زندگی عمر کردن نیست
بلکه #رشد کردن است
عمر کردن کاری است
که از همه حیوانات بر می آید
اما رشد کردن
هدف والای انسان است
که عده معدودی میتوانند
ادعایش را داشته باشند
🚨 جای هنرمند زندان نیست!
🔰 بله، این سخن کامل درست است؛ " جای هنرمند زندان نیست"
🔹 اما:
▪️جای هنرمند در جاسوس خانه های سرویس های دشمن نیز نیست
▪️جای هنرمند در لیدری اغتشاشات برهم زننده امنیت ملی نیز نیست
▪️جای هنرمند در عروسک خیمه شب بازی منافقین و سلطنت طلبان نیز نیست
▪️جای هنرمند در گعده های شبانه دشمنان این مرز و بوم نیز نیست
▪️جای هنرمند در میانه بلواهای سیاسی-امنیتی نیز نیست
▪️جای هنرمند در کشاکش درگیریهای جریانات سیاسی و بازیچه دست سیاسیونِ فاسد نیز نیست
▪️جای هنرمند در عیاشکده های افراد فاسد و هرزه نیز نیست
◀️ حال؛ سوال اینجاست:
🔻چه کسی هنرمندان را از جایگاه واقعی خود خارج نموده و در بستر غیرتخصصی و تکمیل کنندگی پازل دشمن نشانده است؟!
🔻 چه کسی گفته، هنرمند مصون از خطاست؟!! و یا اگر خطایی انجام داد نباید مجازات شود؟!!
🔻 چه کسی گفته، هنرمند آزاد است تا هر شکری که خواست بخورد و بعد رفقایش، هنرمندی او را پیراهن عثمان کنند و بگویند: " جای هنرمند زندان نیست"؟؟!!!
#سید_احمد_رضوی
عده ای سوار کشتی شدن. دریا طوفانی شد. یک نفر داد زد: « ما میمیریم! ما میمیریم! باید ناخدا را عوض کنیم. »
عده ای با او همراه شدند و عده ای مقابل او قرار گرفتند. کشتی را آتش زدند و بادبان ها را پاره پاره کردند. هر دو طرف کشته و زخمی دادند.
کمی بعد وقتی کشتی قدرت خود را از دست داده بود. دزدان دریایی نزدیک شدند. از مرز کشتی عبور کردند. مردان را کشتند و زنان را اسیر کردند. در آخر معلوم شد آنکه این فتنه را آغاز کرده بود هم یک دزد دریایی است. اگر همان اول کار او را به دریا می انداختند مردان زنده و زنان آزاد بودند. فهمیدی چیشد؟
✅@salahshouran313
دل را بہ هـواے دلبرے خوش ڪردیم
سر را بہ هـواے سرورے خوش ڪردیم
پا را بہ رڪاب صفدرے خوش ڪردیم
جان را بہ فداے رهـبرے خوش ڪردیم
@salahshouran313
📚 کتاب سه دقیقه در قیامت
🗒 #قـسمت هفتم
عمل جراحی طولانی شد و برداشتنِ غدهٔ پشت چشم، با مشكل مواجه شد. پزشكان تلاش خود را مضاعف كردند. برداشتن غده همانطور كه پيشبینی ميشد با مشكلِ جدی همراه شد. آنها كار را ادامه دادند و در آخرين مراحلِ عمل بود كه يكباره همه چيز عوض شد...
