🔹خدا تنها کسی است
که با دهان بسته هم میشود
صدایش کرد
و با پای شکسته سراغش رفت و
با دل شکسته صدایش کرد
او تنها خریداری است که
اجناس شکسته را بهتر میخرد..!
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ ...
به سوی تو گریختم ...
به سوی تو...
به سوی تو...
به سوی تو...
گریختم ...
#مناجات_شعبانیه
کجا را دارم
جز درِ خانه ی تو؟!
- میشه نگام کنی؟!
#کلامشهید
🌷شهید #مهدی_حسین_پور :
وقتی تو کار بهمون فشار میاومد
یا خسته میشدیم بهمون میگفت:
ثواب کار رو #هدیه کنید به
یکی از اهل بیت (ع)خستگی
بهتون غلبه نمیکنه و شما بهش
غلبه میکنید.
دلم بدجور هوای شهادت دارد می خواهم شهید شوم !
ولی !!
می ترسم با شهادتم
آبروی شهدا را هم ببرم !
درست
اهل شهادت نیستم...!
فقط عاشق شهادتم...
اما...!
آرزو که عیب نیست ... هست ؟!
آن هم برای جوانان
مرادریاب... ای شهید...
⭕️ تو مشهد به دنیا آمده بود مسئول فرهنگی لشکر فاطمیون بود
تو وصیت نامه اش نوشته بود حاضرم تمام بدنم گلوله باراڹ شود اما ذره ای ازحرم حضرت زینب"س" کم نشود
بعد از شھادتش با دیدن پیکر سوراخ سوراخ شده اش پی به حرفش بردم ...
شھید مدافع حرم #محمد_رضایی
یه #صلوات واسش بفرستید
باید خاکریزهای جنگ را
بکشانیم به شهر ! یعنی
نسل جدید را با شهدا آشنا کنیم.
در نتیجه جامعه بیمه می شود و یـار برای امام زمان "عج" تربیت میشود.
#شهید_سیدمجتبی_علمدار
هدیه به روح شهدا #صلوات
وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي
آنچه را که در درون دارم ،
می دانى...
#مناجات_شعبانیه
- ترسم همین است ...
می بینی؟
چقدر لبریز ، ز غیر توأم؟!
#رهایم_کن_ز_غیر...
هر وقت حمید اقا از هیئت برمیگشت من و مادرش میگفتیم کمتر سینه بزن...
سینه ات درد میگیره...
ولی به مامانش لبخند میزد و میگفت آخه مامان سینـه زنی خیلی خوبه...
بعد که میرفتیم منزل بـه من میگفتن شما نگو سینـه نزن!!!من بهت قول میدم این سینـه که برای اباعبدالله سینـه زدہ روی آتیش جهنم رو نمیبینه....
بعد شهادت وقتی رفتم معراج شهدا...تعجب کردم..آقا حمید دست ها و پاهاش و شکمش و سمت چپ صورتش پر بود از ترکش های ریز و درشت که باعث شدہ بود بـه شهادت برسه مثل حضرت عباس (ع ) ولی تنها جایی که سالم بود سینـه اش بود!!!!
وقتی دیدم یاد حرفش افتادم...دستم رو روی سینـه اش گذاشتم ببینم قلبش میزنه،،،ولی قفسـه سینـه اش سالم سالم بود در حالی که کل بدنش دچار جراحت های شدید بود.
اربا اربا بود.
#راوی_همسر_شهید
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#اندکی_تفکر
بابت آرزوهایی که محقق نشدند، بی تابی نکنید،
گاهی خدا بوسیله ی همین محقق نکردن آرزوها، جلوی مصیبت های بعد از آن را می گیرد…
هنگامی که علی اکبر را داخل قبر گذاشتند، او را به علی اکبر حسین (ع) قسم دادم و گفتم: «پسرم! چشمانت را باز کن تا یک بار دیگر تو را ببینم. آن گاه چشمانش را باز کرد» و این چنین شهید علی اکبر صادقی، پیک لشکر 27 محمد رسول ا... آخرین درخواست مادرش را اجابت کرد و برای ما تصاویری به یادگار گذاشت که بدانیم «شهدا زنده اند».
راوی: مادرشهید
#صلوات