#خواندنی
🔹معلمی طی ۲۵سال تعدادی از سؤالای درسی و جواب های دانش آموزانش را در دفتر خاطراتش جمع کرده؛ بخونید جالبه😁
🔻کاربرد سوزن خط کش را در صنایع فلزی بنویسید؟
- گفتین نمیاد که
🔻 رود نیل به چه دریایی می ریزد؟
- مهدی ترانه (منظورش مدیترانه است)
🔻چرا میرزای شیرازی تنباکو را حرام کرد؟
- زیرا ثروتمندان تنباکو می کشیدند و به فقیران نمی دادند
🔻به چند روش پارچه رنگی تهیه می کنند؟
- از مغازه خریدن. از کارخانه خریدن
🔻کاربرد تراز در ساختمان سازی را بنویسید؟
- هنگامی که برق می رود یخچال نمی سوزد
(دانش آموز تراز را با ترانس اشتباه گرفته است)
🔻درباره اسفنج ها هرچه می دانید بنویسید؟
- اسفنج ها به شکل قهوه ای و زرد و قرمز هستند و در ظرف شستن به مادر ها کمک می کنند.
🔻با کلمه اصحاب یک جمله بسازید؟
- من اصحاب پدر خود را خرد کردم
🔻زبان چه نقشی در ایجاد ارتباط میان انسان ها دارد؟
- با زبان مزه غذا را می چشیم و به هم می گوییم
🔻محاصره اقتصادی مسلمانان چگونه شکسته شد؟
- به وسیله موذيانه
🔻اصحاب شمال به چه کسانی گفته می شود؟
- به کسانی که در شمال زندگی می کنند.
😊😐😁😁
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
#دل_نوشته_رمضان
🌙سحر سوم....
✍سلام... ستاره غریب زمین
دو سحر از رمضان گذشت..
و سومین سیاهی هم، آسمان رمضان را فراگرفت...
اما... هنوز خبری از ظهور تو در دل زنگار گرفته من نیست!
آموخته ام؛که سفره دار رمضان تویی...
و کسی در این ضیافت، محبوب تر است، که تو، سهم بیشتری از قلبش را، تسخیر کرده باشی.
❄️هر چه در لابلاي تپش های دلم، جستجو می کنم...؛ خبری از شیدایی نمی یابم.
👈من همان فرزند گریزپای توام، که به درد نداشتنت عادت کرده است، و همه سهمش از انتظار، فقط و فقط هیاهویی توخالی است!
که اگر؛
درد تو به استخوانش زده بود؛
سحری از رمضان را، تنها به امید یافتنت، سجاده نشینی می کرد.
وای یوسف تنهای من،
این رمضان حاجتی عظیم، قلب مرا احاطه کرده است:
💓تــــــو...
درد نداشتن تــــو...
و دویدن مدام برای یافتنت،
همه آرزويی است که در لابلای مناجات سحر، به دنبالش می گردم.
❄️برای قلب بیمار من، چاره ای بينديش.
قلب بیمارم، جای خالی، برای حضور مداوم تو ندارد.
به امید علاج آمده ام.
مرا دست خالی،از گوشه سفره ات، رد مکن !
به امید اجابت آمده ام؛
یا مُجیبُ... یا مجیب ... یا مجیب
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹ببینید| دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
بارالها! در این ماه به من تیزهوشی و بیداری عنایت فرما
و از بیخردی و اشتباه دورم ساز
و از هر خیری که در این ماه نازل میکنی، برایم بهرهای قرارده
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
#آقاااااااا
بعضیا هم تو ماه رمضون همه روز هارو روزه میگیرن ولی در عین ناباوری آخر ماه رمضون یه ۴_۵ کیلویی چاق میشن
خسته نباشی پهلوان
طرف قبل ماه رمضون صبحونه یا نمیخورده یا دولقمه نون و پنیر و چایی میخورده الان سحری دو پرس غذا میخوره با کلی آب و شربت و.. آدم یاد شتر میفته که غذا و آبشو تو کوهانش ذخیره میکنه چند ماه تو بیابونا راه میره
آقا چند ساعت میخوای چیزی نخوری این کارا چیه تو سحر انجام میدی، هی ساعتو نگاه میکنه چند دقیقه مونده تا اذان صبح هی میخوره میخوره، هی ساعتو نگاه میکنه،
اوه چند ثانیه مونده خوردنو سریعتر میکنه تاجایی که انقدر نزدیک اذان خوردن رو ادامه میده. ملائکه نمیتونن تشخیص بدن قبل اذان بوده یا بعد اذان.چندین بار از خدا درخواست بازبینی صحنه رو میکنن
آقاااا از سحر ماه رمضون وقتی با فضیلت تر پیدا میکنی؟ یه چند دقیقه زودتر سحری رو بخور یه دعایی، نمازی بخون. ازدستت میره ها
خلاصه چرا چاق میشن بعضیا
چون صبحونه دو لقمه ای رو با سحری دو پرسی جایگزین میکنه
از طرفی هم دم افطار. اوه اوه اصلا خون جلو چشماشو گرفته.لقمه هارو آماده کرده
تا اذانو میگه چنان حمله میکنه به انواع غذاها که حیوونکی معده که چند ساعتی درحال استراحت بوده اینطوری میشه😳
یدفعه میبینه یه مایعی اومد توش با دمای صفر درجه. همون لحظه یه مایعی اومد با دمای ۱۰۰ درجه
۲۰ تا لقمه نون پنیر+شله زرد+ کشک بادمجون+آش+سوپ+زولبیا+بامیه
دوباره مایع ۱۰۰ درجه و صفر درجه و این ماجرا همینطور ادامه دارد
دیگه کار به جایی میرسه که معده گریه میکنه، میگه آقا توروخدا تو روزه نگیر😭 نمیدونم کدوم غذاتو هضم کنم
تازه این افطاره فقط. بعضی جاها بعدش شام میارن. دیگه طرف بعد افطار مث یه بشکه ولو میشه روز زمین نمیتونه تکون بخوره
آقا فلسفه روزه این نبود که تو بترکی
یکم کمتر بخور
✍ حسین دارابی
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
✨قسمت چهل و چهارم داستان دنباله دار
#فرار_از_جهنم:
🌀 مسیر آتش
.
