128:)
💚_
آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار
نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار
آن نام را می آورم ، اما نه بی وضو
دل را به آب میزنم، اما نه بی گدار..
زهرا است مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار
آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده آیند و او سوار
فریاد میزنند که سر خم کنید، هان!
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار
هر جا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار...(:✨!
سیدحمیدرضابرقعی
128:)
مرا طاقتی کم است در وداع... در فراق..💔
.
.
سمتِ دلتنگیِ ما چند قدمی راهی نیست
حالِ ما خوب ، فقط طاقتمان طاق شده (: