eitaa logo
پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
238 ویدیو
27 فایل
🔰مراکز زیرمجموعه: ◽️مبانی تمدن‌سازی انقلاب اسلامی ◽️نظام‌سازی اسلامی در حوزه‌های فرهنگی ◽️مطالعات آمریکا ◽معماری و شهرسازی اسلامی ◽تربیت اسلامی ◽حکمرانی مردمی و بسیج ارتباط با ادمین @samadimahallati
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 معجزه خون و خطر؛ جنگ چگونه غبار از چهره مسجد شست؟ هشداری زودهنگام برای دوران پساجنگ مساجد ✍️ محمدجواد نوروزی اقبالی 🟧 جنگ، غبار عادت را می‌شوید و حقیقت‌های فراموش‌شده را دوباره نمایان می‌کند. ناگهان چیزهایی که در روزگار عادت، کوچک و کم‌اثر به نظر می‌رسیدند، در متن حادثه قد می‌کشند و معنای تازه پیدا می‌کنند. مسجد، یکی از همان حقیقت‌های بیدارشده است؛ حالا مسجد فقط محل نماز نیست؛ محل قرار است، محل خبر است، محل همدلی است، محل تقسیم کار است، محل ایستادن دل‌های مضطرب کنار هم است. این روزها معلوم شده که مسجد، اگر مسجد باشد، از دیوار و در و محراب فراتر می‌رود؛ به ستون پنهانِ محله بدل می‌شود. انگار آژیرها آمده‌اند تا به ما یادآوری کنند چیزی را که سال‌ها می‌دانستیم و از یاد برده بودیم: مسجد، باید در متن زندگی باشد، نه در حاشیه مناسک. اما همین‌جا، یک خطر بزرگ دهان باز می‌کند؛ اینکه مسجد را فقط برای روز مبادا بخواهیم. اینکه تا صدای تهدید هست، مسجد را صدا بزنیم، اما همین که فضا کمی آرام شد، دوباره آن را به انبار خاطره‌ها، مراسم‌ها و عادت‌های کم‌رمق برگردانیم. مسجد اگر قرار است فردای این روزها هم زنده بماند، باید خانه‌ای شود برای دل‌های نگران، برای جوان‌های آماده اما دیده‌نشده، برای زنانی که بار نیمی از صبر این سرزمین را بر دوش می‌کشند، برای خانواده‌هایی که بیش از نان و خبر، به معنا و پناه احتیاج دارند. مسجدی که اگر درست فهم شود، بزرگ‌ترین رقیبِ تنهایی انسان معاصر است. رقیبِ بی‌پناهی، بی‌معنایی، بی‌نسبتی و ازهم‌گسیختگی. جنگ فقط این حقیقت را با صدای بلندتر فریاد زده است. حالا دیگر سؤال این نیست که مسجد در شرایط جنگ چه می‌کند؛ سؤال این است که چرا باید حتماً بحرانی دربگیرد تا مسجد، خودش شود؟ فرصت این روزها، فقط بسیج نیرو نیست؛ کشف ظرفیت است. در بحران، آدم‌ها از گوشه‌های پنهان خود بیرون می‌آیند. جوانی که تا دیروز در مسجد فقط شنونده بود، حالا مسئولیت‌پذیر می‌شود. بانویی که حضورش به حاشیه رانده می‌شد، حالا گره از کار جمع باز می‌کند. مردی که کسی از توانش خبر نداشت، حالا تکیه‌گاه یک شبکه مردمی می‌شود. خطای بزرگ این است که مسجد، این استعدادها را مصرف کند اما تثبیت نکند؛ از شانه‌هایشان بار بردارد، اما برایشان جایگاه نسازد. سیاست مسجد در این روزها باید یک اصل روشن داشته باشد: هر کاری که برای جنگ می‌کنیم، باید ظرفیت ماندگار اجتماعی تولید کند. اگر امروز شبکه‌ای برای پشتیبانی شکل می‌گیرد، باید هم‌زمان به هسته‌ای برای خدمت‌رسانی دائمی تبدیل شود. اگر امروز فهرست نیروها نوشته می‌شود، باید فردا همین فهرست، نقشه حل مسائل محله باشد. اگر امروز مسجد مرکز خبر و امداد و هماهنگی است، باید از همین حالا یاد بگیرد که چگونه مرکز مشاوره، همدلی، پیگیری، مطالبه‌گری و گره‌گشایی هم باشد. مردم وقتی می‌مانند که احساس کنند «صاحب نقش»‌اند، نه اینکه فقط در لحظه خطر، به عنوان نیروی ذخیره فراخوانده شده‌اند. وگرنه همه‌چیز، بعد از فروکش حادثه، مثل یک قرارگاه موقت جمع می‌شود و از آن همه شور، فقط چند عکس و چند خاطره می‌ماند. باید مراقب بود؛ این روزها ممکن است بگذرند، اما نباید این بیداری بگذرد. نباید گذاشت مسجد، پس از آنکه یک بار دیگر مزه حضور در متن زندگی مردم را چشید، دوباره به حاشیه رانده شود. این آتش، می‌تواند غبار سال‌های رخوت را از چهره مسجد بسوزاند. و چه حسرتی از این تلخ‌تر که ملتی، در دل خطر، گنج خود را پیدا کند، اما با پایان اضطرار، همان گنج را دوباره زیر خاک عادت دفن کند. باید کاری کنیم که فردا، خاموش شدنِ آژیرها، به معنای خاموش شدنِ چراغ مسجد نباشد. 📋 اندیشکده مسجد پژوهشکده شهید صدر ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
