eitaa logo
128:)
399 دنبال‌کننده
594 عکس
65 ویدیو
4 فایل
آشفته‌نویسی:)... *و خدا از ما نگیرد نعمت آشفته حالی را https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1o2vskk&btn=۱۲۸.:)
مشاهده در ایتا
دانلود
-
یک ماه است درگیر زخم داوود‌ م ، کتابی که نه میتوانم بگویم رمان است و نه داستان ، جزو جستار و زندگی نامه هم نمیشود حسابش کرد . روایت هم شاید نباشد . از لحاظ فرم و تکنیک های نویسندگی هیچ حرفی برای گفتن ندارد . برایم حکم کتاب را نداشت ، بیشتر شبیه به یک دفترچه خاطرات خانوادگی بود ، که بعد از دو نسل به دست امل رسیده بود . امل دختری که در اوایل جنگ فلسطین در اردوگاهی با صفا و صمیمی به دنیا آمد . زندگی که صهیونیست ها ، تمامش را از او گرفتند ، یک بار و دو بار سه بار نه ، خیلی بیشتر... نشستم کنار این دختر ، از کودکی‌اش تا لحظه مرگ تا برایم تعریف کند آنچه گذشته است . صمیمی شدم با او ، زبان شلخته داستان و محاوره نویسی و تغییر زاویه دید ها ، هیچ کدام باعث نشد که من نتوانم با او در کوچه‌پس کوچه های جنین راه بروم و همراهیش کنم تا آمریکا. وقتی به صفحات آخرش رسیدم، دیگر توان نداشتم؛ نه توان ورق زدن نه خواندن! غم به حد خودش رسیده بود و نمش روی صورتم هویدا شد. رسم شده انگار ، ناخودآگاه هرجای این زندگی غم به سر حد خودش برسد ، و پر شده باشم از غم ، خودم را این قسمت شهر پیدا میکنم . روی سنگ های سرد گلزار نشستم و صفحه های پایانی‌اش را خواندم و مثل بچه ها بلند بلند گریه کردم ، من با شخصیت ها ارتباط گرفته بودم ، دلم نمی‌خواست آن ها کشته شده‌های اخبار باشند ، نمی‌خواستم باور کنم ، اتفاقات را سرچ کردم ، واقعی بودند اما دیگر خبر نبودند ، اتفاقات زندگی شخصیت های بودند که من یک ماه با آنها ها وقت گذارنده بودم و نزدیک‌ بودم بهشان. انگار وقتی اخبار برای غریبه ها باشد دردش کمتر‌ است! غریبه هایی که تک تکشان آشنا‌ترینِ چندین نفرند...
128:)
. روح علی رفته بود، جسم علی رفت…
128:)
به شب قدر قسم از خودم بیزارم خیلی دیره اما این شبا فهمیدم چه خدایی دارم ..
« عمری دگر بباید بعد از فراق ما را کین عمر صرف کردیم ، اندر امیدواری.. » _سعدی