eitaa logo
سلام بر ابراهیم
8.3هزار دنبال‌کننده
63.2هزار عکس
21.4هزار ویدیو
34 فایل
"خداحافظ رفیق "واژه ای است که شهدابه ما می‌گویند،نه مابه شهدا خداحافظ رفیق،یعنی خدا،ما راخرید وبرد وخدا، شمارا دربلیات دنیاحفظ کند😔💔 میزبان شما هستیم با خاطرات زندگی #شهدا،پست های ناب #سیاسی ، #توییت های داغ، #شاه_بیت و ... به ما بپیوندید. یا علی
مشاهده در ایتا
دانلود
💢بانک ها عامل نابودی اقتصاد کشور ‼️وقتی به جنگ خدا رفتید.،پس منتظر عذاب خدا باشید.. تا وقتی در سیستم اقتصادی کشور ربا وجود دارد نباید منتظر مشکل گشایی خدا باشیم #ربا_جنگ_با_خداست https://eitaa.com/salambarebraHem
فرازی از وصیت نامه ی شهید #محسن_حججی: از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه ای نائب بر حق امام زمان عجل الله است... انتشار به مناسبت سالگرد شهادت 🌷سلام بر ابراهیم👇 https://eitaa.com/salambarebraHem
#طرح برترین اعمال شیعیان در کلام امام جواد علیه‌السلام 🌷سلام بر ابراهیم👇 https://eitaa.com/salambarebraHem
🌺 قسمت چهاردهم : مهمانی شیطان چند لحظه طول کشید تا به خودم بیام … – متین جان … مگه مهمونی زنانه است؟ … – نه … چطور؟ … – این کت و شلواری بود که عروسی خواهرت پوشیدم … کتش تنگ و کوتاهه … با حالت بی حوصله ای اومد سمتم … – یعنی چی تنگ و کوتاهه؟ … زن خارجی نگرفتم که این حرف های مسخره رو بشنوم … و بیاد با چادر بشینه یه گوشه مجلس … اونجا آدم هاش با کلاسن … امل بازی در نیاری ها … – امل بازی؟ … امل چی هست؟ … خندید و رفت توی اتاق کارش … با صدای بلند گفت … – یعنی همین اداهای تو … راستی رفتیم اونجا، باز وقت اذان شد پا نشی بری وایسی به نماز … سرش رو آورد بیرون … – محض رضای خدا … یه امشب، ما رو مسخره و مضحکه مردم نکن … تکیه دادم به دیوار … نفسم در نمی اومد … نمی تونستم چیزهایی رو که می شنیدیم درک کنم … مغزم از کار افتاده بود … اومد سمتم … – چت شد تو؟ … – از روز اول دیدی من چطور آدمی هستم … اگر من اینقدر مسخره ام؛ چرا باهام ازدواج کردی؟ … با خنده اومد طرفم … – زن بور اروپایی نگرفتم که بره لای چادر … زن گرفتم به همه پز بدم تا چشم هاشون در بیاد که زن های خودشون به زور هزار قلم آرایش، شبیه تو هم نمیشن … دوباره رفت توی اتاق … این بار قدرت حرکت کردن نداشتم که دنبالش برم … – راستی یه دستم توی صورتت ببر … اینطوری بی هیچی هم زیاد جالب نیست … همچین که چشم هاشون بزنه بیرون … ادامه دارد.... 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 نويسنده: سيد طاها ايمانی 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
