کانال کمیل
یکی رفت طلبه شد!! خوب درس خوند!! بعدش رفت دانشگاه درس خوند تا با جوونای دانشگاهی انس بگیره!! گلوی اس
یکی هم بدون هیچ امکاناتی درس خوند و با تقوا و کیاست و تخصص، تلاش کرد که کشور رو رشد بده و دست بیگانه رو قطع کنه و جلوی فساد درباریان رو بگیره و زمینه از بین رفتن هیمنه طاغوتی شاه رو ایجاد کنه!!
در خون خودش غلطید..رقصی چنین میانه میدانم آرزوست❤🍃
شهید میرزای فراهانی (امیرکبیر)🍃
کانال کمیل
یکی هم بدون هیچ امکاناتی درس خوند و با تقوا و کیاست و تخصص، تلاش کرد که کشور رو رشد بده و دست بیگانه
یکی از زندگیش زد! از خوشی و خواب گرم و نرم زد!! افتاد تو صحرا و بیابون!! از خانواده خودشو محروم کرد!! سرما و گرما رو به جون خرید تا حرف ولیزمان خودش رو در منطقه قدرتمند کنه!! تمام برنامههای دشمن رو ریخت به هم و در نهایت قطعهقطعه شد در آغوش اباعبدالله(علیهالسلام)❤🍃
🍂 فرمانده دلها
شهیدحاجقاسمسلیمانی..😔
رفقا در عرصه علمی ورود کنید و دشمن رو از نفس بندازید!! اگه ما یک تکنولوژی قدرتمند و جدید ایجاد کنیم که دشمنان اسلام نداشته باشند، دست برتر رو پیدا میکنیم!!
#خودتونرودستکمنگیرید🌷
Reza Narimani - Bayad Ba Chadoret Separe Ame Jon Bashi (128).mp3
2.41M
منو یکم ببین...
وصیتامو هم ببین..
نذاری حرف های ولی بمونه رو زمین...🍃
اگه لباست گیر کنه به یه میخ، برمیگردی و اون رو آزاد میکنی...
حالا فکر کن اون میخ یه عادت بد یا یه گناهه، آزادش میکنی؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ🌸🍃
من ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ🌸🍃
منْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ🌸🍃
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ🌸🍃
فقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ🌸🍃
اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ🌸🍃
أوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ🌸🍃
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌸🍃
کانال کمیل
دستش رو محکم گرفتم... گفتم بحثو عوض نکن! این سوختگی روی دستت چیه هادی؟! خندید سرش رو پایین انداخت گف
در راهرو لامپ هایی داشتیم که شب هم روشن بود و آنجا در سرما می نشست و درس می خواند و وقتی به ایشان می گفتیم که چرا اینجا درس می خوانی؟!
می گفت: من این درس را برای خودم می خوانم و درست نیست که از نوری که هزینه آن از طریق بیت المال پرداخت می شود استفادهکنم!
شهید محمد هادی ذوالفقاری🕊🌷
هر وقت احساس کردید از امام زمان عجل الله
دور شدید و دلتان برای آقا تنگ نیست،
این دعای کوچک را در قنوت هایتان بخوانید
لَیِّن قَلبی لِوَلیَّ اَمرِک
یعنی خدایا دلم را برای امامم نرم کن
پس از زخمی شدن در عملیات #والفجر ۸ به یک بیمارستان در اصفهان منتقل می شود. در آنجا خانواده اش به بالینش می آیند و تا لحظات آخر عمرش در کنار او می نشینند. شهید عاشور قبل از شهادت، خطاب به خانواده اش می گوید: من آرزو داشتم پس از عملیات والفجر ۸ به پابوس #امام_رضا علیه السلام بروم، ولی افسوس که حالا دیگر نمی توانم .... و لحظاتی بعد به شهادت می رسد.
برادرش او را در تابوت می گذارد و روی آن پارچه ای می کشد و می نویسد: محمدرضا عاشور اعزامی از گرمسار. سپس خود و خانواده برای مهیا کردن مقدمات تشییع جنازه به تهران و از آنجا به گرمسار می روند. جنازه این شهید با بقیه شهدا به تهران منتقل می شود. در تهران به دلیل نا معلومی، پارچه روی تابوت محمدرضا، با شهیدی از مشهد عوض می شود و جنازه را به مشهد می برند، غسل می دهند، کفن می کنند و در حرم امام رضا علیه السلام طواف می دهند.
وقتی خانواده آن شهید برای دیدار آخر به سراغ جنازه می آیند می بینند این جنازه، جنازه شهید آنها نیست. از آن طرف هم خانواده محمدرضا می بینند جنازه شهیدی دیگر را تحویل گرفته اند و بلافاصله به مرکز تلفن می زنند و قضیه را اطلاع می دهند. سرانجام هر دو خانواده، شهید خودشان را تحویل می گیرند و به خاک می سپارند. در حالی که شهید عاشور به آرزویش که زیارت امام رضا علیه السلام بود رسیده بود!🌷
#شهید_محمدرضا_عاشور🕊🌷
دستش توی عملیات قطع شده بود.
یه روز که اومدم خونه دیدم لباس کثیف رو شسته، بهش گفتم: مادر برات بمیره!
چطور با یک دست اینها رو شستی؟!
گفت: مادر! اگه دو تا دستم رو هم نداشتم باز وجدانم راضی نمیشد که من خونه باشم و شما زحمت شستن لباس ها رو بکشی...
شهید علی آقاماهانی🕊🌷