أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ
جدی جدی نمیدونی خدا همه ی کاراتو میبینه یا برات مهم نیست رفیق؟!
مستقیم از سوریه آمد خواست فوری برویم به روستای پدری اش!
پدرش را برد حمام و بعد شروع کرد به بوسیدنش...
گفت: همهٔ خستگی ها از تنم بیرون رفت، زیارت دل چسبی بود ...
#شهید_قاسم_سلیمانی🕊
بر فرش حرم، گرد و غباریم و نشستیم...!
ما را نتکانی...
نتکانی...
نتکانی...
#امام_رضای_دلم
میگه که
[ فَاذکرُونی أَذکُرکُم ]
اون موقع که دوست داری یکی به یادت باشه
یکی باهات حرف بزنه
یکی بهت گوش بده
به یاد من باش
منم یادتم
منم دوست دارم باهات حرف بزنم
منم دوست دارم بهت گوش بدم
#قربونت_برم_خدا
شب عملیات والفجر هشت، قبل از شکسته شدن خط ، بچه ها مشغول باز کردن محور بودند ، که نیروی گشتی عراقی ها پایش را روی دست
عیسی حیدری می گذارد.
عیسی میگفت:فقط آیه ی «وجعلنا» را با معنی می خواندم. اون جا به یقین رسیدم که آیه «وجعلنا» دشمن را کور می کند؛ چرا که پای سرباز عراقی روی دست من بود ، اما چشمش من را نمی دید.
شهید عیسی حیدری🌷