«طرف بایک موتورگازی آمد جلوی در مسجد
سلام کرد
جوابش را با بیاعتنایی دادم. دستانش روغنی بود و سیاه
خواست موتور را همان جلو ببندد به یک ستون نگذاشتم.
گفتم: اینجا نمیشه ببندی عمو
با نگرانی ساعتم را نگاه کردم
دوباره خیره شدم به سر کوچه
سه، چهار دقیقه گذشت و باز هم خبری نشد
پیش خودم گفتم:
مردم رودیگه بیشترازاین نمیشه نگه داشت؛خوبه برم به مسئول پایگاه بگم تایک فکری بکنه
یک دفعه دیدم بلندگوی مسجدروشن شدوجمعیت صلوات فرستادند!
مجری گفت:نمازگزاران عزیز درخدمت فرمانده بزرگ جنگ حاج عبدالحسین برونسی هستیم که به خاطر خرابی موتورشان کمی با تأخیررسیدهاند
پنجشنبه ياد درگذشتگان
اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
دلم بدجوری برای آنهایی که روزی در کنارمان بودند و الان نیستند تنگ میشود...
برای آمرزش روح درگذشتگان بخوانیم
فاتحه و #صلوات...
اونجا که خدا میگه:
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ
یعنی من با شما هستم، هرجا باشین و هر کاری بکنین
خیالتو راحت میکنه که کنارته شونه به شونه...
اگه حتی همه ی آدما هم تنهات بذارن، باز خدا همیشه هست و توی هر شرایطی پیشته...
#سلام_امام_زمانم❤️
بند دل ما صبح ها به دست نسیم سپرده می شود تا سلام ما را به آستان مقدس شما برساند
صبحی که با سلام بر شما شروع شود تمام روزش پربرکت است
اللهم عجل لولیک الفرج🌸
اگر دری رو قفل دیدی هراس نداشته باش چون اگه قرار بود باز نشه به جاش دیوار میذاشتن...
امروز گند زدی؟!
عیب نداره دوباره شروع کن
مهم اینه که تو از تلاشت دست برنداری
ناامید نشو، ناامیدی کار شیطانه ...
تموم تلاششو میکنه که آدمو ناامید کنه
آدمی که بگه نه نمیشه و ناامید باشه هیچ کاری نمیکنه ...
ولی آدمی که بگه من مخلص امامم هستم و همه کار واسش میکنم و واقعا عمل کنه
آینده ی خیلی خیلی خیلی خوبی داره...🌸
#اینوعدهخداستباورکن❤️
یک بار با محسن سوار ماشین بودیم. گرم حرف بودیم که یک توپ بادی افتاد جلویمان. نتوانستم بکشم کنار. رفت زیر ماشین و ترکید. محسن گفت: بزن کنار! پیاده شد رفت سمت بچه ای که سر کوچه دمغ شده بود. دست کشید روی سرش و گفت: ناراحت نشو! برو با دوستات یه بازی دیگه بکن تا من برات توپ بخرم. جلوی یک مغازه ترمز کردم. دو تا توپ بادی خرید؛ مثل همان توپی که ترکیده بود. خوشحال بود که در این دوره و زمانه هنوز بچه هایی پیدا می شوند که دست از موبایل و بازی کامپیوتری بکشند و بیایند در کوچه خودشان را سرگرم کنند.
#شهید_محسن_حججی🕊🌹