یکبار که آمده بود مرخصی، خواهرش حدوداً ۵ ماهه بود. بغلش کرده بود و با بچه حرف می زد، بازی می کرد باهاش این بچه ی کوچک قه قه می خندید، مجید کیف می کرد. از اتاق آمد بیرون، حواسم بهش بود، داشت با خودش حرف می زد: «تو با این خنده ها و شیرین کاری هات، نمی تونی منو به این دنیا وابسته کنی. با این کارها نمی شه منو از جبهه واداشت.» ساکش رو بست و رفت !
#شهید_مجید_زین_الدین🕊🌷
آدمیزاد موجود عجیبی است، چون برای هدایتش ۱۲۴ هزار پیامبر کفایت نکرد، اما برای گمراہ کردنش یک شیطان کافی بود!!!
#استادقرائتی
چون کودکی که گم شده در ازدحام شهر
دنبال رد پای تو هر جمعه میدوم...
#یاصاحب_الزمان
مومن آن است که بداند در پس این دیوار کسی است که یک به یک بر احوال ما مطلع است و می بیند اگر چه ما او را نمی بینیم!
برای شرکت در مراسم عروسی یکی از آشنایان رفته بود تهران!
مراسم با بزن و بکوب و گناه همراه بود مجتبی بچه های کوچک اقوام را در یک اتاق جمع کرد و در را بست!
بعد با زبان کودکانه به آن ها احکام آموزش داد!
بچه ها هم دورش حلقه زده بودند
شهید مجتبی قطبی🕊🌷
به تعلقات دنیایی بیاعتنا باشیم که همه رفتنی هستند و آنچه ماندنی است آن چیزی است که برای #خدا باشد. همیشه مراقبت از خویش را داشته باشیم که مهمترین عامل برای صعود بسوی او مراقبت از خویشتن است.
#شهید_احمد_مفید🕊🌷