گذشتن از عشق به فرزند، امتحان بزرگ علی اکبر بود
🔹شهید علیاکبر بادپا همدانی واقعاً علی بود گاهی اوقات عشق و علاقه او به حضرت علی (ع) ناشی از درک و شناختش میشد. امامش علی(ع) را شناخته بود و همچون او زندگی و رفتار میکرد و چون او به خدایش و معبودش عشق می ورزید. وی بینهایت علاقه به خواندن نهجالبلاغه داشت.
🔹همسر شهید بادپا میگوید: " با اینکه در مدت دو ماه و نیم که از تولد دخترمون لیلا میگذشت من شاهد یک رابطه عالی پدر و فرزندی بودم طوری که در نگهداری و خواباندن و غذا دادن به او بر من پیشی میگرفت، ولی این امر باعث نشد که از رفتن به جبهه منصرف شود. پیش خود فکر میکنم شاید این برای علی یک امتحان بود، خدا میخواست علی را به وسیله یگانه فرزند دلبندش آزمایش کند و علی از این امتحان چه سرافراز و موفق بیرون آمد."
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
روایتی از خلبانی که به «حسین ماوریک» معروف بود
🔹در عملیات مروارید، شهید حسین خلعتبری به همراه همکارانش بیش از ۲۵ سورتی پرواز عملیاتی انجام دادند. پس از پایان این عملیات، به دلیل توانایی و مهارت خاص حسین خلعتبری در شلیک موشک ماوریک، او با لقبهایی چون “شکارچی اوزا” یا “حسین ماوریک” شناخته شد. سپس، او به هوانیروز فرستاده شد تا خلبانان بالگرد جنگندهٔ کبرا را برای استفاده از موشک ماوریک آموزش دهد.
🔹در سال ۲۰۰۶، یکی از مجلات نظامی آمریکا ویژهنامهای در مورد مهارتهای پروازی و ابتکار عملها و خلاقیتهای شهید خلعتبری منتشر کرد که بعد از شهادتش وقتی وصیت نامهاش قرائت شد غیرت و دلاوریاش دوباره بر همگان ثابت شد.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
🇮🇷
توسل خاص "شهید سلمانیان" به حضرت زینب (س)
🔹مجید سلمانیان خطاب به دوستش میگوید: «مدتها منتظر اعزام بودم. دیشب به حضرت زینب (س) گلایه کردم که خانمجان سه ماه است پاسپورتم توی جیبم است و پوتینها در پایم، هنر این نیست که بالیاقتها را ببرید. اعجاز شما این است که بیلیاقتی، چون من را ببرید، دمدمای صبح خوابم دیدم که بیبی زینب به من گفت: «بالاخره شما هم قبول شدید.» به حضرت رقیه(س) من این را اعجاز بیبی میدانم.»
🔹مجید کاملاً داوطلبانه به منطقه اعزام شد؛ اتفاقاً مسئولانش میگفتند تو روحانی هستی و رستهات رزمی نیست. مطلقاً اجازه رفتن به او را نمیدادند و حکم مبلغ را داشت، ولی مجید خیلی این در و آن در زد که اعزام شود. همه آموزشها را هم در دورههای مختلف سپری کرده بود. حتی دو بار به شکل محدود و برای کارهای تبلیغی به سوریه اعزام شد، اما اینها راضیاش نمیکرد. میخواست به صف رزمندهها بپیوندد و بار آخر هم با اینکه به عنوان مبلغ اعزام شده بود، به خط مقدم اعزام شد و خوب میدانست که آنجا میتواند غیر از کار تبلیغی، اسلحه هم به دست بگیرد و بجنگد.
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_وطن
مبارزه مسلحانه با طاغوت
🔹یکی از دوستان شهید جهانگیر نارنجی کاهو تعریف میکند: " من و شهید ۴ سال در دبیرستان با هم بودیم در یک خانه زندگی میکردیم و درس میخواندیم. از سال سوم و چهارم دبیرستان شبها به خانه نمیآمد. نگرانش بودم؛ مدتی به همین منوال گذشت؛ یک روز حرف دلم را به زبان آوردم و پرسیدم: «شما کجا هستی؟» او گفت: «با من کار نداشته باش، نمیتونم به تو چیزی بگم»
🔹وی در ادامه ماجرا چنین میگوید: " این رفتارش برایم عجیب بود. پس از یک سال، یک شب ساعت ۱۲ به خانه آمد. آن شب خیلی اصرار کردم که باید بدانم شما کجا هستی و مشکوک شدهام. او که چارهای نداشت با کمی تأمل گفت: «حرفی را که از من میشنوی فقط و فقط در همین خانه بماند.» من قسم یاد کردم و او گفت: «من و چند نفر دیگه شبها میرویم به خانه افسران ارتش و ضمن خلع سلاح آنها، اطلاعات کسب میکنیم.» آنوقت کلت کمری را که به کمرش بسته بود نشانم داد."
