گفتم : نگرانتیم ...
اینقدر موقع اذان توی جاده نزن کنار چند دقیقه دیرتر نماز بخونی چی میشه؟!
افتادی دست کومولهها چی؟!
خندید!
گفت : تمام جنگ ما بخاطر همین نمازه تمام ارزش نمازم توی اول وقت خوندنشه!
#شهید_مهدی_زین_الدین🕊🌹
جوری رو شخصیت تون کار بکنید که هر کسی باهاتون حرف زد، بعدش حداقل یه دقیقه به فکر فرو بره...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بین گمنام ها دنبال گمنامی می گردم که برای من گمنام نیست، آشناست
#شهید_گمنام🕊🌹
سلام امام زمانم صبحت بخیر...
امروزمون رو سپردیم به خودت هوامونو داشته باش🌸
می دانست از ساواکی ها هستند و می خواهند برایش پرونده سازی کنند از او پرسیده بودند:
نظرت در مورد حجاب چیه؟!
گفته بود: من که نظری ندارم باید از روحانیت پرسید! من فقط یه حدیث بلدم که هر کس همسرش را بی حجاب در معرض دید دیگران قرار دهد بی غیرت است و خداوند او را لعنت می کند.
ساواکی ازش پرسید شاه را میگویی؟!
خنده ای کرد وگفت:
من فقط حدیث خواندم...
#شهید_محمد_منتظرالقائم🕊🌹
خسته از مدرسه بر میگشت، وقتی می گفتم خسته نباشی، دستانم را می بوسيد و در آغوشم می گرفت و می گفت:
مامان خیلی دوستت دارم شما از صبح تا حالا زحمت كشيديد، من كه كاری نكردم، از حالا به بعد نوبت منه شما بريد استراحت كنيد!
#شهیده_راضیه_کشاورز🕊🌹
اِنَّ الله لا یُخلفُ المِیعَادَ
خداوند هرگز زیر قولش نمیزند...!
#او_خواهد_آمد...
#امام_زمان
هدایت شده از 💢 بصیرت سایبری 💢
حاج قاسم صاحب نوههای دوقلو شده بود.
نوزادانی که زودتر از موعد به دنیا آمده و نارس بودند.
باید در بخش ایزوله بستری میشدند.
به مادر یکی از نوزادانی که شرایطش بحرانی نبود گفتم:«نوههای حاجقاسمسلیمانی توی بیمارستان ما هستن.
اتاق خالی ایزوله نداریم که بستری شون کنیم.
اگه موافقید شما برید یه اتاق دیگه بچههارو اینجا بستری کنیم»
مادر نوزاد تا اسم حاجقاسم را شنید نه نیاورد.
همینطور که داشت برای دیدن حاجقاسم میرفت با خودش میگفت:«عمری که حاجقاسمسلیمانی وقف آرامش و امنیت ما کرده با چی جبران میشه؟ این کمترین کاره.»
حاجقاسم که از ماجرا بو برد ناراحت شد.
گفت:«دست نگه دارید. چرا این کار رو کردید؟ یک نوزاد بیمار رو از اتاق ایزوله بیرون آوردید تا نوههای من رو بستری کنید؟ هیچ تفاوتی بین بچههای من و دیگران نیست. لطفا اون نوزاد رو برگردونید به اتاق ایزوله.
ماهم صبر میکنیم تا اتاق خالی بشه مثل بقیه بیمارا!.»
گفتم:«مادر اون بچه تا شنید میخوایم نوههای شمارو بستری کنیم خودش اصرار داشت اتاق رو خالی کنه.»
اما حاجقاسم زیر بار نرفت گفت:«نه آقایدکتر! کاری رو که گفتم بکنید.»
خانواده محبوبترین فرد نظامی کشور سه ساعت در بیمارستان منتظر ماندند تا اتاق ایزوله خالی شود.
راوی:دکتر محمد ترکمن