eitaa logo
کانال شهدای نیروی ویژه سپاه (صابرین)
180 دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
6.4هزار ویدیو
94 فایل
زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای صابرین و ترویج فرهنگ شهادت با حضورخانواده های شهدای صابرین ارتباط وتبادل اطلاعات ‎ https://eitaa.com/Modafeanharamzinab
مشاهده در ایتا
دانلود
جایگاه ویژه مطالعه در زندگی شهید حسین قجه‌ای 🔹مطالعه از جمله کارهایی بود که شهید حسین قجه‌ای برای آن جایگاهی ویژه در برنامه‌ریزی خود قرار داده بود. اگر روزی موفق نمی‌شد مطالعه کند، به سادگی از آن نمی‌گذشت و به خود گوشزد می‌کرد که روز بعد کمبود آن را جبران کند. در دفترش چنین نگاشته بود: در روز شنبه مطالعه نکردم روز دوشنبه: نه کار مثبتی انجام دادم، نه مطالعه کردم. وقتی هم که خواستم مطالعه کنم، خوابم برد.
فرزندم برای آسایش و امنیت مردم شهید شد 🔹️پدر شهید اهل سنت سرباز وظیفه مبین رشیدی، گفت: شهید "مبین" فردی با اخلاق و مردمدار بود و همه آنانی که با او ارتباط داشتند می‌دانند که هیچگاه زبانش به غیبت گشوده نشد و از کسی بد تعریف نکرد. نماز اول وقت خواندن از خصوصیات فرزندم بود، همیشه با خانواده و همکاران با اخلاق خوب مدارا می‌کرد. 🔹️شهدا برای تامین امنیت، آسایش و رفاه مردم جان خود را نثار کردند؛ دشمنان، کور خوانده‌اند ما همیشه آماده شهادت هستیم. دشمنان بدانند این راه با شهادت فرزندان ما به پایان نمی رسد، هزاران نفر دیگر برای دفاع از خاک این کشور، ملت و ناموس خود تمام قد ایستاده‌اند.
مشورت و برنامه‌ریزی را سرلوحه کار خود قرار داده بود 🔹همسر شهید يحيي مهدوي با بیان خاطرات مشترک همسرش می‌گوید: " شهید در زندگي به مشورت اهميت زيادي مي‌داد.حتي براي برنامه‌ريزي حقوق ماهانه‌شان هم مشورت مي‌كرديم و با هم تصميم مي‌گرفتيم كه چه كار كنيم. يادم هست يك بار كه مي‌خواست به جهيزيه يك عروس كمك كند، آمد و نظرم را پرسيد.گفت: «اشكال ندارد ما اين ماه مقداري از حقوقمان را براي اين كار كنار بگذاريم؟» من هم خيلي استقبال كردم و اين كار را انجام داديم. ايشان تا اين حد اهل مشورت بودند. حتي اگر كمك كردن از لحاظ مالي بود، ترجيح مي‌دادند كه با مشورت و رضايت من اين كار انجام بشود تا مبادا به زندگيمان لطمه اي بخورد." 🇮🇷
جایگاه زیارت عاشورا از نگاه شهید مدافع حرم 🔹شهید نوید صفری در باب اهمیت و جایگاه ویژه زیارت عاشورا چنین می‌گوید: " آه که تمام حسرتم این است که چقدر دیر فهمیدم زیارت عاشورا چیست و حیف که فقط روزی یک‌مرتبه روزیم نشد. بر شما باد خواندن عاشورا عاشورا عاشورا.. حتی یک عاشورا هم قیامت می‌کند، با روضه ارباب از زبان مادرش و خواهرش.