جنگ روایت‌ها روایت پیروزی در نجات خلبان یا روایت شکست و انهدام هواگردهای آمریکایی ✍ سید احمد ابوترابی از روز اول این جنگ، رییس جمهور آمریکا دوست داشت تا خودش رسانه‌ی جنگ باشد. دوست داشت تا بگوید اوست که تعیین کننده آغاز و پایان جنگ است و روند جنگ را او مدیریت می‌کند. دوست داشت تا مردم جهان برای اطلاع از روند جنگ او را بشنوند و قبول کنند. جنگ در روایت‌ها نیز آغاز شده بود.البته جنگ روایت‌ها سابقه‌ای به درازای تاریخ دارد! اما در این روزها، جنگ روایت‌ها یعنی بیش از اینکه خوشحال از سرنگونی چند هواپیما و جنگنده و هلیکوپتر آمریکایی در این چند روز باشیم، از شنیدن خبر نجات خلبان آمریکایی دچار گرفتگی و دلسردی شویم. یادمان نرود که ما در حال دفاع در مقابل تجاوز بزرگترین ارتش جهان هستیم. یادمان نرود درست در روزهایی که ترامپ سخن از نابودی نیروهای مسلح ایران می‌گفت F15 و A10 و چه و چه اش را پدافند ایران نابود کرد. حالا ترامپ شکست خورده چگونه باید این‌شکست را بپوشاند؟ با تغییر موضوع! خبرگزاری‌های رسمی‌و اصلی آمریکا و صفحات مجازی آمریکا پر است از افتخار به اینکه چه ارتشی داریم که توانست جان یک‌سربازش را نجات دهد! ولی جایی سخن از قدرت پوشالی همین ارتش قوی! نیست که در یک روز توسط کشوری که ترامپ گفته بود همه چیزش را نابود کرده چند هواپیما و جنگنده و بالگردش نابود شدند!!! باید مراقب جنگ در همه عرصه‌ها بود. بالاخص ها!   ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔰 بحران به مثابه لحظه بازتولید؛ وقتی نظام‌ها در نقطه صفر دوباره شکل می‌گیرند 📝 حجت الاسلام حسن ابراهیم پور 💠 کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب 🔻 در بسیاری از تحلیل‌ های کلاسیک سیاست و امنیت، بحران‌ ها معمولاً به‌ عنوان لحظات فرسایش و تضعیف نظام‌ های سیاسی فهم می‌شوند؛ لحظاتی که در آن فشار های بیرونی یا شوک‌ های داخلی می‌ توانند به اختلال در سازوکارهای تصمیم‌ گیری و حتی فروپاشی ساختاری منجر شوند. با این حال تجربه برخی جوامع نشان می‌ دهد که همه بحران‌ ها الزاماً به معنای حرکت به سمت فروپاشی نیستند. گاهی بحران‌ ها به «» تبدیل می‌شوند؛ نقطه‌ای که در آن ظرفیت‌ های نهفته یک جامعه و ساختار سیاسی به شکلی تازه فعال شده و نوعی بازتولید درونی شکل می‌گیرد. 🔹 در چنین شرایطی، آنچه سرنوشت یک نظام سیاسی را تعیین می‌ کند ابزارهای مادی قدرت نیست. زیرساخت‌های نظامی، اقتصادی و فناورانه اهمیت دارند، اما پایداری واقعی از لایه‌ های عمیق‌تری نشأت می‌گیرد؛ لایه‌ هایی که در ذهن جمعی، شبکه‌ های اجتماعی و معماری نهادی یک کشور ریشه دارند. جامعه‌ ای که در آن مجموعه‌ ای از باورها، ارزش‌ها و روایت‌ های مشترک شکل گرفته باشد، در لحظه‌ های سخت دچار فروپاشی روانی نمی‌ شود. فقدان‌ ها و ضربه‌ ها در چنین بستری اغلب به نمادهایی برای استمرار و همبستگی تبدیل می‌شوند و اراده جمعی را به سمت کنش فعال سوق می‌ دهند. 🔸 از سوی دیگر، جامعه‌ ای که در آن الگوهای مشارکت و حضور عمومی طی سال‌ ها شکل گرفته باشد، در شرایط بحران نیز منتظر فرمان‌ های رسمی نمی‌ماند. شبکه‌ های اجتماعی، گروه‌ های مردمی و حلقه‌ های میانی به‌طور طبیعی فعال می‌ شوند و نوعی خودجوش پدید می‌آورند. این کنش جمعی تنها واکنشی احساسی نیست، بلکه محصول رسوب تجربه‌ های تاریخی و هویت مشترکی است که در حافظه اجتماعی جامعه شکل گرفته است. 🔹 در کنار این دو سطح، نقش ساختار سیاسی نیز تعیین‌ کننده است. نظام‌ های سیاسی‌ ای که بر شبکه‌ ای از نهادها، قواعد و سازوکارهای تثبیت‌شده استوارند، در مواجهه با شوک‌ های بزرگ دچار خلأ فلج‌کننده نمی‌شوند. در چنین ساختارهایی انتقال قدرت، تداوم تصمیم‌ گیری و حفظ ثبات می‌تواند حتی در دشوارترین شرایط نیز ادامه پیدا کند. این ظرفیت نهادی به نظام سیاسی امکان می‌دهد که از دل بحران عبور کند، بدون آنکه انسجام درونی آن از هم گسیخته شود. 🔸 از این منظر، برخی بحران‌ها بیش از آنکه نقطه پایان باشند، لحظه‌ های . در این نقاط، جامعه، ساختار سیاسی و شبکه‌های نهادی یکدیگر را تقویت کرده و انرژی تازه‌ای برای ادامه مسیر تولید می‌ کنند. به همین دلیل است که گاه پیش‌بینی‌ هایی که بر مبنای فرسایش و انسداد ساخته شده‌اند، در عمل به نتیجه نمی‌ رسند. 📍 در نهایت، آنچه یک جامعه را در برابر تکانه‌های شدید پایدار نگه می‌ دارد، قدرت سخت یا منابع مادی نیست؛ علت پایداری توانایی آن در حفظ انسجام درونی و تبدیل بحران به فرصتی برای بازتولید ساختاری است. جوامعی که از چنین ظرفیتی برخوردارند، حتی در سخت‌ ترین لحظات نیز می‌ توانند از «نقطه صفر بحران» عبور کرده و مسیر تداوم خود را دوباره ترسیم کنند. ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🟥 از انتخاب تا تحمیل: چگونه روایت ریچارد هاس واقعیت جنگ با ایران را وارونه می‌کند 📃یادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکا ✍🏻 سیداحمدابوترابی؛ پژوهشگر مرکز مطالعات آمریکا ◀️ ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا، در یادداشت اخیر خود در فایننشال تایمز، جنگ کنونی علیه ایران را «یک جنگ انتخابی» توصیف کرده است. او می‌نویسد: «آمریکا گزینه‌های مناسب دیگری، بالاتر از همه، دیپلماسی، داشت، به خصوص که هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای مبنی بر لزوم برخورد نظامی با یک تهدید قریب‌الوقوع ارائه نشده بود.». اما این پرسش بنیادین باقی می‌ماند: آیا واقعاً جنگ با ایران یک «انتخاب» بود، یا نتیجه اجتناب‌ناپذیر زنجیره‌ای از اقدامات واشنگتن که خود هاس نیز به برخی از آنها اشاره می‌کند؟ ⭕️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19254 ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔰روشنفکری رها شده در تاریخ 📝 حجت الاسلام سید مجتبی امین جواهری 💠 کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب ▫️جریان روشنفکری ما امروز به «موضع گیری» مناسب فکر می کند تا از سویی جنگ طلب نباشد و از سوی دیگر جمهوری اسلامی آن را مصادره نکند. بارها در مصاحبه ها و یادداشت ها این مطلب را خواندم. این موقعیت بسیار مبتذل است چون لایه پنهان در موضع گیری، نوعی انفعال و بی عملی است. در تاریخ، عاملیت ها باقی می ماند و مواضعِ شخصیت ها همیشه با جنس عاملیتِ آن ها درک می شود. چطور روشنفکران احساس می کنند با تعیین موضع می توانند نقش تاریخی ایفا کنند؟ ابتذالِ این موقعیت از همین نقطه روشن می شود. اعلام موضع یک کنش رسانه ای است نه تاریخی. ▫️تا زمانی که روشنفکری به دنبال موضع گیریِ غیرقابل مصادره است، هیچ نقش تاریخی نمی تواند ایفا کند. آن ها از امثال فروغی به عنوان سوژه تاریخی یاد می کنند که اتفاقاً در دیکتاتوری ترین شرایط ایران نقش آفرینی کرده ولی التفاتی ندارند که فروغی در قبال ایران به دنبال موضع گیری نبود بلکه خود را در آن شرایط به نقطه ای رساند تا اثر بخش باشد و مدح و ثنای آن ها را برانگیزاند. ▫️سرنوشت این وضعیت را می توان در پاسخ به پرسشی عمیق تر جستجو کرد؛ اساساً جریان روشنفکری چه نسبتی با انقلاب اسلامی برقرار کرده؟ به چه میزان تحولات 50 ساله اخیر را به رسمیت شناخته تا بتواند امکان های روشنفکری در بستر جمهوری اسلامی را مطالعه کند؟ قاعدتاً روشنفکری را نمی توان طیف واحد دانست. بسیاری از آن ها در ایده انقلاب اسلامی هضم شدند و دسته دیگری به صورت کامل دفع شدند در این میان عده ای بلاتکلیف باقی ماندند. ▫️این بلاتکلیفی فرصت برای هژمونی آمریکایی-صهیونیستی فراهم کرده تا آن ها را در مبتذل ترین موقعیت به بازی بگیرد. این ابتذال آن ها را از جنبه های انسانی جنگ هم دور کرده تا جایی که مقاومت ایرانیان در دو جنگ اخیر برای آن ها معنایی تولید نمی کند. ▫️به نظر می رسد فاصله تاریخی میان روشنفکران و توده مردم بعد از انقلاب اسلامی نیز همچنان ادامه داشته و با وجود بستر های رسانه ای آزاد و عناصری مثل سلبریتی ها و ... شکاف زیادی میان طبقات اجتماعی و این جریان وجود دارد. این جنگ می توانست فرصتی برای بازنگری در نقش روشنفکری در ایران باشد ولی نشانه ای از فرایند اصلاحی دیده نمی شود. ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔴 ضرورت باز اندیشی در هندسه نظام‌سازی دینی در متن تجربه پسا‌جنگ ✍ محمدصادق تقی زاده طبری ♦️جوامعی که از دل جنگ و تقابل‌های سهمگین عبور می‌کنند، ناگزیر وارد دوره‌ای می‌شوند که می‌توان آن را مرحله بازاندیشی در بنیادهای نظام یک جامعه نامید؛ مرحله‌ای که در آن، ضرورت بازنگری در سازوکارهای پیشینی ضرورت می یابند، زیرا جنگ نه‌فقط ساختارهای مادی، بلکه لایه‌های پنهان هویت، معنا، عاطفه و عقلانیت اجتماعی را دگرگون می‌کند. نظام‌سازی دینی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بلکه بیش از دیگر الگوها نیازمند آن است که در پرتو تجربه جنگ، خود را بازخوانی، تصفیه، ارتقا و بازتولید کند. دلیل این ضرورت آن است که نظام دینی بر معنویت، اخلاق، و فهمی خاص از انسان و جامعه بنا شده است و جنگ درست همان نقاط را در معرض تزلزل و در عین حال، در معرض رشد قرار می‌دهد. ♦️در دوران پساجنگ، نخستین پرسش جامعه این نیست که چگونه ویرانی‌های فیزیکی را ترمیم کند، بلکه این است که اکنون انسان کیست؟ و جامعه چه صورتی از خود را تجربه می‌کند؟ انسان پس از جنگ، انسان دیروز نیست: رنج، مقاومت، ازخودگذشتگی و مواجهه‌های بنیادین با مرگ، او را به ساحتی تازه از معنا و ادراک رسانده است. او در عمق جان خود پرسش‌هایی را حمل می‌کند که تنها پاسخ‌های سطحی قادر به آرام‌کردن آن‌ها نیستند. جامعه نیز لایه‌هایی از همدلی، درد مشترک، بیداری و حساسیت اخلاقی را تجربه کرده است که پیش از بحران پنهان یا خاموش بودند. نظام‌سازی دینی، اگر بخواهد در چنین دوره‌ای معنا داشته باشد، باید این انسان جدید و این جامعه نوظهور را نقطه آغاز خود قرار دهد، نه الگوهای پیشین را. ♦️این بازنگری تنها در اصلاح برخی نهادها یا قانون‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه نیازمند بازاندیشی در نسبت میان سه رکن اساسی نظام‌سازی است: معنا، ساختار، و کنش جمعی. جنگ نشان می‌دهد که ساختارها تا چه اندازه می‌توانند شکننده باشند اگر معنای پشت آن‌ها ضعیف یا مخدوش شود؛ و برعکس، معنای قوی تا چه اندازه می‌تواند ساختارهای ناکافی را در شرایط بحرانی نگه دارد. از این رو، دوران پسا‌جنگ فرصتی فراهم می‌کند تا جامعه به این حقیقت برسد که نظام دینی باید پیوند میان ارزش‌های توحیدی و سازوکارهای اداره زندگی را عمیق‌تر و عقلانی‌تر بازتعریف کند. در این مرحله، نظام‌سازی نه «بازسازی اداری» بلکه «احیای معنایی» است که سپس باید در قالب نظم اجتماعی تجسم یابد. 🔴کارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔰تحلیلی بر مکانیسم فروپاشی استکبار در مواجهه با جبهه حق 📝 حجت الاسلام ناصر قیلاوی زاده 💠 کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب 1️⃣ تقابل حق و باطل در اندیشه اسلامی، صرفاً یک نزاع تاریخی یا کشمکش تقلیل‌یافته‌ی سیاسی نیست، بلکه یک سنت لایتغیر هستی‌شناختی است. گزاره بنیادین و قرآنی «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» ناظر بر این حقیقت فلسفی است که باطل، در ذات خود فاقد اصالت و پایداری است. ظهور حق، به‌خودی‌خود، کاتالیزوری برای اضمحلال باطل به شمار می‌رود؛ به عبارت دیگر، سیستم‌های مبتنی بر باطل همواره نیازمند ضربات مهلک خارجی نیستند، بلکه قرار گرفتن در میدان جاذبه و تابش گفتمان حق، برای فروپاشی بنیان‌های سست آن‌ها کفایت می‌کند. 2️⃣یکی از مهم‌ترین مکانیسم‌های این فروپاشی، پدیده «خوددرگیری درونی» و ابتلا به آنتروپی ساختاری است. نظام‌های استکباری، هنگامی که با یک نیروی اصیل مواجه می‌شوند، پیش از آنکه در میدان نبرد سخت مغلوب گردند، دچار ازهم‌گسیختگی گفتمانی و زوال انسجام داخلی می‌شوند. البته این یک هشدار راهبردی برای جبهه حق نیز محسوب می‌شود؛ چرا که غفلت از مبانی، فقدان نقد درون‌گفتمانی و انحراف از اصول، می‌تواند هر سیستم پویایی را به آفت تهی‌شدگی از درون مبتلا سازد. 3️⃣در تحلیل مصداقی این پدیده در عصر حاضر، ایالات متحده آمریکا به‌عنوان بزرگترین قدرت مادی در عرصه جنگ‌های شناختی و رسانه‌ای قابل بررسی است. این هژمونی، با اتکا بر زرادخانه عظیم رسانه‌ای و سیاست‌گذاری‌های پیچیده خود، توانست در مقاطع حساسی چون جنگ سرد، بلوک شرق را با کمترین درگیری نظامی و از طریق استحاله فرهنگی و شناختی به زانو درآورد. با این وجود، تحولات دهه اخیر نشان می‌دهد که ماشین پروپاگاندای غرب، در مواجهه با گفتمان مقاومت، کارایی