«جدی میگم، داریم به کجا میریم؟!»
بیایید یه ذره صادقانه با خودمون حرف بزنیم.
این روزا که میبینیم پوشش تو جامعه داره یه
جورایی «بیقید و بند» میشه، انگار نه انگار که
ما توی یه جامعه زندگی میکنیم که قراره یه
حریم و احترامی داشته باشه.
یه وقتایی آدم فکر میکنه انگار «عفت عمومی»
و «وقار اجتماعی» دیگه واژههایی شدن مال دوران
قدیم! وقتی حریمها اینقدر راحت شکسته میشه،
وقتی پوشش از یه سپرِ محافظ برای حیا و
شخصیت، تبدیل میشه به ویترینِ خودنمایی و
تحریک، واقعاً باید نگران شد.
یه چیزی رو خیلی روشن بگم: «حجاب»
یا «پوشش مناسب» فقط یه انتخاب شخصیِ
خشک و خالی نیست که به کسی ربط نداشته
باشه! نه! وقتی تو توی یه جمع عمومی هستی،
پوشش تو یه پیام داره، یه اثره. انگار داری با زبون
بیزبونی یه چیزایی رو به بقیه میگی و روی نگاه،
فکر و حتی حالِ روحیِ بقیه تاثیر میذاری.
اگه امروز نسبت به «مرزهای پوشش» بیتفاوت
باشیم، فردا چطوری میخوایم جلوی بیتفاوتی به
«مرزهای نگاه»، «مرزهای حرف زدن»،
«مرزهای حریم خصوصی» و حتی «مرزهای
مسئولیتپذیری» رو بگیریم؟ اینا همهشون به هم
وصلن!
از دیدِ عقل سلیم هم، وقتی نظم پوشش به
هم میریزه، معمولاً نتیجهاش این میشه که:
۱ـ آدمها رو مثل کالا میبینیم: دیگه به باطن و
شخصیت کسی کاری نداریم، فقط ظاهر مهمه.
۲ـ اعتماد تو جامعه کم میشه: وقتی همه چی
رو شده و نمایشی باشه، دیگه کی به کیه؟
۳ـ یه جورایی اعصابهامون خورد میشه: هی
این همه نمایش و تحریک، واقعاً آدم رو کلافه
میکنه.
۴ـ کانون گرم خانواده سست میشه: وقتی حیا
کم بشه، پایه خانواده هم میلنگه.
۵ـ یه ارزش مشترک تو جامعه نمیمونه:
همه چی رو هواست!
آره، میدونم شاید بگی «خب به کسی مربوط
نیست!» ولی وقتی پای «فرهنگ» و «زیست
اجتماع» وسط باشه، دیگه پای «خودم» نیست،
پای «ما»ئه. پوشش، بیلبوردِ شخصیت و فرهنگِ
ماست. اگه این بیلبورد داغون باشه، پیامی که
میدهم هم داغونه.
پس نقدِ این وضعیت، نقدِ یه آدم نیست؛
نقدِ یه روندیه که داره آرامآرام، خیلی چیزا رو از
ما میگیره؛ چیزایی مثل حیا، آرامش، و اون حسِ
مسئولیتِ مشترک که یه جامعه رو سرپا نگه
میداره.
کتاب «سه گونه اسلام»
مجموعهای از دو گفتار کوتاه از شهید
آیتالله دکتر بهشتی است:
۱ـ گفتار اول: سخنرانی سال ۱۳۵۷ در اتریش،
در جمع دانشجویان عضو اتحادیه انجمنهای
اسلامی دانشجویان
۲ـ گفتار دوم: سخنرانی سال ۱۳۴۷ در آلمان،
با عنوان «مراحل اساسی یک نهضت»
این دو گفتار، با اینکه کوتاهاند، اما از مهمترین
متنهایی هستند که روش فهم دین در اندیشهٔ
شهید بهشتی را نشان میدهند.
شهید در این کتاب، فقط دربارهی «اسلام»
حرف نمیزند؛ بلکه نشان میدهد اسلام را باید
چگونه فهمید، چگونه از آن در برابر تحجر و
التقاط پاسداری کرد، و چگونه آن را به نیرویی
برای ساختن تاریخ تبدیل نمود.
یه کم صبر کنید، فعلاً حرفی ندارم🪧
این عکس رو ببینید و حواستون به نوشتهها
باشه. به زودی با خلاصهای مهم برمیگردم..
یه وقفهٔ کوتاه است، میخوام خوب دقت کنید
و تمرکز کنید، چون موضوع واقعاً مهمه!💯📚