eitaa logo
❤️کانال شهید مصطفی صدرزاده❤️
4.3هزار دنبال‌کننده
18.8هزار عکس
9.7هزار ویدیو
93 فایل
خــودســازی دغــدغــه اصــلی شــمــا بــاشــد و زنــدگــی نـامــه شــهــدا را بــخــوانــیــد.🌹 شهــیـد صــدرزاده لینک اینستاگرام https://instagram.com/shahid__mostafa_sadrzadeh2 خادم کانال @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
✅وصیتنامه شهيد محسن عينعلي پروردگارا، در اين برهه از زمان در زير آسمان عظمتت همراه با ارواح مقدس شهدا به سرپرستي امام (ره) وصيت نامه اي مي نويسم، هرچه فكر مي كنم به جز گناه و معصيت باقي نگذاشته ام، و هرچه غير از اين بيان كنم ريا مي شود، چرا كه ندارم و اظهار مي كنم، اما رحمت خدا مرا اميدوار نمود. آنطور كه سعادت شركت در رزم با كفر را پيدا كردم، اصل وصيت من همين شهادتم است كه انشا ءالله خدا مرا مي آمرزد تا بتوانم با خونم از ارزش هاي والاي اسلام حراست كنم، با خونم از ولايت فقيه حمايت نمايم، با خونم از روحانيت هميشه مبارز و از قرآن و اهل بيت (ع) حمايت كنم، دنياي پست را بفروشم و به ارواح مقدس شهدا بپيوندم. ان شاء الله.
پارت بیست ششم بزرگ مرد کوچک🌷🌿 🌹 "آخرین پیام" 23 اسفند 1395بود رفتم اردو جهادی سمت نهبندان ، بین سیستان و بلوچستان و خراسان. به حسین پیام دادم.گفتم به پدرم گفتم شما تهران نیستی، اصلا حال تهران موندم ندارم ، من میرم اردو جهادی. اونجا از طریق شبکه های اجتماعی با حسین ارتباط می گرفتیم،هنوز عید نشده بود.فکر کنم بیست و هفتم یا بیست و هشتم بود، پیام دادم یه ذره درد دل کردم، گفتم کاش زودتر بیای نمیدونم چیکار کنیم همه یه جوری گنگیم. تهران که بودم یادمه شب ها نماز می رفتیم مسجد،بعد از نماز با موتور تو همه خیابان ها می چرخیدم.وقتی حسین می رفت سوریه نمی دونستیم چه کار کنیم.این حالت همه مون بود.حسین برخلاف همیشه که دلداری می داد، پیام فرستاد گفت سلام چه خبر چطوری؟خیالت راحت همه چی درست میشه. دیگه کلا تو اینترنت نبود تا دوسه روز قبل شهادتش!فکر کنم عید هم شده بود. بجه ها بهم پیام دادن، نوشته بود،دعا کن انگار یه اتفاقاتی داره می افته . منم میخواستم باورکنم، چیز هایی که شاید خیلی بچه گانه بود، از ذهنم عبور می کرد. توی ذهنم می گفتم حسین تازه موتور خریده دلش پیش موتورش بنده امکان نداره شهیدبشه. یا اینکه میدونستم اون موتور رو که خرید از مغازه که امد بیرون تصادف کرد اصلا عین خیالش هم نبود. شب اومد به من گفت با موتور جدید تصادف کردم، ۳۰۰هزار تومان هم خرجی کردم. گفتم نه بابا!خیلی بد شده‌. گفت نه بابا فدای سرت اسکال نداره. یا مثلا گوشی جدید خریده بود گفتن دلش پیش این گوشیه بنده. اصلا شهادت که سراغ اینها نمیاد همینجوری تو دلم میگفتم. یا بیشترین چیزی که علاقه داشتش یعنی بالاتر از اون علاقه نداشت هیئت بود.میگفتم این هیئت تازه داره پا میگره حسین خیلی به این هیئت دل بسته، اصلا امکان نداره کسی که دل بستگی داره شهید بشه. هی با خودم همچین فرمول هایی رد و بدل می کردم.بعد اخرین خدافظی که تو شبکه اجتماعی کردیم. یادم افتاد ایشون دم دم های نماز صبح که من آنتن نداشتم اومد سلام داد. گفته بود نیستی؟اومدم احوالتو بپرسم. آخرش هم نوشت ما ان شاءالله تموم شد!سه چهار روز به من پیام می دادم ولی حسین تو فضای مجازی نبود. یک دفعه سید علی《دوست مشترک من و حسین》پیام داد. سلام چه طوری؟ کی میای تهران؟من گفتن مثلا من هشتم،نهم میرسم تهران... دیدم عکس حسین رو گذاشته پروفایلش. اون موقع معمول نبود کسی عکس حسین رو بزاره پروفایلش. گفتم آقا سید عکس حسین رو گذاشتی بعد گفت نگران نباش تو هم فردا همین، حالی بهت دست میده که الان به من دست داده... فکر کردم یه ذره مجروح شده، گفتم سید جون من بگو چی شده؟ یهو بدون مقدمه گفت حسین آقا شهید شده. یهو از هوش رفتم... چشم باز کردم تو بیمارستان بودم، سریع هواپیما گرفتم رفتم تهران. |دوست شهید
[ فَقَدْ هَرَبْتُ إلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیکَ مُسْتَکیناً لَکَ مُتَضرِّعاً إلَیْک ] من از همه به سوى تو گریخته و پیش رویت ایستاده‌ام :) در حالی که دلشکسته و نالان درگاه توام ...