پیشین خود را از دست داده و دچار بحران مشروعیت و کارآمدی شده است. 4️⃣قرآن کریم در یک تحلیل دقیق جامعه‌شناختی از روان‌شناسی توده‌ها و نخبگان جبهه کفر، می‌فرماید: «تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى‌». این تشتت آراء و شکاف‌های عمیق اجتماعی در غرب، ریشه در فقر معرفت‌شناختی و فقدان تکیه‌گاه قدسی دارد. آیه شریفه «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً في‌ صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُون‌» به‌خوبی نشان می‌دهد که در دستگاه محاسباتی مادی‌گرایان، ترس از قدرت فیزیکی مؤمنان بسیار پررنگ‌تر از خشیت الهی است. این فقدان «تفقّه»، به معنای ناتوانی در درک معادلات فرامادی و محصور ماندن در محاسبات صرفاً پوزیتیویستی است. 5️⃣عامل کلیدی دیگری که به‌مثابه موتور محرک این زوال عمل می‌کند، کنشگری فعال، هوشمندانه و استقامت راهبردی امت اسلامی است. بحران‌های داخلی، دوقطبی‌های رادیکال و شکاف‌های بی‌سابقه در ساختار سیاسی آمریکا، صرفاً زاییده دینامیک درونی این کشور نیست؛ بلکه انعکاس و پیامد مستقیم ایستادگی و کنش‌های پیش‌دستانه جمهوری اسلامی ایران در لایه‌های مختلف امنیتی، نظامی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیک است. این تقابل هوشمند، نظم شیطانی دشمن را مختل کرده و آن‌ها را در یک مارپیچ نزولی از تصمیمات واکنشی گرفتار ساخته است. 6️⃣در نهایت، تحلیل این آوردگاه تمدنی ما را به یک نتیجه قطعی رهنمون می‌سازد: دستاوردهای جبهه مقاومت، تجلی اراده الهی در بستر عاملیت انسانی است. لرزش ستون‌های هژمونی استکبار، گواهی بر این مدعاست که قدرت فائقه خداوند از مسیر مجاهدت‌های امت اسلامی در حال تغییر هندسه قدرت جهانی است. تا زمانی که کنشگری ما در امتداد اراده الهی تعریف شود، معادله نصرت الهی برقرار بوده و غلبه حق بر باطل منطقاً در عرصه تاریخ عینیت خواهد یافت. ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔴 جنگ و خانواده‌های بد ✍ محمد حسین شاه آبادی ⭕️ تقریبا همه روان‌شناسان و جامعه‌شناسان منصف- مسلمان باشند یا نباشند- می‌گویند خانواده حلال بسیاری از مشکلات و بلکه همه مشکلات است. یعنی اگر می‌خواهید اعتیاد در جامعه کم شود یا عفاف زیاد شود، باید به خانواده بچسبید. اما با این حال ما می‌بینیم که برخی خانواده‌ها بد هستند و اصلا خانوادگی به جامعه آسیب می‌رسانند. مثل آن‌ها که در 18 و 19 دی ماه خانوادگی آمدند، یا خانواده‌هایی که به اینترنشنال زنگ می‌زنند و به دشمن گرا می‌دهند که ایران بمباران کند. چرا این گونه است؟ پاسخ دو بخش دارد. اول این که خیلی از این‌ها خانواده نیستند. ممکن است که رفتارهای مشابه و هم‌راستا داشته باشند، مثل این که همه یا چند تن از اعضا مخالف جمهوری اسلامی باشند و برای نابودی آن دست یاری به سوی هر نامردی دراز کنند، ولی آن‌ها واقعا خانواده نیستند، بلکه اعضای یک گروهی هستند که صرفا با هم ارتباط خونی یا نسبی دارند. بله؛ خانواده چیزی است بیشتر از این روابط. در خانواده، روح‌ها با هم یکی می‌شود. در این خانواده‌ها روح‌ها یکی نیست و گاهی به خون هم تشنه‌اند ولی در مخالفت با جمهوری اسلامی به وحدت رسیده‌اند. دوم آن که تعداد اندک دیگری از آن که خیلی خانواده‌تر از گروه اول‌اند و در خیلی چیزها با هم یکی شده‌اند، فعالیت‌ها و اقدامات مشترک‌شان علیه ایران اسلامی زیاد است منتها، عاملی که آنان را به وحدت رسانده ناپایدار است. مثلا به خاطر پول یا شهوت یا اعتباری که نزد دشمنان ایران پیدا می‌کنند، با هم یکی شده‌اند. واقعیت این است که خانواده وقتی خانواده است که روح‌ها یکی شده باشند و یکی شدن روح‌ها جز با یک روح بزرگ نامتناهی یعنی خدا اتفاق نمی‌افتد. برای همین می‌شود گفت که خانواده همچنان داروی بلامنازع جامعه اسلامی است و با این تعریف، ما اصلا خانواده بد نداریم! 📋 اندیشکده خانواده پژوهشکده شهید صدر ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔴پرچم لاإله إلا الله درافقاندیشه حضرت روح الله ✍ محمدصادق تقی زاده طبری 🔰 امام خمینی(ره):ما می‌گوییم‌‌ ‌‌تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت‌‌ ‌‌با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لااله‌الاّالله» را بر قلل رفیع کرامت و‌‌ ‌‌بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس ‌ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی‌ام، و ای‌‌ ‌‌نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و‌‌ ‌‌شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با‌‌ ‌‌آخرت. ♦️در افق فکری امام خمینی، هستی یک میدان پیوسته و وحدانی است؛ میدانی که اساس آن بر تجلی اسمای الهی استوار است و انسان در آن، نه عنصر منفعل جهان، بلکه آینه‌ای است که مراتب هستی را در خود می‌نمایاند. در چنین نگرشی، «لااله‌الاالله» صرفاً یک گزاره اعتقادی یا شعاری کلامی نیست؛ اعلام ساختار حقیقی وجود است. نفی «اله» در این بیان، نفی هرگونه استقلالِ موهوم برای هر موجودی در برابر حقیقت مطلق است؛ و اثبات «الله»، اشاره به وحدت وجودی است که همه کثرات را در ذات خویش جمع کرده و آنها را به سوی مقصد یگانگی هدایت می‌کند. امام خمینی این معنا را هم در آثار، و هم در سخنان خود تأکید می‌کند، توحید، نه یک گزاره ذهنی، بلکه ساختار هستی و سرشت انسان است. ♦️از این منظر، شرک و کفر در سخن او پیش از آنکه مفاهیمی فقهی باشند، وضعیت‌هایی وجودی‌اند: هرگونه توجه به غیر، هر نوع غفلت از حقیقت یکتا، و هر شکل دلبستگی‌ای که انسان را از اصل خود بازمی‌گیرد. در حکمت عرفانی، شرک، جز تجزیه و چندپاره دیدنِ جهان واحد نیست؛ و کفر، پرده‌گذاری بر حضور بی‌وقفه حقیقت در همه مراتب هستی. بنابراین هنگامی که امام خمینی می‌گوید «تا شرک و کفر هست، مبارزه هست»، این جمله در واقع دعوتی به تداوم سلوک انسان در نبرد میان وحدت و کثرت، حضور و غفلت، آزادی و اسارت نفس است. در این میدان یکپارچه هستی، مبارزه نه فقط حرکت علیه دشمن، بلکه تلاش بی‌پایان برای زدودن حجاب‌های ظلمانی از آینه وجود انسان و بشریت است. ♦️در این بستر، «ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم» معنایی کاملاً عرفانی می‌یابد. موضوع نزاع، قلمرو جغرافیا نیست، بلکه قلمرو باطن انسان است؛ و آنجا که مقصد، استعلای روح و رسیدن به مرتبه کرامت است، پیروزی و شکست در میدان‌های بیرونی اهمیت ثانویه می‌یابد. در حقیقت ،کرامت نه امری بالعرض، بلکه نشانه خروج تدریجی انسان از حیوانیت و ورود به مرتبه ملکوت است؛ و امام خمینی همین مفهوم را در سطح اجتماعی‑اخلاقی به کار می‌برد. «برافراشتن پرچم لااله‌الاالله بر قلل رفیع کرامت» یعنی رساندن انسان به نقطه‌ای که هیچ علتی جز حقیقت مطلق در او مؤثر نباشد. قلل کرامت، مکان نیستند؛ مقامات‌اند. ♦️بدین ترتیب، دعوت او به آنکه «از دست دادن موضعی را با تأثر، و گرفتن مکانی را با غرور بیان نکنید» دعوت به نوعی آگاهی وجودی است. در نظرگاه عرفانی، هر رویداد جهان چونان موجی است بر اقیانوس واحد هستی؛ کوچکی و بزرگی آن، در برابر ساحل بی‌کران حقیقت، به چیزی نمی‌ماند. پیروزی‌های ظاهری اگر انسان را گرفتار خودبسندگی و غفلت کنند، پرده‌ای دیگر بر توحید می‌شوند؛ و شکست‌های ظاهری اگر او را در مسیر خلوص قرار دهند، خود گامی در جهت توحیدند. در این دستگاه فکری، معیار ارزش نه نتیجه، بلکه نیت و جهت‌گیری است؛ و ارزش هر جهت‌گیری با میزان تطابق آن با «لااله‌الاالله» سنجیده می‌شود. ♦️سرانجام، پیوند مبارزه با «ما هستیم» در این عبارت، به معنای هویت‌یابی انسان در مسیر توحید است. در عرفان امام خمینی، انسان تا زمانی که در میدان نفس سرگشته است، وجود او پراکنده و ناپایدار است؛ اما هنگامی که در میدان توحید وارد می‌شود،میدانی که همه مراتب هستی را در پیوندی واحد نگه می‌دارد،هویت او استوار می‌گردد. «ما هستیم»، نه به معنای حضور یک گروه تاریخی، بلکه به معنای استمرار حضور انسان موحد در جریان توحید است. هستی حقیقی، در این نگاه، جز با نسبت برقرار کردن با حقیقت واحد شکل نمی‌گیرد؛ و این نسبت، همواره در قالب «مبارزه» با حجاب‌های درونی و نمودهای بیرونی شرک ،ظلم و استکبار تحقق می‌یابد. 