احساس كردم آنها كار را به خوبی انجام دادند. ديگر هيچ مشكلی نداشتم. آرام و سبک شدم. چقدر حسِ زيبايی بود! درد از تمامِ بدنم جدا شد. يكباره احساسِ راحتی كردم. سبک شدم. با خودم گفتم: خدا رو شكر. از اين همه دردِ چشم و سردرد راحت شدم. چقدر عمل خوبی بود. با اينكه كُلی دستگاه به سر و صورتم بسته بود اما روی تختِ جراحی بلند شدم و نشستم. برای يک لحظه، زمانی را ديدم كه نوزاد و در آغوشِ مادر بودم! از لحظه كودكي تا لحظهای كه وارد بيمارستان شدم، برای لحظاتی با تمامِ جزئيات در مقابل من قرار گرفت! چقدر حس و حال شيرينی داشتم. در يک لحظه تمام زندگی و اعمالم را ديدم! در همين حال و هوا بودم كه جوانی بسيار زيبا، با لباسی سفيد و نورانی در سمتِ راستِ خودم ديدم. او بسيار زيبا و دوست داشتنی بود. نميدانم چرا اينقدر او را دوست داشتم. ميخواستم بلند شوم و او را در آغوش بگيرم. او كنارِ من ايستاده بود و به صورتِ من لبخند ميزد. محو چهرهٔ او بودم. با خودم ميگفتم: چقدر چهرهاش زيباست! چقدر آشناست. من او را كجا ديدهام!؟🤔😍
ادامه دارد...‼️
#نشر_حداکثرث_باشما🌹
#بهشت #جهنم
#تلنگر
#قیامت
#حجاب
#آخرالزمان
#داستان
#قران
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@salahshouran313
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
📚 کتاب سه دقیقه در قیامت
🗒 #قـسمت_هشتم
سمت چپم را نگاه كردم. ديدم عمو و پسر عمه ام و آقاجان سيد (پدربزرگم) و ... ايستادهاند. عمويم مدتی قبل از دنيا رفته بود. پسر عمه ام نيز از شهدای دوران دفاع مقدس بود. از اينكه بعد از سالها آنها را ميديدم خيلی خوشحال شدم. زير چشمی به جوانِ زيبارويی كه در كنارم بود دوباره نگاه كردم. من چقدر او را دوست دارم. چقدر چهرهاش برايم آشناست. يكباره يادم آمد. حدود ۲۵ سال پيش... شبِ قبل از سفرِ مشهد... عالم خواب... حضرت عزرائيل... با ادب سلام كردم. حضرت عزرائيل جواب دادند. محوِ جمالِ ايشان بودم كه با لبخندی بر لب به من گفتند: برويم؟ با تعجب گفتم: كجا؟ بعد دوباره نگاهی به اطراف انداختم. دكترِ جراح، ماسکِ روی صورتش را درآورد و به اعضای تيمِ جراحی گفت: ديگه فايده نداره. مريض از دست رفت... بعد گفت: خسته نباشيد. شما تلاش خودتون رو كردين، اما بيمار نتونست تحمل كنه. يكی از پزشکها گفت: دستگاه شوک رو بياريد ... نگاهی به دستگاهها و مانيتورِ اتاق عمل كردم. همه از حركت ايستاده بودند! عجيب بود كه دكترِ جراحِ من، پشت به من قرار داشت، اما من ميتوانستم صورتش را ببينم! حتی ميفهميدم كه در فكرش چه ميگذرد! من افكارِ افرادی كه داخل اتاق بودند را هم ميفهميدم. همان لحظه نگاهم به بيرون از اتاق عمل افتاد. من پشتِ اتاق را ميديدم! برادرم با يک تسبيح در دست، نشسته بود و ذكر ميگفت.📿🤲🏼
ادامه دارد...‼️
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@salahshouran313
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
AUD-20221007-WA0007.mp3
1.78M
💬 قرائت دعای "عهــــد"
🎧 با نوای استاد فرهمند
هدیه میڪنیــم به امام زمــان ارواحنافداه ❤️🌹
🔸@salahshouran313
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍃 @darmangahemanavi
🌸
🍃
✨زیارت حضرت موسى بن جعفر
و امام رضا
و امام محمد تقي
و امام علي النقي عليهم السلام
👈 در روز چهارشنبه:
💥السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا أَوْلِيَاءَ اللَّهِ
💥السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا حُجَجَ اللَّهِ
💥السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا نُورَ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ
💥السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكُمْ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي لَقَدْ عَبَدْتُمُ اللَّهَ مُخْلِصِينَ وَ جَاهَدْتُمْ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَتَاكُمُ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللَّهُ أَعْدَاءَكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَجْمَعِين
َ وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ
يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا إِبْرَاهِيمَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ
يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى
يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍ
يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ أَنَا مَوْلًى لَكُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ جَهْرِكُمْ مُتَضَيِّفٌ بِكُمْ فِي يَوْمِكُمْ هَذَا وَ هُوَ يَوْمُ الْأَرْبِعَاءِ وَ مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ فَأَضِيفُونِي وَ أَجِيرُونِي بِآلِ بَيْتِكُمُ الطَّيِّبِينَ الطاهرین
┄┄┅┅┅❅❁ ❁❅┅┅┅┄┄