#امتحانالهی 🍃
✍روز بعد خانمی تماس گرفت و گفت: دیروز کولر منزل مادرم را تعمیر کردید. اگر ممکن است امروز کولر منزل ما را سرویس نمایید. با یکی از رفقا به آدرسی که داده بود رفتیم، مشکل خاصی نداشت و خیلی سریع کار انجام شد.
اما آن خانم جوان، اصرار داشت که کلید برق کولر را هم از داخل خانه سرویس کنیم. به دوستم گفتم: برو پایین، موتور را روشن کن، من الان میام.
یا الله گفتم و وارد خانه شدم. ظاهراً کسی داخل خانه نبود. دیدم کلیدکولر مشکل خاصی ندارد یکی دو بار روشن و خاموش کردم و دیدم مشکلی نیست.
گفتم: خانوم این کلید سالمه، مشکلی نداره
🚷 این خانم جوان تشکر کرد و یک لیوان شربت برایم آورد و نزدیکتر آمد تا خواستم شربت را بگیرم یکباره چادرش را انداخت! او یک لباس نامناسب پوشیده و شروع به عشوه گری کرد و...
✨ در دلم یک یا زهرا سلام الله علیها گفتم و شربت را روی میز گذاشتم و سریع به بیرون از خانه رفتم.
🌱 خدا می داند که به خاطر این ترک گناه حاضر و آماده، چه برکات و توفیقاتی نصیب من شد
✨من در بررسی اعمالم دیدم که به خاطر این چشم پوشی از حرام، خداوند درجات و توفیقاتی در دنیا و آخرت نصیب من کرد که گفتنی نیست. اما اگر این وسوسه شیطانی را قبول میکردم زندگی مشترک من که تازه آغاز شده بود دچار مشکلات بسیاری میشد.
📚شنود
کانال کمیل
#امتحانالهی 🍃 ✍روز بعد خانمی تماس گرفت و گفت: دیروز کولر منزل مادرم را تعمیر کردید. اگر ممکن است ا
✨خداوند در آن لحظات، به من نشان داد که در زمان وقوع امتحانات الهی، شیاطین با تمام توان و تمام یاران جنی و انسی خود به میدان میآیند و تلاش می کنند تا انسان در امتحانات الهی مردود شود. فقط تقوای الهی و توسل به اهل بیت در این این شرایط می تواند به داد انسان برسد.
من یقین داشتم که خداوند در مواقع خطر و آلودگی دست کسانی که به خداوند توکل کنند را خواهد گرفت و اجازه نمیدهد که گمراه شوند.
من دیدم کسانی میخواستند مرا بی آبرو کنند، اما خداوند متعال بود که هر بار مرا نجات می داد
📚شنود
تو بدترین روزا امیدوار باش!
همیشه زیباترین بارون
از سیاه ترین ابرها میباره!
خدا خودش میدونه که چجوری
مشکلات رو حل کنه،
پس نگران نباش!
بهش ایمان داشته باش..😉
مادرِ #شهیدحسن_صفرزاده:🕊🌹
✨حسن دانشجوی پزشکی بود و تک پسر خانواده رفت جبهه و شهید شد...
چون توی معرکه ی جنگ شهید شده بود ، نیازی به غسل و کفن نداشت و با همون لباس خونی دفنش کردند وقتی شهید رو گذاشتند توی قبر ، مادرش گفت : خودم می خوام برم توی قبر و برای بچه ام تلقین بخونم
مادر وارد قبر شد. تا دستاش رو گذاشت روی سینه ی پسرش ، دید سینه اش پر از خون لخته شده است
مادر میگه: اون لحظه جگرم آتش گرفت. سرم رو آوردم بالا تا به خاطر این درد داد بزنم
اما یهو چشمم خورد به پدر و مادرها ، و جوونایی که بالای قبر ایستاده بودند...
با خودم گفتم: اگه من الان از غصه داد بزنم، دلِ پدر و مادرها خالی بشه و بچه هاشون رو نفرستن جبهه ، یا اگه داد بزنم و این جوونا بترسن و دیگه نرن جبهه از اسلام دفاع کنن ، فردای قیامت جواب این گناه رو چی بدم...
بغضم رو فرو خوردم . سرم رو بردم کنار گوش پسرِ شهیدم و آروم گفتم: عزیزم برو! فقط سلام منو به حضرت زینب سلام الله برسون ... زینب سلام الله خودش مادر شهیده ، می دونه من چی کشیدم...😔
تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ
آلعمران/۲۶
هرکس را بخواهی عزیز میکنی و هرکس را بخواهی خوار میکنی.
خیلی خوبه که تقسیم کننده ی عزت و ذلت تویی و در این مسئولیت خطیر جایی برای دخالت ما آدم های معمولی قرار ندادی، چون ما کج سلیقه تر از اونی هستیم که عزت و ذلت رو به درستی به دست اهلش برسونیم.
ازت میخوام که ما رو عزیز درگاه خودت بخواهی و برای همهی اونایی که تلاش
کردند حالمونو بگیرند و زمینمون بزنند، آبرو و خیر و رحمت کنار بزاری.
#قرآن_بخوانیم 🍃
کانال کمیل
#ارسالیشما 🌷 ✨نایب الزیاره کمیلی ها #کربلایایران طلائیه 🌱 #راهیاننور...💔 #قرار_همیشگی 🍃
#ارسالیشما 🌷
✨ سلام
دشت ذلفقاریه ، فکه و هویزه نایب الزیاره کمیلی ها بودیم 🌱
#راهیاننور...💔
#قرار_همیشگی 🍃