مقصد دوم مون یکی از مراکز موادی بود که قبلا پیش شون بودم ... .
اونجا هم اوضاع و احوالش فرق چندانی با جای قبلی نداشت... چشم هاش می لرزید ... اگر یه تلنگر بهش می زدی گریه اش در میومد ... جایی بودیم که اگر کسی سرمون رو هم می برید یه نفرم نبود به دادمون برسه ...
.
.
تنها چیزی که توی محاسبتم درست از آب در نیومد ... درگیری توی مسیر برگشت بود ... .
.
درگیری مسلحانه بود ... با سرعت، دنده عقب گرفتم ... توی همون حالت ویراژ می دادم و سر ماشین رو توی یه حرکت چرخوندم اما از بد بیاری ... همزمان یکی از ماشین هاشون از تقاطع چرخید سمت ما و ماشین بین ماشین ها قفل شد ... .
.
اسلحه رو کشیدم و از ماشین پریدم پایین ... شوکه شده بود و کپ کرده بود ... سریع چرخیدم سمتش ... در ماشین رو باز کردم و کشیدمش بیرون ... پشت گردنش رو گرفتم ... سرش رو کشیدم پایین و حائلش شدم تیر نخوره ... سریع از بین ماشین ها ردش کردم و دور شدیم ...
.
.
از شوک که در اومد، تمام شب رو بالا میاورد ... براش داروی ضد تهوع خریدم ... روی تخت ولو شده بود ...
.
.
روی تخت دیگه نشسته بودم و نگاهش می کردم ... مراقب بودم حالش بدتر نشه ... حالش افتضاح بود ... خیس عرق شده بود ... دستم رو بردم سمت پیشونیش با عصبانیت زدش کنار ... نیم خیز شد سمتم ... توی چشم هام زل زد و بریده بریده گفت ... چرا با من اینطوری می کنی؟ ... .
یهو کنترلش رو از دست داد و حمله کرد سمت من ...
ادامه دارد.
خودشه👈🏻لینک کانال👇🏻
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
✨قسمت چهل و پنجم داستان دنباله دار
#فرار_از_جهنم:
🌀بهم حمله کرد
در حالی که داد می زد و اون جملات رو تکرار می کرد و اشک می ریخت ... حمله کرد سمت من ... چند تا مشت و لگد که بهم زد ... یقه اش رو گرفتم و چسبوندمش به دیوار...
.
با صدای بلند گریه می کرد و می گفت ... چرا با من این کار رو می کنی؟ ...
.
.
آروم کردنش فایده نداشت ... سرش داد زدم ... این آینده توئه ... آینده ایه که خودت انتخاب کردی ... ازش ترسیدی؟... آره وحشتناکه ... فکر کردی چی میشی؟ ... تو یه احمقی که در بهترین حالت، یه گارسون توی بالای شهر یا یه خدمتکار هتل یا چیزی توی همین مایه ها میشی ... اگرم یه آشغال عشق اسلحه بشی و شانس بیاری پلیس... .
.
یقه اش رو ول کردم ... می خوای امریکایی باشی؟ ... آره این آمریکاست ... جایی که یا باید پول و قدرت و ثروت داشته باشی یا مثل سیاستمدارها و امثال اونها توی سیستم خودت رو جا کنی ... یا اینکه درس بخونی و با تلاش زیاد، خودت رو توی سیستم بهره کشی، بکشی بالا ... .
می خوای آمریکایی باشی باش ... اما یه آشغال به درد نخور نباش
... این کشور ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت داره ... فکر می کنی چند درصدشون اون بالان؟ ... فکر می کنی چند نفر از این پایین تونستن خودشون رو بکشن بالا؟ ...
.
.
حتی اگر یه زندگی عادی و متوسط بخوای، باید واسش تلاش کنی ... مسلمون ها رو نمی دونم اما بقیه باید ۱۸ سالگی خونه رو ترک کنن و جدا زندگی کنن ... ۲ سال بیشتر وقت نداری ... بخوای درس بخونی یا بخوای بری سر کار ... واقعا فکر کردی می خوای چه کار کنی؟ ..
.
و اون فقط گریه می کرد .
خودشه👈لینک کانال 👇
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
17.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺بیشتر از بچهام نگران سگم هستم !
مردمی که پای تجویزات شبکههای ماهوارهای مثل منوتو مینشینند سرنوشتی بهتر از این نخواهند داشت.
به قول مولوی:
این نکتهٔ رمز اگر بدانی،دانی
هر چیزی که در جستن آنی،آنی
https://eitaa.com/salambarebraHem