاهره_بنایی منتظر
🌸به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید #داریوش_درستی
📅تاریخ تولد : ۳۱ شهریور ۱۳۴۲
📅تاریخ شهادت : ۹ شهریور ۱۳۹۵
🕊محل شهادت : حماه سوریه
🥀مزار شهید ( یادبود ) : بهشت زهرا(س) قطعه۲۹ ردیف ۱۹ شماره ۱۱
#گرافیست_الشهدا
۱۴.۱۵.۱۶
فاطمیه است هر بنی بشری بخواهد به امنیت در مخصوصا در این روزا ضربه بزند یا کاری کند با واکنش کوبنده مردم روبهرو خواهد شد
#حضرت_زهرا
نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست
پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین...
گفتم که فاطمه، کمر آسمان شکست
هجده بهار دیدی و در سوگ تو دلم
بعد از هزار و سیصد و چندین خزان شکست
ای دل بسوز و بشکن! تا باورت شود
حتماً دری که سوخته را، میتوان شکست
بانوی نور در دلتان رنگی از خداست
زیباتر است بر قد رنگین کمان، شکست
با هر دری که بعد نگاه تو باز شد
انگار در گلوی علی استخوان شکست
🔸شاعر:
#مهدی_مردانی
هرروز با معرفی یک شهید 🕊🌹
کانون فرهنگی شهید قاسم غریب💫🌺
🍃ولادت: ۱۳۶۷/۳/۹
🍂شهادت: ۱۳۹۰/۶/۱۳
🍁محل شهادت:#قله_جاسوسان تپه #سردشت_کردستان
🕊نحوه شهادت:اصابت قناصه به #پهلوی مبارک شهید
🍂راوی:همسر محترمه شهید
🔰به کمیل با شوخی و خنده گفتیم:چقدر عکس و فیلم از خودت می گیری☺️
کمیل هم لبخندی زد و گفت: این عکس ها یه روزی بدردتون می خوره 🙂
🔰هر وقت من و آقا کمیل میخواستیم جایی بریم قبل از حرکتمون آقا کمیل بهم میگفت:#آیه الکرسی بخون. خودشونم میخوند.
میگفتم چرا؟ میگفت شاید برامون اتفاقی بیفته نمی خوام با #مرگ_طبیعی از دنیا برم 🍃باید مرگ ما شهادت باشه🍃
🔰یکی از ویژگی های آقا کمیل این بود که #هوش بالایی داشت و هر مطلبی را در کمترین زمان ممکن یاد می گرفت و به بهترین نحو ممکن دستورات را اجرا می کرد.
🍁من از اول به عشق #شهادت وارد #سپاه شدم.
⬅️ جمله ای از شهید ➡️
🍂عاشق #حضرت_زهرا (سلام الله علیها) بود.
گفت که #قبر بی بی #خاکیه و نامعلوم. قبر #منم خاکی باشه.
⬅️ به نقل از پدر شهید ➡️
#بی_بی_بحق_ارباب_نگاهی😔
#رزقک_شهادت
#شادی_روحش_صلوات
#تیم_فرهنگی
🇮🇷🇮🇷