هدایت شده از سداد | امیرهادی سرجوئی
شخصی از اهالی کوفه به محضر حضرت
اباعبداللهالحسین علیهالسلام چنین نوشت:
يا سَيِّدِي أَخبِرنِي بِخَيرِ الدُّنيَا وَ الآخِرَةِ؛🍃
ای آقای من! خیر دنیا و آخرت را به من
معرفی کن.
حضرت در پاسخ او چنین مرقوم فرمودند:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ مَنْ طَلَبَ
رِضَى اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ؛ وَ مَنْ
طَلَبَ رِضَى النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى النَّاسِ؛
وَ السَّلَامُ.
به نام خداوند بخشنده مهربان؛
بعد از ستایش پروردگار،کسی که رضایت خداوند
را بر ناراحتی مردم ترجیحدهد، خداوند قلبهای
ی مردم را به سوی او جلب خواهد کرد و کسی
که رضایت مردم را بر خشنودی خداوند ،ترجیح
دهد، خداوند او را به مردم وا میگذارد. والسلام
▪️الأمالي، للصدوق؛ صفحه ۲۰۰ 📚
هدایت شده از یَدومُ|خانم معلم🌱
آسمان مکه از غروب آفتاب هنوز خونی بود و گهگاه خنکای نسیم صورت را نوازش میداد. کاروان پشت سر امام در حال حرکت بود. کودکان در تاریکی گرگ و میش راه، دلگرم بودند به عباس ابن علی که ماه بنی هاشم بود. مخدرات حرم سوار بر کجاوه شده در حلقهای از محارمشان از گزند هر نگاه مسمومی در امان بودند.
این تلالو گوهر ولایت بود که از بین تمام افراد عشیره، این کاروانِ هشتاد و چند نفره را برای همراهی حسین علیه السلام برگزید و الاّ دلیل برای ماندن یا بهتر است بگوییم برای جاماندن زیاد بود!
آخر کوفهای که از چاهش فریاد مظلومیت علی علیه السلام بلند میشد، کوفهای که هنوز محرابش به خون ولی خدا آغشته بود حالا چرا باید امام را به قتلگاه میکشاند؟! کوفهای که دنیا میدانست دعوت نامههایش اعتبار ندارد. حتی اگر هزار هزار باشد!
روز عرفه وقتی امام با خدای خود نجوا میکرد و «رِضَاً بِرِضاک» میگفت، میدانست، آن ذبح عظیمی که سالها پیش ابراهیم گمان میکرد برای اسماعیل او مقدر شده در حق علی اصغرش رقم خواهد خورد...
|✍️🏻محدثه رفیع
@yadumo_ir