اروند....
غم ناگفتنی!....
اینجا قدمگاه مردانی با دستان بسته است که جان خود را تقدیم امنیت من و شما کرده اند!
اینجا را نمیشود توصیف کرد...بعضی چیز ها را تنها باید دید!
اینجا فقط بغض است و بغض است و بغض...:)
#اروند
کانال شهیدمصطفی صدرزاده❤️
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلام_رهبری
🔷رهبر معظم انقلاب:
🔶مسئولان مسمومیت دانشآموزان
را با جدیت دنبال کنند.
🔶مسئولان باید موضوع مسمومیت
دانشآموزان را با جدیت دنبال کنند؛
این یک جنایت بزرگ و غیر قابل
اغماض است.
🔶اگر مسمومیت دانشآموزان اثبات
شود، باید عوامل این جنایت به اشد
مجازات برسند. در مورد این افراد
هیچ عفوی نخواهد بود.
🇮🇷کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
bdolrezahelali.sajjadmohammadi.beiat.mikonam(128).mp3
5.24M
#میلاد_نور
#سرود
🌸بیعت میکنم
همین ساعت
همین لحظه
دنیای بدون تو
اصلا نه نمی ارزه
🔹با نوای:
عبدالرضا هلالی
و سجاد محمدی
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
متوسل شدن آقا مصطفی به 🌼بی بی زهرا (س)🌼 قبل از شروع یک عملیات☺️
ما هم می تونیم توسل کردن رو یاد بگیریم و توی کارامون امتحانش کنیم.😎💪
#شهادت
#شهید
#مدافعان_حرم
#داداش_مصطفی
#توسل
#بانوی_دو_عالم
کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
برگرد تنها یک بغل بابای من باش
ها ! یک بغل برگرد ، تنها جای من باش
😍😔🌺
کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
bdolrezahelali.sajjadmohammadi.beiat.mikonam(128).mp3
5.24M
#میلاد_نور
#سرود
🌸بیعت میکنم
همین ساعت
همین لحظه
دنیای بدون تو
اصلا نه نمی ارزه
🔹با نوای:
عبدالرضا هلالی
و سجاد محمدی
#نیمه_شعبان
#امام_زمان
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
شهید مصطفی صدرزاده
😍😔🌺
کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
☑️مقام معظم رهبری. مدظله العالی
امنیت و آرامش امروز ،ره آوردمجاهدتهای خاموش است..
🔹️ هفته سربازان گمنام امام زمان عج مبارک باد
کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
💢 نماز اول وقت سفارش یاران آسمانی
وضوی عشق میسازند
آنان که جز عشقِ حـق
ندیدند و نشناختند...🌱
🇮🇷 کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇
@sadrzadeh1
╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
#من_میترا_نیستم 🍓
#قسمت_هفتاد_و_یک
نامه ها و دست نوشته های زینب شبیه به نامه های یک رزمنده در جبهه بود شعرها و جملات قشنگی داشت. در بین نوشته هایش چرک نویسِ چند نامه که به دوست صمیمی اش زهرا «اهل مسجد سلیمان»نوشته بود به چشم میخورد.
او در مدرسه زینب درس میخواند و بعد از مدتی زندگی در شاهینشهر به مسجدسلیمان برگشت.
اول نامههایش را اینطور می نوشت به نام او که از اویم، به نام او که به سوی اویم، به نام او که به خاطر اویم، به نام او که زندگیام در جهت اوست ، رفتنم به اوست، بودنم به اوست،جانم اوست احساسش می کنم، با ذره ذره وجود، اما بیانش نتوانم کرد.
چند نفر روحانی که در بنیاد شهید اصفهان بودند وقتی نوشته های زینب را خواندند برایشان باور کردنی نبود که یک دختر نوجوانِ دانش آموز به لحاظ روحی تا این حد بالا رفته باشد.
دفترهای زینب بوی بهشت و آسمان می داد. خیلی سخت است وقتی جگرگوشه آدم کنارش باشد و مادرش نفهمد که در دل و فکر بچه اش چه می گذرد.
با خواندن هر کاغذ معصومیت و بیگناهی زینب برایم روشنتر می شد او خانهاش را ساخته و آماده کرده بود تا به جایی برود که به آنجا تعلق داشت.
دخترهای هم سن و سال زینب هم دفتر خاطرات دارند اما زینب اصلا شبیه آنها نبود یک دفتر به اسم دفتر پند و نصیحت داشت. اول دفتر اسم ۱۸ نفر از دوستانش را نوشته بود و برای هر کدام از آنها یک صفحه گذاشته بود که اگر انتقادی از زینب داشتند در آن صفحه بنویسند.
با این کار می خواست به عیب هایش پی ببرد و خودش را اصلاح کند. من قبل از شهادت زینب از وجود این دفتر خبر نداشتم.
در خانه هر وقت چیزی به او میگفتم کافی بود یک بار بگویم به همه حرفها توجه داشت و آن قدر افتاده بود که همیشه در همه چیز کوتاه میآمد.
در همه نوشته هایش علاقه به شهادت و شهدا دیده می شد در یکی از نامههایش درباره قطعه شهدا اینطور نوشته است:
تکه شهدا پر شده است. من به دعای کمیل قطعه شهدا رفتم. سر قبر دوست برادرم حمید یوسفیان خیلی گریه کردم قبرهایی در اطراف کنده بودند تا دوباره شهید بیاورند.
از خدا خواستم که من در آنجا خاک شوم اما هنوز لیاقتش را پیدا نکردم تکه شهدا بوی خون، بوی عطر، بوی عشق میدهد.
در یادداشت هایش اشارهای هم به دیدار با مجروحان در بیمارستان داشت نوشته: کتابهایی را میخرید به مجروحانی هدیه می کرده که از همه نورانی تر بودند
زینب با آنها صحبت میکرد تا توقعات و خواستههای آنها را به دخترهای دبیرستانی بگوید. او خودش را مدیون مجروحان میدید