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
🇮🇷
نگاهی به زندگی سردار اسلام شهید اسدالله اسعدی
🔹شهید اسدالله اسعدی با آغاز جنگ تحمیلی به صورت مرتب و مستمر به جبهه اعزام میشد و در عملیاتهای بسیاری شرکت کرد. در سال های ۶۱ و ۶۲ در سپاه بجنورد و حوزه فرماندهی مشغول به کار شد، هم جانشین فرمانده بود و هم کار دفترداری میکرد. رابطهاش با خانواده، دوستان، اقوام و همکاران بسیار حسنه و از روی مهر و محبت بود. وی در جبهه جانشین دوم گردان یدالله بود.
🔹در قسمتی از وصایای شهید اسدالله اسعدی آمده است: " اى پدر مهربان و مادر عزیزم که آرزو داشتى من از جبهه با پیروزى کامل برگردم و مرا داماد کنى غافل از آنکه من اینجا به معشوق خود رسیدهام و شما را هم دعوت مىکنم به این مجلس شادى واقعا که همچون مجلسها کم بوجود مىآید. امیدوارم که مرا ببخشید که از شما جدا شدم چون معشوقم را بیشتر دوست داشتم و همه دوست دارند ولى هر کس هر کس به آن معشوق نمىرسد امیدوارم که شما هم به این معشوق برسید، ان شاء الله. "
🔹اى پدر جان، آن پولهایى که قرض الحسنه از بچهها گرفتهام با عرض ادب تقدیمشان کن و از جاى من تشکر کن. "
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
شهید محمد عابدی، معلمی که جانش را در راه مبارزه فدا کرد
🔹شهید محمد عابدی شیروان فردی مهربان ، متین و دارای اخلاق خوش و رفتاری شایسته بود در چهرهاش همیشه تبسم نمایان بود.
🔹محمد عابدی معلمی نمونه و الگویی عالی برای سایر معلمان و دانش آموزان بوده است . وی سالیان سال با جدیت و سرافرازی به امر تعلیم و تربیت پرداخت و از هیچ کوششی برای تربیت و آموزش نونهالان این مرزبوم فروگزار نبود.
🔹عابدی بهعنوان یک نیروی فرهیختهی فرهنگی با توجه به شناخت وضعیت نابسامان جامعه قبل از انقلاب و احساس وظیفه در خود شروع به مبارزه نمود.
#معرفی_شهید
#شهید_انقلاب
شهید ماشاالله پیلافکن، رزمندهای که یک تنه لشکر دشمن را زمینگیر کرد
🔹شهید پیل افکن در ادامه عملیات چزابه شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن بدون وقفه برای نجات تیپ ۷۷خراسان از محاصره با دشمنان جنگید و آنقدر از مهمات ذخیره شده دشمن استفاده کرد تا مهمات آن محدوده به پایان رسید، آنگاه با لب تشنه و بدن خسته و گرسنه، و چشم ترکش خورده ایی که ۶ شبانه روز نخوابیده در محاصره دشمن قرار گرفت و تنهایی به اسارت دشمن در آمد.