اگه میخوای از نمازت لذت کامل رو ببری قبلش بگو: +صلی الله علیک یا اباعبدالله:)🌱 کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇 @sadrzadeh1 ╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
📌توصیه های استاد فاطمی نیا برای مهمان نمودن فرشتگان به خانه هایمان 1. حدیث کسا زیاد بخونیم. 2. سعی کنیم نمازها تا جای ممکن اول وقت باشه. 3. نماز قضا داشتن خیییلی اثر بدی داره. 4. چیز نجس تو خونه نگه نداریم. همه جای خونه مون همیشه پاک پاک باشه. 5. توی خونه داد نزنیم. حتی با صدای بلند هم حرف نزنیم. فرشته ها از خونه ای که توش با صدای بلند صحبت بشه میرن. 6. حرف زشت و غیبت و دروغ و مسخره کردن و اینا هم که مشخصه. 7. سعی کنیم طهارت چشم و گوش و زبان و شکممون رو تا جای ممکن تو خونه حفظ کنیم. 8. وقتی وارد خونه میشیم با صدای واضح سلام کنیم. حتی اگه کسی نيست. کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇 @sadrzadeh1 ╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
🔴روایتی جالب از همسر شهید «مصطفی صدرزاده» مهدی عرفاتی: 🔹می‌گفت چند روز پیش به قاب عکس‌ش نگاه کردم و گفتم: آقامصطفی! حساب‌ش دستته چند شاخه گل بدهکاری!؟ آخه مصطفی رسمِ محبت‌ش این بود که لااقل هفته‌ای یک‌بار برام شاخه گلی می‌خرید و هدیه می‌داد… 🔹فاطمه‌اش از اونور اتاق گفت: مامان! خرج بابا زیاد میشه! اگر بخواد همهٔ این مدت رو جبران کنه باید یه دسته‌گل شیک برات بفرسته! 🔹امروز صبح بدون هیچ برنامهٔ قبلی از جایی زنگ زدن و دعوتمون کردن برا مراسم بزرگداشت مصطفی. به محض ورودمون به مراسم، یک نفر با این دسته‌گل جلو آمد و گفت این رو آقامصطفی برای همسرش فرستاده! 🔹این حرف‌ها رو دیروز همسر بزرگوار شهیدمصطفی صدرزاده نقل می‌کرد. توفیق داشتیم ساعاتی در منزل این شهید باکرامت تنفس کنیم و فیض ببریم. 🔹اینکه میگن شهدا زنده هستند، به اعتبار لفظ و کلام و تشبیه و استعاره نیست. شهدا صرفا ناظر نیستند، حاضرِ فعال‌اند؛ مثل همین مصطفی صدرزاده. 🔹به قول همسرش، آقامصطفی در لحظه‌لحظه زندگی با آنهاست و حضورش را کاملا ملموس احساس می‌کنند. ✔️ کانال شهیدمصطفی صدرزاده👇 @sadrzadeh1 ╰═━⊰🍃🌸✨🌸🍃⊱━═╯
❤️ قࢪائت دعاے فرج ... به‌نیّٺ برادࢪشهیدمان‌مےخوانیم 🌱 💐💚 @sadrzadeh1