eitaa logo
❤️کانال شهید مصطفی صدرزاده❤️
4.3هزار دنبال‌کننده
18.8هزار عکس
9.7هزار ویدیو
93 فایل
خــودســازی دغــدغــه اصــلی شــمــا بــاشــد و زنــدگــی نـامــه شــهــدا را بــخــوانــیــد.🌹 شهــیـد صــدرزاده لینک اینستاگرام https://instagram.com/shahid__mostafa_sadrzadeh2 خادم کانال @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
چیکار کرد خدا عاشقش شد .mp3
479.2K
💭❓ سوال: شهید چه کاری کرد که خدا عاشقش شد و به سوی خودش فرا خوند ؟ پدرشهیدصدرزاده @sadrzadeh1
سوال۲ .mp3
556.8K
پرسش‌و‌پاسخ 💭❓ سوال: میشه از نماز خوندن شهید برامون بگید ؟ پدرشهیدصدرزاده @sadrzadeh1
17.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم اکنون گوشه ای از مراسم هفتمین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده در مزار مطهر شهید. کهنز شهریار @sadrzadeh1
هم اکنون مزار شهید مصطفی صدرزاده ارسالی از اعضا
تربیت فرزند .mp3
963.8K
پرسش‌و‌پاسخ 💭❓ سوال: برای تربیت فرزندشون نکته هست که بگن ؟ پدرشهیدصدرزاده @sadrzadeh1
اگر به نماز‌های احمد کاظمی‌نگاه می‌کردیم ، می‌دیدیم یکپارچه عشق و معنویت بود . هیچ وقت با حالت خستگی و پراکندگی ذهنی نماز نمی‌خواند . کسانی که در کنار احمد نماز خوانده اند ، صدای خشوع و تضرع توأم با دل شکستگی او را هنگام رکوع و سجود به یاد دارند . چرا که او واقعا انسان مؤمن و مسلط بر نفس خویش بود. 🌹 سردار شهید احمد کاظمی 🌹 با شهدا گم نمی شویم @sadrzadeh1
خاطره جدید .mp3
1.36M
پرسش‌و‌پاسخ 💭❓ سوال: آیا تا حالا شده دلتون بخواد خاطره ای از شهید بگید که کسی ازتون نپرسیده یا جایی نگفتید ؟ پدرشهیدصدرزاده @sadrzadeh1
رفتار شهید در برابر اختلافات .mp3
546.4K
پرسش‌و‌پاسخ 💭❓ سوال: توی سن نوجوانی شهید وقتی تو موضوعاتی اختلاف پیش میومد یا بحثی ، رفتار شهید چه طوری بود ؟ پدرشهیدصدرزاده @sadrzadeh1
❤️کانال شهید مصطفی صدرزاده❤️
🥀شهید گمنام🥀: 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃 🌹🍃 🍃 رمان_عارفانه 💫شهید احمدعلی نی
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃 🌹🍃 🍃 رمان_عارفانه ❣ 💫شهید احمدعلی نیری💫 دوکوهه پاییز سال 1364 بود.به همراه دوستان به منطقه اعزام شدیم.وقتی وارد پادگان دوکوهه شدیم ما را تقسیم بندی کرده و به گردان سلمان فارسی فرستادند. گردان سلمان از گردان های دائمی نبود.بلکه هر زمان نیروی اعزامی زیاد بود تشکیل میشد و زمانی که نیرو کم بود این گردان منحل میشد. فرمانده گردان ما برادر میر کیانی و جانشین ایشان شهید مظفری بود.من به همراه سی نفر دیگر به دسته دوم از گروهان سوم این گردان رفتیم. مسئول دسته ما شهید طباطبایی بود.چند جوان خیلی خوب از منطقه شمال تهران نظیر برادران میرزایی و طلایی با ما بودند. جمع خوبی داشتیم.ما همگی در دو اتاق از طبقه اول ساختمان گردان سلمان در دوکوهه مستقر شدیم. در همان روزهای اول متوجه شدم که یکی از جوانان دسته ما حالت خاصی دارد!به او برادر نیّری میگفتند. آن روزها همه رفقا اهل معنویت بودند اما حالات او فرق میکرد!وقتی فهمیدیم که از شاگردان آیت الله حق شناس بوده از او خواستیم که امام جماعت دسته ما شود.... 🌹هدیه به روح پاکش صلوات🌹 ادامه_قسمت_قبل هر چند زیر بار این مسئولیت نمیرفت،اما با فرمان مسئول دسته مجبور شد جلو بایستد.اطاعت از فرمانده واجب بود. برادر نیّری انسان ساکت و ارامی بود.لذا به راحتی نمیشد به شخصیت او پی برد.بیشتر اوقاتی که ما مشغول صحبت و خنده و استراحت و...بودیم او مشغول قرائت قران و یا مطالعه میشد. در میان دسته ما یک نفر بود که بیش از لقیه با برادر نیّری خلوت میکرد.ان ها با یکدیگر مشغول سیر و سلوک بودند.علی طلایی هیچ گاه از احمد آقا جدا نمیشد. طلایی تنها پسر یک خانواده از شمال تهران بود،در یک خانواده مرفه بزرگ شده بود.خانواده ای که بعدها متوجه شدیم زیاد در قید و بند مسائل دینی نیستند! او اینگونه آمده بود و خدا احمد آقا را برایش قرار پاد تا باهم مسیر کمال را طی کنند. هر چند که او چند سال بزرگ تر از احمد آقا بود،اما مثل مرادو مرید به دنبال برادر نیّری بود،او بهتر از بقیه احمد آقا را شناخته بود برای همین هیچگاه از او جدا نمیشد. 🌹هدیه به روح پاکش صلوات🌹 🔶 ادامه_دارد ...↪ منتظرتونیم 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 ➖🍃🌹🌹🌹🌹🌹🌹➖️ @sadrzadeh1