🔹همین اقدام شهید پیلافکن در عملیات چزابه باعث شد تا کینهای در دل دشمن بیندازد؛ آنقدر که فرماندهشان دستور داد او را زنده اسیر کنند. ماشاالله بعد از چند روز مبارزه خسته و کمتوان شده بود اما ناامید خیر. باز هم در کمین دشمن نشسته بود تا شاید بتواند یکی از بعثیها را شکار کند.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
🇮🇷
📷ویژگی اخلاقی معروف شهید «محمد زهرهوند» پل رسیدنش به معبود شد
🔹همسر شهید محمد زهرهوند نیز در خصوص شخصیت و رفتار همسرش اینطور میگوید: احترام به والدین و توصیه به حجاب از اولویتهایش بود؛ صیانت از حجابم در زندگی، از اولویت های «محمد جان» بود، چادر زهرایی برایش چنان با ارزش بود که در آخرین سفارشهایش از من خواست دُردانهاش با حجاب زهرایی در اجتماع و محافل حضور پیدا کند. پس از آغاز جنگ سوریه محمد هم حس و حال دیگری پیدا کرد. شب تا سحر، «اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک» ذکر نماز شب و نیاز اشکهایش شد تا اینکه به آرزویش یعنی رفتن به جبهه و شهادت رسید."
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_وطن
شهید بوشهری که ازدواجش را به خاطر سنگرسازی در جبهه عقب انداخت
🔹چندماهی از دوره استراحت حسین درگویی گذشت، حالش که بهتر شد مادرش زمینه ازدواجش را فراهم کرد. مراسم خواستگاری انجام شد و قرار مراسم ازدواجش را گذاشتند اما او گفت: «تا من به جبهه بروم و برگردم، بعد از آن مراسم را برگزار میکنیم، الان وقت ازدواج من نیست چون که در جبهه به راننده ی لودر نیاز دارند.»
🔹شهید بعد از ترخیص از بیمارستان، همیشه آرزوی بازگشت به جبهه را داشت. پزشکان و دوستانش با توجه به وخامت حالش به او سفارش می کردند که باید استراحت کنی تا بهبودی کامل پیدا کنی اما عشق به امام (ره)، انقلاب و جهاد در راه خدا او را لحظهای آرام نمیگذاشت. دوباره به جبهه رفت و در خط مقدم با لودر سنگر میساخت.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
🇮🇷
از دزفول تا عرش شهادت
🔹سردار سرلشکر شهید دکتر حاج احمد سوداگر از فرماندهان و طراحان عملیات برجسته دوران دفاع مقدس و پایهگذار بسیاری از مراکز علمی، فرهنگی و پژوهشی پس از این دوران است، مسئولیت اطلاعات عملیات قرارگاههای قدس، کربلا، نجف و فرماندهی لشکرهای ۷ ولیعصر (عج)، ۲۵ کربلا و ۲۷ محمد رسول الله (ص)، معاون اطلاعات عملیات سپاه پاسداران، تاسیس دانشکده اطلاعات و امنیت سپاه و پایه گذاری کاروانهای راهیان نور تنها بخشی از مسئولیتهای های اوست.
#معرفی_شهید #شهید_شما
#شهید_شیمیائی
شهیدی که عاشقانه کودکان را دوست داشت
🔹شهید کامبیز ملک شامران کار روی ادبیات کودکان را کاری بسیار اساسی و بنیادی میدانست و وقتی احساس می کرد که جامعه به این مهم، بهای چندانی نمیدهد، به شدت رنج میبرد؛ چرا که احیای فکر و اندیشه هر کودک را به منزله احیای یک نسل میدانست و غفلت از آشنا ساختن نسل آینده با «اسلام ناب» را دردی بسیار بزرگ!
🔹ملک شامران برای این که با روحیه بچهها بیش تر آشنا شود، در تابستان سال ۵۹ اتاقش را به صورت کتابخانه کوچکی درآورد و آن را محلی قرار داد برای آن که بچههای محله به آن جا بیایند و در این میان، او خود، برایشان قصه میخواند و شعر میگفت و نقاشی میکشید. عشقش به کودکان باعث شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همکاران کانون بپیوندد و در آنجا برای کودکان داستان بنویسد.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
شهید روح الله طالبی؛ شبيهخوان عاشورایی که در تاسوعا، كربلايی شد
🔹پدر شهید #روح_الله_طالبی درباره فرزندش میگوید: " از مأموریت كه برمیگشت ابتدا به من و مادرش سر میزد و دست ما را میبوسید و سپس به خانه خودش میرفت.
🔹این شهید والا مقام در جواب اطرافیان كه میگفتند بچهات كوچک است نرو میگفت: زن و بچه برای آزمایش است. حتی در برابر گریهها و بیتابیهای حنانه در بدرقهاش هم خودش را نگه داشت و اصلاً پشت سرش را نگاه نكرد تا مبادا از رفتن منصرف شود.
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_حرم