#پایان_رای_گیری 💢
🌷باسلام خدمت همراهان گرامی
🍃قرار بود به دو نفر از عزیزان جایزه بدیم ، اما تصمیم گرفتیم مبلغش رو کمتر کنیم و تعدادش رو بیشتر ، ان شاءالله به 6 نفر از عزیزان جایزه تعلق میگیره🌹
🌷واقعا مطالب ارسالی همه عزیزان عالی بود
🍃ان شاءالله به نفرات منتخب که بیشترین رای رو نسبت به بقیه عزیزان آورده بودن ، جایزه بسیار ناقابلی که کارت شارژ 5000 تومنی هست تعلق میگیره
لازم به ذکره ؛ اختلاف آراء خیلی نزدیک بود و این بزرگواران با یک یا دو اختلاف نسبت به بقیه عزیزان انتخاب شدن🌷
🌸🍃ان شاءالله همگی هرجا هستید ، همیشه موفق باشید و ثابت قدم در راه شهدا
🍃التماس دعا
پاتوقش مزارِ شهدا
چهرهأش شبیہِ شهدا
چشمش خیره به عڪسِ شهدا
َاما‼️
درعجبم چرا عَڪسِ شهدا عمل میکند؟!
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃
17ام اسنفند سالروز شهادت
شهید حاج ابراهیم همت 🌷
شهید سید حمید میرافضلی🌷
سوار بر موتورهايمان، راه افتاديم. موتور حاج همت و ميرافضلي از جلو ميرفت و من هم پشت سرشان. فاصلهمان چند متري بيشتر نبود. موتورها را با گلمالي بدنهشان استتار کرده بوديم. با اين حال عراقيها باز ما را ميديدند. آخر فاصله خيلي نزديک بود. حسي به من ميگفت الآن گلوله شليک ميشود. رو به حاج همت گفتم: حاجي! اين جا را پُرگازتر برو! در يک آن، گلوله شليک شد. دودي غليظ آمد بين من و موتور حاج همت قرار گرفت.
صداي گلوله و انفجارش موجي را به طرفم آورد که باعث شد تا چند لحظه گيج و مبهوت بمانم. طوري که نفهمم اصلاً چه اتفاقي افتاده. گاز موتور را دوباره گرفتم و رسيدم روي جاده وسط. از بين دود باروت آمدم بيرون. راه خودم را رفتم. انگار يادم رفته بود چه اتفاقي افتاده و با کيها همسفر بودهام. در يک لحظه، موتوري را ديدم که افتاده بود سمت چپ جاده. دو جنازه هم روي زمين افتاده بودند. به خودم گفتم: اينها کي شهيد شدهاند که من از صبح تا حالا آنها را نديدهام؟
به کلّي فراموشکار شده بودم. آرام از موتور پياده شدم و آن را گذاشتم روي جک. رفتم به طرفشان. اولين نفر را که برگرداندم، ديدم تمام بدنش سالم است. فقط صورت ندارد. موج آمده و صورتش را بُرده بود. اصلاً شناخته نميشد. در يک آن، همه چيز يادم آمد! عرق سردي نشست روي پيشانيام.😔
💔دويدم و رفتم سراغ دومي که او هم به رو افتاده بود. نميتوانستم باور کنم که او سيد حميد است. از لباس سادهاش او را شناختم. ياد چهره شان افتادم...
کانال کمیل
17ام اسنفند سالروز شهادت شهید حاج ابراهیم همت 🌷 شهید سید حمید میرافضلی🌷 سوار بر موتورهايمان، راه ا
💔ديدم همت و سيدحميد، هر دو يک نقطه مشترک دارند و آنهم چشمهاي زيبايشان است. خدا هميشه گفته هر کي را دوست داشته باشد، بهترين چيزش را ميگيرد و چه چيزي بهتر از چشمهاي آنها؟»
بر اثر شليک گلوله مستقيم تانک، حاج همت که نفر جلوي موتور بود سر و دستش رفته بود و شهيد ميرافضلي هم پيشاني و پهلويش. چشم راست سيد حميد ترکش خورده بود و چشم چپش در زخم فرو خفته بود. انگشترش بر دست راست بود و هنگام شهادت يک پوليور قهوهاي بر تن داشت.
روح تان شاد و یادتان گرامی باد🌹
🌷یاد شهدا با ذکر #صلوات
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃
karimi Babolharam.mp3
2.27M
✨نورمصلی ✨
🌸 یاعلی یاعلی یاعلی 🌸
✨فاتح خیبر✨
#حاجمحمودکریمی
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#زنده_از_حرم
🌺 نقاره شادی به مناسبت سیزدهم رجب المرجب و شب میلاد با سر سعادت اسدالله الغالب امیرالمومنان علی علیه السلام در حرم مطهر امام رضا(ع)
【السلام علیک یا امام رضا(ع)】
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃
💔😔روز پدر مبارک...
🍃مصطفی صدرزاده ها رفتن تا تو کنار بچه هات باشی...
💔حاضر شدن بچه هاشون یتیم بشن اما چشم حرامی به ناموس این کشور نیوفته...
🍃رفتن تا تو #امنیت داشته باشی...
🍂نکنه امروز #راه این عزیزان رو فراموش کنیم و شرمنده نگاهشون بشیم...!
#راستی اونایی که گاهی اوقات مجذوب شبکه های اونورآبی میشید و حرف هایی رو میزنید که خون به دل این خونواده ها میکنه ، این لحظه چند!؟ 😔
چقدر بهت بدن حاضری از #همه زندگیت بگذری!؟
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔اگه هنوز متوجه نشدید مدافعان حرم برای چی رفتن.. اینبار از زبون شهیدی بشنوید که قرار بود یک روزی دوماد بشه ، #پدر بشه ، زندگی کنه...
🍃اما از همه اینا گذشت ، چون #غیرت داشت ، نمیتونست ببینه حرامی ها دارن میان سمت خاک کشورش ، تحمل دیدن مظلومیت شیعه رو نداشت...
🍃رفت برای #دفاع از ناموس کشورش
🌷رفت تا به ما ثابت کنه ارزش #عشق چقدره...
#شهیدمدافع_حرم_بابک_نوری
🌷يادش با ذکر #صلوات
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