🌺 قسمت پانزدهم : معنای امل دیگه نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم … یه سال تموم خون دل خورده بودم اما حالا کارش به جایی رسیده بود که می خواست من رو جلوی بقیه، نما نما کنه … همون طور که به دیوار تکیه داده بودم، چند لحظه چشم هام رو بستم … پشت سر هم حرف می زد اما دیگه گوش نمی کردم … – خدایا! خودت گفتی اطاعت از همسر تا جایی درسته که گناه نباشه … اما از اینجا دیگه گناهه … دیگه قدرت صبر کردن و لبخند زدن ندارم … من قدرت اصلاح شوهرم رو ندارم… چشم هام رو باز کردم و رفتم توی اتاق … بدون اینکه حرفی بزنم و خیلی جدی … کت و شلوار رو برداشتم و زدم به چوب لباسی و روش کاور کشیدم … برگشت سمتم … – چکار می کنی آنیتا؟ … مگه بهت نگفتم این رو بپوش؟ … – چرا گفتی … منم شنیدم … تو همون روز اول دیدی من چطور آدمی بودم … من همینم … نمی دونم امل یعنی چی … خوبه یا بد … اما می دونم، هرگز حاضر نمیشم این طوری لباس بپوشم … آرایش کنم و بیام بین دوست های تو … و با اون زن ها که مثل … فاحشه های اروپایی آرایش می کنن؛ رفت و آمد کنم … حسابی جا خورده بود … باورش نمی شد … داشتم برای اولین بار باهاش مخالفت می کردم … گریه ام گرفته بود … – همه چیز رو تحمل کردم … همه چیز رو … اما دیگه این یکی رو نمی تونم … دیگه نتونستم جلوی اشک هام رو بگیرم … ادامه دارد.... 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 نويسنده: سيد طاها ايمانی 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
🌺 قسمت شانزدهم : از منبر بیا پایین چند لحظه با تعجب بهم نگاه کرد … هنوز توی شوک بود … – اوه اوه … خانم رو نگاه کن … خوبه عکس های کنار دریات رو خودم دیدم … یه تازه مسلمون از پاپ کاتولیک تر شده … بزار یه چند سال از ایمان آوردنت بگذره بعد ادای مرجع تقلید از خودت در بیار … چند بدم از بالای منبر بیای پایین؟ … – می فهمی چی داری میگی؟ … شاید من تازه مسلمونم اما حداقل به همون چیزی که بلدم عمل می کنم … با عصبانیت اومد سمتم … – پیاده شو با هم بریم … فکر کردی دو بار نماز خوندی آدم شدی؟ … دهنت رو باز می کنی به هر کسی هر چی بخوای میگی؟ … خودت قبل از من با چند نفر بودی؟ … – من قبل از آشنایی با تو مسلمان شدم … همون موقع هم… محکم خوابوند توی گوشم … – همون موقع چی مریم مقدس؟ … صورتم گر گرفته بود … نفسم به شماره افتاده بود … صدام بریده بریده در می اومد … – به من اهانت می کنی، بکن … فحش میدی، میزنی … اشکالی نداره … اما این اسم مقدس تر از اونه که بهش اهانت کنی … هنوز نفسم بالا نیومده بود و دل دل می زدم … – من به همسر دوست هات اهانت نکردم … تو خودت اروپا بودی … من فقط گفتم آرایش اونها … این بار محکم تر زد توی گوشم … پرت شدم روی زمین … – این زر زر ها مال توی اروپایی نیست … من اگه می خواستم این چرت ها رو بشنوم می رفتم از قم زن می گرفتم … این رو گفت از خونه زد بیرون … ادامه دارد.... 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 نويسنده: سيد طاها ايمانی 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#پاسخی_زیبا_به_شبهه_معروف 🎥کلیپ تصویری حجت الاسلام قرائتی : آقا مگه در اسلام آزادی نیست ؟ مگه نمی گه قرآن "لا اکراه فی الدین" پس چرا کسی که از دین خارج بشه رو می کشن؟ 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
شتاب ڪنید یاران شتاب ڪنید ڪہ زمین نہ جاے ماندن ڪہ گذرگاه استـــ... گذر از نفس بہ سوے رضوان حق هیچ شنیده اے ڪہ ڪس در گذرگاه رحل اقامت بیفڪند ...! شهدا دست ما را هم بگیرید. 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