مناجاتی عارفانه در دل شب 🔹از همرزمان شهید تعریف می‌کند: " شهید اکبر روندی شب‌ها تا پاسی از شب حتی برای صرف شام نیز به سنگر برنمی‌گشت و سر به بیابان می‌گذاشت و ناله‌ی سوزان خود را سرمی‌داد و من در این بین بدون اینکه به کسی چیزی بگویم او را در میان انبوه درختان و لابه لای سنگها جستجو و جهت صرف شام به خیمه می‌آوردم. او زاهدی عابد بود که در این دنیا جز به اهل سیر و سلوک عرفا و استادان اخلاقی و امام(ره) نمی‌نگریست و تنها دل به مجالس عرفانی، نوارهای اخلاقی و روضه، خدمت به محرومان، جنگ و جهاد در راه خدا خوش داشت." 🇮🇷
گام برداشتن تنها برای رضای خدا 🔹در بخشی از وصیت نامه شهید سیدمجید آذرنگ آمده است: "اينك كه من به جبهه ميروم نه به خاطر انتقام؛ بلكه به خاطر اين كه دينم را به اسلام و قرآن و سرور شهدا كربلا ادا كرده باشم مى‌روم. خداوندا! من به خاطر تو به جبهه مى‌روم و از تو می‌خواهم كه شهادت در راه خودت را كه بزرگترين و مقدس‌ترين آرزوى من است به من ارزانى دارى تا كه بتوانم با شهادتم خدمتى به اسلام كرده باشم و هم كفاره گناهانم را داده باشم. خداوندا! از تو طلب مغفرت مى‌جويم و فقط دعايم پيروزى جهادگران در راه توست. اين بنده در خود لياقت درجه رفيع شهادت را نمى‌بينم و می‌دانم كه هنوز تا آدم شدن و مؤمن واقعى شدن فاصله زيادى دارم. و اى خداوند «انّك على كلى شى قدير» "
متخصصی که عاشق حضرت عباس(ع) بود 🔹شهید سهیل کیانفر در اخلاق و ادب سرآمد و محبوب همه بود. در تاسوعا و عاشورای حسینی در مسجد میرزای آستارا بیماران را تا پاسی از شب رایگان ویزیت می‌کرد و بیمارانی که احتیاج به جراحی داشتند را با همکارانش در بیمارستان عمل جراحی می‌کردند‌. 🔹پدر شهید کیانفر با اشاره به اینکه پسرش علاقه و ارادت ویژه‌ای به حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت عباس(ع) داشت و با هیئت زنجیرزنی در روزهای محرم زنجیر می‌زدند؛ می‌گوید: " تنها ۳ ماه از عقد پسرم گذشته بود و تازه داماد محسوب می‌شد." 🇮🇷
شهیدی که شب بعد از عروسی خود هم به جبهه رفت 🔹شهید فاضل در سال ۶۲ ازدواج كرد اما شب بعد از عروسی راهی منطقه شد و گويا هيچ قيد و بند زمينی نمی‌توانست او را از حضور در جبهه و دفاع از اسلام و انقلاب، اطاعت از امام و ادامه راه شهيدان بازدارد. 🔹انوشیروان رضایی فاضل در آزمون سال ۱۳۶۴ شرکت کرد و در رشته‌ی صنايع اتومبيل دانشکده‌ی فنی شهيد منتظری مشهد قبول شد، ولی چون تاروپودش با جنگ گره‌خورده بود، تمام دل‌بستگی‌ها را رها کرد و هجرت دوباره‌ای را به‌سوی دانشگاه اصلی، يعنی جبهه آغاز کرد. 🇮🇷
‍ شهیدی که در هنگام شهادت درحال خواندن قرآن بود 🔹در اواخر سال ۱۳۶۳ به سمت فرمانده مرکز آموزش‌های هوایی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا زمان شهادت در همین پست خدمت می‌کرد. در همین زمان تحولات بزرگ در این مرکز انجام شد و او خدمات ارزنده‌ای را در این مرکز انجام داد و از خود یادگاری مناسب برجای گذاشت.با وجود انجام بیش از ۱۸۰۰ سورتی پرواز و انجام مأموریت‌های جنگی همواره می‌گفت: «اگر فرماندهی بر من تکلیف نبود، مایل بودم حضور مستقیم و بیشتری در جبهه‌ها داشته باشم.» 🔹نقل است کسانی که پیکر شهید محمود خضرایی را مشاهده کردند می‌بینند که در یک دستش تسبیح و در لا به لای انگشتان دست دیگرش ورق‌های قرآن بوده است با مضمون این آیۀ شریفه «... ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین.»(آل عمران /۱۴۷) است.  شهید خضرایی به آرزوی دیرینه خود رسیده بود. او بارها می‌گفت: «من دوست ندارم که بر روی زمین بمیرم، دوست دارم تا در آن بالا بمیرم. و حقیقتا که چه خوب شهید شد و چقدر زیبا به آرزوی خود رسید در آن بالاها درحال راز و نیاز با خدای خود. ان شاءالله که خداوند با قرآن محشورش نماید.»
شب قبل از شهادت، می‌دانست که آخرین شب اوست 🔹یکی از همرزمان شهید می‌گوید: " قبل از عملیات والفجر ۸ که بهمن ماه بود، هوا هم خیلی سرد بود و برای استحمام، آبگرم هم نداشتیم. دیدم شهید خنکدار سر و صورت و تنش خیس است، گفتم: چرا سرت خيس؟ گفت: مگه نمی‌دانی؟! گفتم: چی رو؟! گفت: امشب عمليات داريم من غسل شهادت كردم. با آن آب سرد و در هوای سرد با اطمینان قلبی غسل شهادت کرده بود. 🔹حاج محمدعلی روحانی می ‌گوید: " وقتی به همراه بچه‌های اطلاعات به گشت و شناسایی می‌رفتيم و برمی‌گشتیم؛ می‌ديديم ظرف‌های غذامان شسته شده است. از هر كی می‌پرسيديم اینها رو کی شسته جواب نمی‌داد. چند روز گذشت؛ در اين فكر بوديم كه کی اين كارها را انجام می‌داده؟ يک روز زودتر از زمان مقرر به محل استقرارمان برگشتيم تا ببینیم کی ظرف‌ها رو می‌شورد؛ دیدیم باز هم ظرف‌ها شسته شده و این بار كنار سنگر فرماندهی گردان چيده شده تا خشک بشود. رفتیم تو سنگر از اصغر آقا سوأل كرديم، اين ظرف‌ها را کی شسته که کنار چادر شما چیده شده؟ از سكوتش متوجه شديم كه کار خودش است."
وقتی دفاع از وطن اولویت تمام کارهایت می‌گردد 🔹شهید در رابطه با ازدواج می‌گفت تا زمانی که این داعشی‌ها و تکفیری‌ها از بین نروند من سعی می‌کنم ازدواج نکنم، چون احتمال شهادت هست. می‌گفت دوست ندارم در رختخواب بمیرم و می‌خواهم در راهی بروم که شهادت در آن هست و حداقل اثری از ما در جامعه بماند. وی اعتقاد داشت اگر ما نرویم تروریست‌ها وارد کشور می‌شوند و مملکت‌مان را نابود می‌کنند. 🔹مهدی ذاکر حسینی یک بار گردنش صدمه دیده و چند تا از دندان‌هایش به خاطر مبارزه با داعش شکسته بود. بار دیگر برای ضربه زدن به داعش جلو رفته بود و آن ها تعقیبش کردند و موتورش را با خمپاره زده بودند. مهدی از موتور افتاده و دندانش شکسته بود ولی خودش را از دست آن‌ها نجات داده بود. او همیشه این جراحت‌ها را داشت. 🇮🇷
شهیدی که یک روستا را به نام خود زد 🔹محمدجلال ملک‌محمدی، شهید مدافع حرمی است که در جریان فعالیت‌های جهادی خود آنقدر خدمت کرد که بعد از شهادتش اهالی یکی از روستاهای محروم محل خدمتش در کرمان نام روستا را به نام «جلال‌آباد» تغییر دادند. 🔹جلال به شهادت همه آدم‌هایی که لحظه‌ای با او بودن را چشیده‌اند، شوخ‌طبع بود و اخلاق خوشی داشت. کمتر کسی عصبانیتش را دیده‌بود. آن‌قدر شوخ‌طبع و خندان که در روزهای مجروحیت، خندیدنش بخیه‌ها را از بدنش می‌شکافت اما هوای تازه‌ای به جمع می‌بخشید. 🇮🇷