eitaa logo
کانال کمیل
6.1هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
3.1هزار ویدیو
113 فایل
#سلام_برابراهیم❤ ✍️سیره شهدا،مروربندگی،ارتباط با خدا.‌.. 💬خادمان‌کانال؛ @Ashena_bineshan @komeil_channel_95 ✅ موردتائیدمون👇 💢 @BASIRAT_CYBERI 👤نظرات شما👇 @nazarat_shoma کپی باذکر‌14 #صلوات برای هرپست✅ اومدنت اتفاقی نبود...😉
مشاهده در ایتا
دانلود
عاشقی را چه نیازیست، به توجیه و دلیل که تو ای عشق همان ، پرسشِ بی زیرایی (ع)
اول به دست خالی من یک نگاه کن ...  درمانده را اگر دلت آمد جواب کن...
هوای من گرفته عجیب...! من حرم لازمم دلم تنگ است روزگارم ببین به هم خورده...
حاجی ۳۰ روز دیگه میشه یه سال...💔
دلم درى را مى خواهد ، تا بكوبمش باز شود به روى خدا... أين باب الله الذى منه يوتى؟!
قسم به تمام‌ هایی که اینجا‌ نوشته شد، دل جهان سخت برای تو تنگ است... ایها العزیز🌸
🌱برای تولد شهید هادی بر سرمزار یادرودش رفته بودم و به عکسش خیره شدم و گفتم؛ من از شما کادو میخواهم... 🌷
هدایت شده از همسفرتاخدا
سال‌ها بود که می‌خواستم از "فردا" شروع کنم؛ اما همیشه "فردا" یک روز از من جلوتر بود! سال‌ها گذشت تا فهمیدم باید "از همین امروز شروع کنم"...
کانال کمیل
سال‌ها بود که می‌خواستم از "فردا" شروع کنم؛ اما همیشه "فردا" یک روز از من جلوتر بود! سال‌ها گذشت تا
✨ 🌱اگه میخوای زودتر به موفقیت برسی به فکر فردا نباش امروزت قراره فردای تورو بسازه😉 نقد رو بچسب نسیه رو ول کن😊 شاید فردایی در کار نباشه.. شایدم باشه اما وقتی برای جبران نباشه... 🌷
✅آقای زورو (zorro) جثه‌ ریزی‌ داشت‌ و مثل‌ همه‌ بسیجی ها خوش‌ سیما بود و خوش‌ مَشرَب‌. فقط‌ یک‌ کمی‌ بیشتر از بقیه‌ شوخی‌ می‌کرد. نه‌ اینکه‌ مایه‌ تمسخر دیگران‌ شود، که‌اصلاً این‌ حرف ها توی‌ جبهه‌ معنا نداشت‌. سعی‌ می‌کرد دل‌ مؤمنان‌ خدا را شادکند. ❗️از روزی‌ که‌ آمد، اتفاقات‌ عجیبی‌ در اردوگاه‌ تخریب‌ افتاد. لباس های‌ نیروها که‌ خاکی‌ بود و در کنار ساکهای شان‌ افتاده بود، شبانه‌ شسته‌ می‌شد وصبح‌ روی‌ طناب‌ وسط‌ اردوگاه‌ خشک‌ شده‌ بود. ظرف‌ غذای‌ بچه‌ها هر دو، سه‌ تا دسته‌، نیمه‌های‌ شب‌ خود به‌ خود شسته‌ می‌شد. هر پوتینی‌ که‌ شب‌بیرون‌ از چادر می‌ماند، صبح‌ واکس‌ خورده‌ و برّاق‌ جلوی‌ چادر قرار داشت‌... 🔺او که‌ از همه‌ کوچکتر و شوخ تر بود، وقتی‌ این‌ اتفاقات‌ جالب‌ را می‌دید، می‌خندید و می‌گفت‌:" بابا این‌ کیه‌ که‌ شب ها زورو بازی‌ در می‌آره‌ و لباس‌ بچه‌ها و ظرف‌ غذا را می‌شوره‌؟" 🔻و گاهی‌ هم می‌گفت‌: "آقای‌ زورو، لطف‌ کنه‌ و امشب‌ لباس های‌ منم‌ بشوره‌ وپوتین هام‌ رو هم‌ واکس‌ بزنه‌." 🌸بعد از عملیات‌، وقتی‌ "علی‌ قزلباش‌" شهید شد، یکی‌ از بچه‌ها با گریه‌ گفت‌:" بچه‌ها یادتونه‌ چقدر قزلباش‌ زوروی‌ گردان‌ رو مسخره‌ می‌کرد؟ زورو خودش‌ بود و به‌ من‌ قسم‌ داده‌ بود که‌ به‌ کسی‌ نگم‌.😔