امیرالمؤمنین علیه السلام: 🔷تو مراقب آخرت خود باش، دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید. ‌ غرر الحکم: ۶۰۸۰ ‌@salambarebraHem
#سلام_امام_زمانم ❤️مهدی جان❤️ شنبه شد، پنجره از آمدنت وا مانده دوسه تا دلهره از جمعه، ز تو جا مانده جمعه و شنبه دگر فرق ندارد بی تو تا میان من و تو فاصله بر جا مانده #الٰلهُمَ_عَجِّل_لِوَلِیّکَ_الفَرَج سلام صبح بخیر التماس دعا ی فرج https://eitaa.com/salambarebraHem
033_Jaza_Faza_Mojtahedi.mp3
1.49M
در مصیبت‌ها جزع و فزع نکنیم. ✨آیت‌الله مجتهدی 🌷ما را دنبال کنید👇 https://eitaa.com/salambarebraHem
💠 بطلان حکومت عمر و ابوبکر توسط امام رضا علیه السلام دریک دقیقه 💠 🔵 عده ای از حضرت امام رضا علیه السلام خواهش کردند که در حضور مأمون در مناظره‌ای در مورد امامت شرکت کند. امام پذیرفت، مجلسی تشکیل شد و «یحیی بن ضحاک سمرقندی» برای بحث با ایشان دعوت شد. 🔷 امام فرمود:« بپرس!» او گفت: « شما بپرسید ای پسر رسول خدا تا ما به سؤال شما افتخار کنیم.» 🔷 امام فرمود:«ای یحیی، نظر تو درباره کسی که ادعا می‌کند راستگوست ولی به راستگویان، نسبت دروغ‌گویی می‌دهد، چیست؟ آیا چنین کسی راستگو و پیرو دین حق است یا دروغگو؟» یحیی مدتی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت. مأمون گفت: « چرا جواب نمی‌دهی؟ » یحیی گفت: « سؤالی از من کرد که نمی‌توانم پاسخ دهم.» مأمون از حضرت رضا علیه السلام پرسید:« منظورتان از این سؤال چه بود؟» 🔷 امام فرمود:« من از یحیی با کنایه پرسیدم اگر ابوبکر راستگو بوده، پس راویان صادق و راستگو که گفته اند ابوبکر بر فراز منبر رسول خدا اعلام کرد: « شما مرا امیر خود قرار دادید ولی من بهتر از شما نیستم.» باید این سخن هم راست باشد و اگر این سخن ابوبکر راست است می گوییم امیر باید از رعیت بهتر باشد، پس ابوبکر امام نیست. 🔷 همچنین از قول ابوبکر نقل کرده اند که گفته است: « من شیطانی دارم که مرا وسوسه می کند و من گرفتار او هستم.» اگر ابوبکر راستگوست و این سخن هم راست است، پس نمی تواند امام باشد چون شیطان نمی تواند در امام تصرف کند و نیز از عمر نقل کرده اند که گفته است: « امامت ابوبکر یک کار ناگهانی و بدون مقدمه بود که خداوند ما را از شر آن حفظ کرد؛ پس هر کس این کار را تکرار کند، او را بکشید. » اگر عمر راستگو بود پس امامت ابوبکر به نظر عمر هم صحیح نبوده و اگر دروغ گفته که خودش برای زعامت و رهبری مسلمین لیاقت ندارد. » سخن حضرت که به اینجا رسید مأمون آن چنان عصبانی و ناراحت شد که بی مقدمه فریادی کشید که همه آن عده متفرق شدند. سپس رو کرد به بنی هاشم و گفت: « مگر من نگفتم او را شروع کننده بحث قرار ندهید و بر علیه او جمع نشوید؟ این ها علمشان از علم رسول الله است.» منابع: 📚بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۳۴۸. ح ۶. 📚از مناقب آل ابیطالب، ج ۲، ص ۴۰۴- ۴۰۵ . 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem