📌 #عکس_نوشته
🔆 خالص برای او...
📝 #چکیده_پادکست شناخت امام زمان از استاد #محمودی (قسمت نوزدهم و پایانی)
#نهضت_انتظار ۱۴۱
بسم رب الحسین علیه السلام
پیغمبر صلوات الله علیه می فرماید
👈 اکرموا اولادهم و احسنوا ادبهم
بچه هاتونو اکرام کنید😍
و خوب اونا رو مودب بار بیارید👌
تو تربیت فرزند قاطه نشه
اول ادب مهم هست✔️
محبت کردن مرحله ی دوم هستش
وقتی شما محبت را جای ادب بذارید
میدونید چه اتفاقی میفته؟؟
اگه به کسی محبت نداشته باشه
سریع فوش و حرف زشت رو میاره وسط❌
اما اگه برعکس باشه
یعنی ادب جای محبت باشه
براش مهم نیست که طرف مقابل چه کسی هست
حداقل بهش حرف زشت نمیزنه📛
بعدش هم تو خونه اصلا محبت حرف اول رو نمیزنه💢
بلکه 👈 #آرامش حرف اول رو میزنه
قرآن می فرماید
⇦ "و من آیاته .......
از نشانه های خدا این هست که
از نفس شما زن و مرد برای هم زوجی آفرید که
👈 لتسکنوا الیها ......
تا کنار او آرامش پیدا کنی😍
نه این که کنار او عشق پیدا کنی
یا عاطفه پیدا کنی❌
قاطی نکنیم اصول تربیت رو
آرامش 👈 با احترام
آرامش با این بدست میاد که ایشون
هیـــــــچ وقت بهم توهین نمیکنه😊
هیــــــچ وقت عیب منو خراب نمی کنه
لذا اول هدف تشکیل خانواده
👈 آرامش هست
صلی الله علیک یا اباعبدالله
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
التماس دعای فرج و شهادت✅🌷✋
سفیران رمضان
🌷👩🏻🌷👩🏻🌷👩🏻🌷 #داستان_واقعی #دختر_شینا #قسمت_۲۲۳ *═✧❁﷽❁✧═* با بی حوصلگی گفت: «جبهه😶» گفتم: «مگر قرا
🌷👩🏻🌷👩🏻🌷👩🏻🌷
#داستان_واقعی
#دختر_شینا
#قسمت_۲۲۴
*═✧❁﷽❁✧═*
امین هم مثل پدرشوهرم کلافه😖 بود، گفت: «به
والله طوری نشده، حالش خوب است. می خواهی بروم فردا بیاورمش، خیالت راحت شود⁉️»
دیگر چیزی نگفتم 🤐و رفتم جای پدرشوهرم را انداختم. او که رفت بخوابد، من هم بچه ها را به برادرم سپردم و رفتم خانه خانم🏠 دارابی. جریان را برایش تعریف کردم و گفتم: «می خواهم زنگ☎️ بزنم سپاه و از صمد خبری بگیرم.»
خانم دارابی که همیشه با دست و دل❤️ بازی تلفن را پیشم می گذاشت و خودش از اتاق بیرون می رفت تا من بدون رودربایستی تلفن بزنم، این بار نشست کنار تلفن و گفت: «بگذار من شماره بگیرم👌»
نشستم روبه رویش. هی شماره می گرفت و هی قطع می کرد. می گفت: «مشغول است، نمی گیرد. انگار خط ها خراب است🚫»
نیم ساعت نشستم و به شماره گرفتنش نگاه👀 کردم. انگار حواسش جای دیگری بود.
زیر لب با خودش حرف می زد. هنوز یکی دو شماره نگرفته، قطع می کرد. گفتم: «اگر نمی گیرد، می روم دوباره می آیم. بچه ها پیش برادرم هستند. شامشان را می دهم و برمی گردم🚶♀»
برگشتم خانه. برادرم پیش بچه ها نبود❌رفته بود آن یکی اتاق پیش پدرشوهرم. داشتند با صدای آهسته با هم حرف می زدند، تا مرا دیدند ساکت شدند🤐
══ ೋ💠🌀💠ೋ══
👈 ادامه دارد... 👉
🌷👩🏻🌷👩🏻🌷👩🏻🌷
🌺🌱🌺🌱
#سوره مبارکه ی محمد آیه ۷
🦋بسم الله الرحمن الرحیم🦋
👈يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوٓا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ
يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ .
👌ای كسانی كه ایمان آوردهاید! اگر
(آیین) خدا را یاری كنید، شما را یاری
میكند و گامهایتان را استوار میدارد.
#السلام_ایها_غریب
#سلام_امام_زمانم ✋
#صبحت_بخیر_آقا_جانم 💚
🍃کم نکن سایه ی لطفت ز سرم آقاجان🍃گرچه من جنس خرابم بخرم آقاجان
🍃آنقَدر فکر و خیالم شده دنیا دیگر
🍃از غم و غصه ی تو بی خبرم آقاجان
🍀 تعجیل در ظهور و سلامتی مولامون حضرت مهدی (عج) پنج #صلوات🍃
🕊🌼 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌼
🥀 فاطمیه دیده مهدی تر است
اشک ریزان در عزای مادر است
اللهم عجل لولیک الفرج
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
✍ #نکات_دعای_عهد 39
«در آرزوی ظهور»💕
🤲 إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ...؛ که دیگران ظهورش را دور می بینند و ما نزدیک میبینیم به مهربانیت اى مهربانترین مهربانان
🔻این فراز دعا برگرفته از آیه ۶ سوره معارج معروف به "آیه قیامت" هست که خداوند فرموده:
«انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا»
🔸و گفته شده تاویل این آیه، زمان ظهور امام می باشد، که رجعت و قیامت صغری است
🌐 "استکانت" به معناى خضوع و تضرع هست ، حالتی که دست ها را به التماس بلند کنى برای درخواستت...🥀
💠 و دلیل این ذلت و مهجوری و غم و اندوه ، دوری محبوب است که از خداوند رفع همه اینها را خواهش می کنیم...
🔆و چون در هر بلا و غمی، یاس از رحمت خداوند بد و امید به رحمت خداوند در رفع انها پسندیده هست ، لذا دلیل این درخواست همین امید به مهربانی خدا و عدم یاس از آن می باشد.
🔭زیرا کفار و منافقین و مخالفین و غافلین ، ظهور و حضور امام را دور می بینند، به حدی که از آن مایوس هستند ولی ما آن را نزدیک می بینیم، به حدی که امید آن را در زمان حیات خود داریم.
💢 بعد از اینکه اینخواهش را از خداوند می کنیم خدا را قسم میدهیم به مهربانیش و می گوییم:
برحمتک یا ارحم الراحمین...💕
🌹مستجاب فرما دعای ما را ، به حق رحمت خودت ، ای رحم کننده تر از همه رحم کنندگان! و اینجا پایان دعاست...