🔴کارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔴 مسجد و تربیت سیاسی در جنگ، صلح و حتی آتش بس ✍محمد حسین شاه آبادی ♦️عصبانیت یا ناراحتی ما از آتش‌بسی که انتظارش را نداشتیم، طبیعی است. خوشحالی خیلی‌های دیگر هم بی‌ربط نیست. حتی شاید دلیل آتش‌بس دوهفته‌ای به این زودی‌ها نفهمیم چرا که وابسته به اطلاعات بیشتری است. با این حال، برای مسجد نبود «اطلاعات سیاسی» کافی دلیل نمی‌شود که «تربیت سیاسی» تعطیل شود. پس اگر فرزند یا دانش‌آموز شما از شما پرسید: «چرا این طوری شد؟» شاید نتوانید جزئیات را بگویید، ولی می‌توانید «قواعد تربیت سیاسی» را با او مرور کنید تا مثل برخی ترسوها از شعار قرآنی «جنگ جنگ تا پیروزی» کوتاه نیاید و سازش را تئوریزه نکند. تربیت سیاسی وظیفه هر کسی است که مستقیم یا غیرمستقیم نقش تربیتی دارد. دیگر مسجد که بعد از خانواده، مهم‌ترین نهاد تربیت است حتی گاهی از مدرسه بیشتر! این با سیاستمدار یا کارشناس سیاسی بودن متفاوت است. پس همه ما مسجدی‌ها باید این قواعد سیاسی را بدانیم و به درستی منتقل کنیم. مثلا این که جنگ ما با آمریکا و اسرائیل صرفا اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه ریشه در عقاید و خداباوری‌مان دارد را همه باید بدانند؛ یا این که این جنگ تا نابودی کامل کفر تمام نمی‌شود و فقط ممکن است شکلش تغییر کند، باید جزو پیش‌فرض‌ها باشد؛ و این که در ساختار دینی و اجتماعی ما همه سرباز ولیّ فقیه هستیم و تکلیف ما را او مشخص می‌کند، باید از صمیم قلب پذیرفته شده باشد. این‌ها اصول تربیت سیاسی ماست که باید آن را با همه شاخ و برگ‌هایش یاد بگیریم و یاد بدهیم. آن وقت با شنیدن خبر آتش‌بس نه زود عصبانی می‌شویم، نه تقلید کورکورانه می‌کنیم و نه قضاوت بی‌جا خواهیم کرد. 📋اندیشکده مسجد پژوهشکده شهید صدر ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
✅ جنگ رمضان و قدرت نهادی جمهوری اسلامی ایران ✍️ دکتر اشکان گل‌افشان 🔹 بصورت معمول جنگ‌ها و منازعات سیاسی در سطوح مختلف داخلی، منطقه‌ای و بین‌الملل آثار و پیامدهای متعددی دارند و در این رابطه تقریبا کلیه صاحب‌نظران مطالعات سیاسی متفق القول‌اند که یکی از مهم‌ترین آثار یا به عبارتی کارکرد جنگ‌ها ایجاد تغییر در الگوهای حاکم بر روابط قدرت و نظم سیاسی است؛ به گونه‌ای که معمولا مطالعات سیاسی مربوط به تاریخ روابط بین‌الملل و اجزاء آن به پیش و پس از جنگ‌ها تقسیم می‌شود. 🔹 جنگ رمضان و آنچه طی ایام اخیر در ایران و منطقه خاورمیانه شاهد آن بوده‌ایم از این قاعده کلی مستثناء نیست و برای صاحب‌نظران علوم سیاسی این امکان را فراهم می‌سازد تا علل، عوامل، آثار و پیامدهای این رویداد مهم و سرنوشت‌ساز را در سطوح مختلف داخلی، منطقه‌ای و بین‌الملل به همراه دلایل برتری و ناکامی هر یک از طرفین مورد بررسی قرار دهند. 🔹 قدرت نهادی جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین علل برتری ایران به حساب می‌آید که در جنگ 12 روزه و جنگ اخیر کاملا محسوس است. متقابلا همین مسئله به عنوان یکی از علل شکست و ناکامی دشمنان ایران قلمداد می‌شود که در اثر حوادث دی‌ماه دچار سوء محاسبه و تصوری غلط از قدرت نهادی ایران شده بودند. 🔹 همین تصور اشتباه زمینه تکرار محاسبات غلط دشمنان در طول جنگ را فراهم ساخت و در اولین قدم به زعم آنان با حذف ارکان کلیدی نظام، امکان سرنگونی و تغییر نظام فراهم می‌شود؛ به گونه‌ای که رییس‌جمهورِ پیربچه‌یِ ایالات متحده در ساعات اولیه جنگ صراحتا از تغییر نظام و دخالت در تعیین رهبری جدید سخن به میان آورد. 🔹 اما بلافاصله با حضور مردمی در خیابان‌ و برقراری پیوند متقابل و سازنده بین آنان و دستگاه‌های حاکمیتی بویژه نیروهای مسلح، قدرت نهادی جمهوری اسلامی برجسته گردید و در کنار توانمندی‌های آفندی و پدافندی، اراده، انرژی و حمایت لازم برای ادامه کار نظام فراهم گردید؛ زیرا هیچ نظام سیاسی نمی‌تواند تصمیمات اقتدارآمیز بگیرد؛ مگر اینکه همزمان با طرح تقاضا در بخش نهاده از پشتیبانی لازم برخوردار باشد و در بخشی از تعریف قدرت نهادی می‌خوانیم که نظام سیاسی نمی‌تواند از پشتیبانی پایدار برخوردار باشد مگر آنکه نظام برای تبدیل تقاضاها به تصمیمات قادر به استخراج انرژی کافی از اعضای خود باشد. این کارکرد مهم نظام‌های سیاسی ناظر به قابلیت‌ها و قدرت نهادی نظام سیاسی می‌باشد. 