eitaa logo
کانال شهدای نیروی ویژه سپاه (صابرین)
180 دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
6.4هزار ویدیو
94 فایل
زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای صابرین و ترویج فرهنگ شهادت با حضورخانواده های شهدای صابرین ارتباط وتبادل اطلاعات ‎ https://eitaa.com/Modafeanharamzinab
مشاهده در ایتا
دانلود
کنایه فرزند شهید همت به طرح مجلس و توهین سردار نقدی به منتقدان بستن اینترنت 🆔 💯
🔰 حاج ؛  این مسلمانان واقعی هستند که اکنون دارند در مقابل تجاوز صهیونیست ها ایستادگی می کنند و ما نیز به یاری خدا هر شهری را که توسط اسرائیلی ها محاصره شده، با در محاصره انداختن نیروهای دشمن آزاد خواهیم کرد و اسرائیل را به سقوط می کشانیم. روزی را نزدیک خواهیم کرد که اسرائیل چنان بترسد و در فکر این باشد که مبادا از لوله سلاحمان، به جای گلوله، پاسدار بیرون بیاید. باشد که ما شبانگاهان بر سرشان بریزیم. همچون عقابان تیزپروازی که شب و روز برایشان معنا ندارد و باشد آنجایی به هم برسیم که با گرفتن هزاران اسیر از صهیونیست ها به جهانیان ثابت کنیم که ما به اتکا به سلاح ایمان مان می جنگیم. نه به اتکای هواپیما ، نه با موشک های سام، نه با تانک ، نه با توپ، نه با آتش جنگ افزارهای مادی مان، ان شاءالله.
📸طرح| رهبرانقلاب: من بدون تعارف، نشستن پهلوی والدین شهدا و روی فرش آنها و زیر سقف آنها را برای خود سعادت می‌دانم... ما از شماها کسب روحیه و معنویت می‌کنیم. | صٰـــابرین
🔹 ای آفتاب حسن به زيبائيت سلام 🔹وی آسمان فضل به دانائيت سلام 🔸درصبر شاخصی به شکيبائيت سلام 🔸تنها تو کاظمی که به تنهائيت سلام 🌹 ولادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام مبارک باد
‏فیلم از طرف یا صاحب الزمان ادرکنی
⭕️ شیوه جنگ روانی علیه ایران در فضای مجازی 🔹به راحتی هر عکس و فیلمی را قبول و منتشر نکنید 🔹طبق‌ برآوردهای متخصصان علوم ارتباطات ایرانی‌ها ۱۸۰ برابر کشورهای دیگر تحت هجوم اخبار جعلی و جنگ روانی قرار دارند. 🔺کافی‌ست این "پویانما" (موشن) را ببینید تا متوجه شوید هجمهٔ اخبار جعلی به کشورمان چقدر جدی‌ست!!! ✍🏻 معاونت اجتماعی پلیس
شهید حسن حسین پور - شهید عزیز در محل تپه جاسوسان
آشنایی با شهید حسن حسین پور حسن حسین پور در اردیبهشت سال 61 در قزوین متولد شد و در 13 شهریور سال 90 توسط گروهک تروریستی پژاک به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد. حسن از اول ابتدایی عضو بسیج بود و به بسیجی بودن عشق می ورزید، مادر حسن از همان دوران کودکی او را به مجالس روضه ی امام حسین(ع) و ائمه می برد، به همین علت علاقه ی ویژه ای به امام حسین(ع) داشت. دوران خدمت نظام وظیفه را هم در سپاه پاسداران گذراند و پس از آن استخدام سپاه شد. یک سال و نیم در پادگان ثامن الائمه بود و 40 روز هم در مشهد دوره های ویژه ی تکاوری را آموزش دیده بود، سپس 6 ماه درگیر عملیات دستگیری عبدالمالک ریگی بود و وقتی از عملیات آمد در سال 89 ازدواج کرد و پس از آن هم 4 ماه با گروهک پژاک درگیر بود که همان موقع به آرزوی خود یعنی شهادت دست یافت.
همسر شهید حسن حسین پور از نه ماه زندگی مشترکش با شهید حسن حسین پور
بعد از ماه صفر همزمان با ولادت امام زمان ( عج) مراسم بله برون برگزار شد. با مهریه 72 تا سکه، البته ناگفته نماند من خودم 14 تا سکه دوست داشتم ولی بزرگترها تصمیم به 72 گرفتند. بعد از اینکه محرم شدیم، حسن آقا برای ماموریت و مبارزه با گروهک ریگی به سیستان و بلوچستان رفتند. اواخر سال 88 بود ، 6 فروردین به مرخصی آمدند و 14 فروردین سال 89 هم عقد محضری کردیم. بعد از عقد من را به گلزار شهدای قزوین بردند، وقتی بین قبور شهدا راه می رفت و صحبت می کرد، حس و حال عجیب و غریبی داشت. همین طور که بین قبور شهدا راه می رفتیم و صحبت می کرد، یک قبر خالی کنار شهید قنبری بود. گفت : وای، خانم خوشا به حال آن کسی که این قبر قسمتش هست. و دقیقا همان قبر پیکر پاکش را قرار دادند.
عد از عقد دوباره به سیستان و بلوچستان برای ماموریت رفت. آن زمان من اصلا از کارشان اطلاعی نداشتم. و نمی دانستم ماموریت هایشان به چه صورت است. حرفی نمی زدند من هم سوال نمیپرسیدم. حتی نمیدانستم که کارشان ممکن است سخت باشد. وقتی حسن آقا از ماموریت برمی گشت، تمامی نبودنهایش را برایم جبران می کرد. مراسم عروس مان را 27 مهر سال 89 روز تولد امام رضا ( علیه السلام) بود. یک عروسی ساده، اما پر از خاطره های خوب برای من و حسن آقا. بعد از مراسم عروسی ماه عسل به مشهد رفتیم. زندگیمان به سال خمسی نرسید مشهد دقیقا یک روز بعد از مراسم 28 مهر ماه رفتیم. حسن آقا برای اول زندگی مان سال خمسی مشخص کرد. که زندگی ما به سال خمسی نرسید. قرار گذاشت نفری یک جزء قرآن با یکدیگر هر روز بخوانیم. هر روز صبح بعد از نماز صبح سوره یاسین و زیارت عاشورا می خواند و من هم پا به پایش می خواندم. حسن آقا با غیبت شدیدا مخالف بود. به من هم گفت یک برگه بنویس غیبت ممنونع و بزن روی دفتر مدرسه، تا هر وقت با همکارانت خواستید صحبت کنید. چشمتون به این برگه بیفتد و غیبت نکنید. وقتی در یک جمعی بود و احتمالا سر صحبت به غیبت باز میشد، یا حرف عوض می کرد، یا اینکه اگر نمی توانست سر حرف را عوض کند، محترمانه مجلس را ترک می کرد.