آزادی درونی، اساس آزادی بیرونی است
مصباح روی این نکته فوق العاده تأکید میکنه:
آدمی که نتونه جلو زبانش رو بگیره،
یا چشمش رو مدیریت کنه،
یا حسادتش رو کنترل کنه،
نمیتونه مدعی آزادی اجتماعی باشه.
چون:
اسیر خشمشه
اسیر نیاز به تأیید دیگرانه
اسیر پول و مقامه
اسیر عادتهاشه
اسیر تبلیغاته
علامه میگه:
«آزادی بیرونی بدون آزادی از نفس،
توهّم آزادی است.»
آزادی اجتماعی در اسلام سه حدّ دارد:
علامه مصباح سه خط قرمز در آزادی اجتماعی
میگذارد:
۱ـ فساد اخلاقی عمومی
آزادی که به تحریک شهوت دیگران منجر شود،
ممنوع است❌
۲ـ تضعیف اصول ایمانی جامعه
آزادی بیان تا جایی پذیرفتنی است که
بنیان ایمان عمومی را تخریب نکند❌
۳ـ تجاوز به حقوق معنوی انسانها
یعنی آزادی نباید تبدیل به تحقیر، تخریب روانی
یا اشاعه دروغ شود❌
▫️خلاصه:
اسلام آزادی را تا جایی میدهد که به کرامتِ
انسان آسیب نزند.
نقد عمیق آزادی غربی: بردگی در لباس آزادی
اینجا علامه خیلی صریح حرف میزند:
غرب انسان را از قید دین آزاد کرد،
اما تحویل داد به:
بندگی سرمایهداران
بندگی رسانه
بندگی شهوت
بندگی مصرفگرایی
بندگی مشهور شدن و لایک
بندگی سبک زندگی هالیوودی
پس انسان غربی ظاهراً آزاد است،
اما باطناً اسیرتر از انسان قدیم.
این بخشِ تحلیل، برای جوانها
خیلی قابل استفاده است.
نتیجه نهایی: آزادی یعنی بندگی خدا
جمعبندی علامه اینه:
انسان فقط وقتی آزاد میشود که
از غیر خدا آزاد شود. بندگی خدا، یعنی آزادی
از همه بتهای ذهنی، اجتماعی و فرهنگی.
آزادیِ بدون خدا یعنی سقوط تدریجی
در دام نفس. به تعبیر ایشان:
«آزادی حقیقی، در سایه عبودیت خالصانه
حاصل میشود.»
زمان:
حجم:
1.8M
#باهم_کتاب_بخونیم 📚
کعبه قبله زاد | دفتر اول
استـاد حامد کاشانی📝
جلسه هشتم، اقداماتگستردهٔ
دشمن برای کتمان فضایل امیر
المؤمنین علیهالسلام🍃
سداد | امیرهادی سرجوئی
#باهم_کتاب_بخونیم 📚 کعبه قبله زاد | دفتر اول استـاد حامد کاشانی📝 جلسه هشتم، اقداماتگستردهٔ دشمن بر
نشانی مطلب فوق🪧
۱ـ مرقاة المفاتیح، جلد۹، صفحه ۳۹۳۱
۲ـ تهذیب الکمال، جلد۲۰، صفحه ۴۲۹
۳ـ سیر اعلام النبلاء، جلد۷، صفحه ۴۱۳
۴ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد ۱۱،
صفحه ۴۴
۵ـ المناقب، خوارزمی، صفحه ۲۹۳
۶ـ کافی، حلد ۱، صفحه ۹۰
۷ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶، صفحه ۱۵۴
۸ـ مناقب، ابن شهر آشوب، جلد ۲، صفحه ۱۶۲
۹ـ سنن ترمذی، جلد ۵، صفحه ۴۶۱
۱۰ـ تفسیر فرات کوفی، صفحه ۵۴۸
کتاب «فوز سالک»
واقعاً مثل یه دوست صمیمی و باتجربه میمونه
که کنارته و قدم به قدم راه رو بهت نشون میده.
مرحوم صفایی حائری، اونقدر دلش برای ما
سوخته که انگار تمام تجربیات و معارف خودش
رو ریخته توی این کتاب تا ما هم بتونیم از این
سفر پر از نعمت، لذت ببریم و به مقصد برسیم.
فکر کن، ما اینجا یه خونه داریم،
این خونه وجود خود ماست. خب، اگه خونه
مرتب نباشه، پر از گرد و خاک و آشغال باشه،
مگه میشه آدم توش راحت زندگی کنه⁉️
تازه، اگه مهمون عزیزی هم بخواد بیاد، آدم
خجالت میکشه! دنیای درون ما هم همینه.
این نفس اماره، مثل یه مهمون ناخونده و
شلوغ پلوغه که همهچی رو به هم میریزه.
مرحوم صفایی حائری، بهمون میگن:
“بچهها! اول خونه دلتون رو پاک کنید!”
مرحوم صفایی حائری، بهمون میگن:
“بچهها! اول خونه دلتون رو پاک کنید!”
این پاک کردن یعنی همین شناخت نفس.
یعنی بشینیم یه نگاهی به خودمون
بندازیم، ببینیم چقدر حرفهای خوب میزنیم
و چقدر بد.. چقدر به یاد خدا هستیم و چقدر
غرق دنیا.ببینیم چه عادتهای خوبی داریم که
باید تقویتشون کنیم و چه عادتهای بدی که
مثل خوره جونمون رو میخوره و باید ریشهکن
کنیم. مثل اینکه داری توی آینه خودت رو نگاه
میکنی، نقاط مثبت و منفی رو میبینی و برای
بهتر شدن تلاش میکنی.