🔹 در همین رابطه رسانه‌های معاند که پیش از جنگ جمهوری اسلامی را متهم به مونوکراسی، تئوکراسی یا به عبارتی قائم به شخص می‌دانستند؛ ناچارا با چرخش رویه نسبت به قدرت نهادی جمهوری اسلامی (به تعبیر آنان ساختار موزاییکی قدرت و ابتناء آن بر جریانات مردمی و اجتماعی) معترف شدند. ✅ در پایان و در جمع‌بندی ذکر این نکته خالی از لطف نیست که جنگ رمضان نشان داد جمهوری اسلامی بیش از آنکه یک ساختار سیاسی سازمان یافته (مرسوم در سایر کشورها) باشد، یک نهاد اجتماعی- سیاسی است و همانگونه که اشاره شد قابلیت‌های متعددی دارد و قادر است از دل حوادث ناگوار تاریخی فرصت‌های لازم برای پیشرفت و تعالی خود فراهم سازد و از دل تحولاتی چون جنگ هشت ساله، رحلت بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، 47 سال تحریم، جنگ تحمیلی 12 روزه، جنگ رمضان و شهادت رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی با سربلندی بیرون آید و این مهم بدون برخورداری از قدرت نهادی ممکن نخواهد بود؛ همانگونه که در تجارب شکست خورده تاریخی سایر کشورها مثل شوروی، عراقِ صدام، ایرانِ پهلوی، سوریه‌ی اسد، لیبیِ قذافی، حسنی مبارکِ مصر، بن علیِ تونس و... شاهد آن بوده‌ایم. ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔰 صلح یا جنگ؟ معیار چیست؟ ✍ محمدحسین کاوسی ✅ در نگاه اول به نظر میرسد در تقابل جبهه کفر و اسلام، همواره صلح بهتر از جنگ است و انسانها باید تمام تلاش خود را برای برقراری صلح در هر شرایطی به کار گیرند و از جنگ دوری کنند. ❓ اما حقیقت چیست؟ معیار و ملاک حل مسئله در نزاع و اختلاف میان دو طرف درگیر چیست؟ ✅ با اندکی دقت و تامل، واضح است که در هنگام تقابل، آنچه معیار برای اقدام است، نه صلح است و نه جنگ! بلکه میزان تحقق حق است که رویکرد ما را تعیین میکند. برای این ادعا دو دلیل عمده قابل طرح است؛ ۱- دلیل عقلی بدیهی است که در اختلاف و نزاع دو طرف، آنچه مورد اختلاف است همان حق و حقوق است. با حاکم شدن حق، صاحب حق به حق خویش می‌رسد و آن طرفی که ستم کرده، محروم و حتی مجازات هم می‌شود. اما برقراری صلح بدون احقاق حق، راهی برای پایان دادن به درگیری است و در آن حق به حقدار نمی‌رسد. ۲- دلیل نَقلی در نگاه قرآن نیز آنچه معیار است، تحقق حق است و خداوند اراده فرموده است که حق را در سراسر جهان محقق و تثبیت نموده و باطل را نابود کند؛ "یُریدُ اللهُ لِیُحِقَّ الحقَّ و یُبطِلَ الباطِلَ"(انفال/۷) 🔰دو رویکرد متفاوت و مستقل در مسیر تحقق حق در نزاع میان جبهه حق و باطل ۱- صلح اگر چنانچه کافران در مسیر تحقق و تثبیت حق، مانعی ایجاد نکرده و به صلح متمایل شوند، اولویت با صلح است؛ " و اِن جُنَحُوا لِلسَّلمِ فاجنَح لَها"(انفال/۶۱) ۲- جنگ و قتال اما اگر جبهه کفر، مانع تحقق حق شوند؛ " لِیَصُدُّوا عَن سبیلِ اللّه"، جبهه حق که باید از قبل خود را به نیرو و تسلیحات نظامی کافی در حد توان و امکان تجهیز کرده باشند؛ " و اَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه و مِن رِباطِ الخَیلِ"(انفال/۶۰)، باید با کفار به قتال و جنگ برخيزند و این جنگ را تا پیروزی کامل و رفع فتنه آنان از جامعه خود و در نهایت تا برقراری نظام الهی در سراسر جهان ادامه دهند؛ " وَ قَاتِلوهم حتَّی لا تُکونَ فِتنه و یَکونَ الدینُ کلُّهُ لِلَّه"(انفال/۳۹) ⏪ نتیجه: معیار، تحقق حق است حق و حق طلبی، اساس خواست و اقدام هر انسان آزاده است، نه جنگ طلبی یا صلح طلبی بدون در نظر گرفتن حق! هر یک از این دو رویکرد(جنگ یا صلح)، اگر با هدف تحقق حق صورت بگیرند، در دایره حق قرار می‌گیرند و مقبول هستند. مومنین باید از هر راه ممکن برای تحقق حق و تثبیت آن در جهان تلاش نمایند. در صورت در دسترس بودن هر دو مسیر، اولویت با صلح خواهد بود. 🇮🇷 ایرانیان حق طلب اند ایرانیان همواره حق طلب و حقجو بوده و با آغوش باز، پذیرای آن بوده اند؛ پذیرش اسلام و مذهب تشیع، به خاطر همین حق خواهی ما ایرانیان بوده و خواهد بود! پس از انقلاب اسلامی۵۷، حق طلبی و حمایت از حق، علاوه بر توده مردم، در نظام حاکم نیز به عنوان یک هدف راهبردی قرار گرفته است. 🔴کارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/