هدایت شده از محسن قنبریان
🔆گزیده ای کوتاه از یادداشت:
💠از یک مسأله گوی ساده به مجتهدی عالی مقام❗️
✅مقدمه:
در بحث "اشرافیت مذهبی" نباید جای "مسأله" با "مثال" عوض شود. مثال ها برای روشن تر شدن این مسأله است که چگونه عرف طلبگی و مدرسه داری را دارند عوض می کنند.
✅ در دو مسأله [درنامه آقای آملی به رئیس جامعه مدرسین] اشتراک دارم که ناگزیر از توضیح ام:
🔸الف) استناد دادن این مدرسه به ایشان.
🔸ب) اشرافی بودن آن(آیت الله یزدی کاخ خوانده بود).
یک مورد اضافه نیز بنده دارم:
🔹ج) وظیفه ایشان در قبال این سازه چه بوده است؟
⬅ توضیح سه مسأله:
✅الف) استناد مدرسه به ایشان!
ایشان مرقوم فرموده اند: "استناد دادن ساختمان مدرسه به اینجانب خلاف واقع است..."
🔸 استناد مدرسه به ایشان عرفا ، "خلاف واقع" نیست:
[دو دلیل شرعی را در این گزیده قلم گرفته ایم]
*⃣"منتفع اصلی" این موقوفه حضرت ایشان است. کسی گمان ندارد که این مدرسه مثل فیضیه و خان و... باشد که هرکس بتواند در آن تقاضای برقراری تدریس کند...
آیا منتفع اصلی بودن در موقوفه ای کفایت نمی کند که عرفاً بگویند مدرسه ی فلانی؟!
*⃣اگر ایشان موقوف علیهم مدرسه نیست، پس خوب است اداره مدرسه را به شورای عالی حوزه یا هیئت امنائی بسپارد تا دروس سطح عالی را در آن دایر کنند. خود ایشان درسشان را در فیضیه یا دارالشفاء و مسجد سلماسی و... برپا کند!
در این صورت است که نسبت دادن مدرسه به ایشان خلاف واقع خواهد بود.
آیا ایشان چنین می کنند؟!
✅ب) اشرافی بودن مدرسه!
[دلیل شرعی را در این گزیده قلم گرفته ایم]
🔹اگر عرف معیار است (که درست هم همین است):
در این صورت کار بسیار آسان است. جلوی درب این مدرسه از عموم مردم مصاحبه و آمار بگیرید! یا ویدیوئی کوتاه از درون و بیرون این مدرسه، نحوه ساخت و نوع مصالح و امکانات آن در فضای مجازی -بدون ذکر نام ایشان- قرار دهند؛ ببینند عرف عام چه نظری می دهد؟! اشرافی می داند یا نه؟!
که البته نه گفتنش تحکّم آشکار است.
🔅پرواضح است که از مدارس علمیه دوران صفوی و مانند آن -حتی اگر به اذن و اجازه مجتهدان بزرگ ساخته شده باشند- نمی توان شاهد و تأیید بر جواز مدارس اینچنین در عهد انقلاب شکوهمند اسلامی آورد. چون عرف شاه زده صفوی با عرف انقلابی جمهوری اسلامی قابل مقایسه نیست؛ و فاصله اش فاصله شاه عباس است تا امام خمینی(قدس سره).
✅ج)ایشان چه وظیفه ای داشتند؟!
🔸 ایشان هم به عنوان وکیل متولی و هم به عنوان رئیس عدلیه نظام مقدس جمهوری اسلامی باید از فعل حرام و کبیره ی تبذیر نهی می کردند. بلکه می بایست به واسطه ی وکالت متولی -که تفویض امر است- و حاکم شرع مبسوط الید بودن، بالاتر از نهی، جلوگیری کرده و مانع این نحوه ساختن می شدند...
آیا چیزی از این سنگ تراشی ها، تاج سازی باسنگ و... تبذیر نیست؟!...
عرف استبداد زده و شاه دوست دیروز، کاخ و بناهای مجلل را سزاوار شاهان می دید؛ اما آیا عرف دیروز و امروز چنین بناهایی را لایق به حال فقیه اهلبیت می داند؟!
آیا عرف امروز مردم انقلابی قم، ساختمان کاخ مانند را لایق به حال مدرسه علمیه تشیع علوی می داند؟!
بفرمایند چرا چنین جلوگیری و منعی نکرده و فقط به عدم دخالت راضی شدند؟!
🔸به عنوان رئیس قوه قضائیه و حاکم شرع جمهوری اسلامی هم "اقلا شائبه" یک وظیفه اختصاصی در قبال این مدرسه بر دوش ایشان بوده است :
...مجتهد متبحر بهتر از این آخوند دِه می داند که: تبذیر اگر "ملکه و رویه" کسی شود، "سفاهت" او ثابت و حکم وضعیِ ممنوع التصرف شدن در اموالش از سوی حاکم شرع بر او بار می شود.
ابن ابی الحدید و دینوری نوشته اند که امیر المومنین(ع) خواست عبدالله بن جعفر -پسر جعفر طیار و داماد خویش- را به سبب اسراف و تبذیر، از تصرف در اموالش منع کند.[استنادات به اقوال فقهاء دراینباره در این گزیده قلم گرفته شد]
در مرقومه جناب آقای آملی آمده: "ایشان [مدیرمدرسه] بعد از مدتی گفت یکی از آشنایان ما که مسجد و ساختمان های "مشابهی" ساخته است،حاضر است ساختمان مدرسه را به عهده بگیرد...".
اگر این مساجد و ساختمان های مشابه، شباهت در مصرف تبذیری مال است (مثل این مدرسه)؛ بعید نیست حکم وضعی بر او بار و ایشان به عنوان حاکم شرع موظف بوده آن فرد را ممنوع التصرف کند؛ تا از مصرف اموال در مصارف تبذیری بازداشته شود و دیگر مسجدومدرسه ای غیرلایق به حال فقه
و مذهب تشیع نسازد!
آیا "من هیچ دخالتی نمی کنم"؛ جواب قانع کننده ای در قبال این تکلیف محتمل است؟!
📝 محسن قنبریان/عیدغدیر ۱۴۴۰هق/۲۹ مرداد۱۳۹٨ش
🔴آنان که حوصله خواندن دارند واهل تحقیق حتما یادداشت کامل را ملاحظه کنند.
☑️ @m_ghanbarian
باسمه تعالی
دوستان برای شفای عاجل یکی از اعضای خانواده بنده
لطفا حمد شفا قرائت بفرمائید
متشکر
@salmanraoofi
#فقه_حکومتی
#احادیث_فقه_حکومتی
#حفاظت 3
🔅🔅🔅
2/ فی الکافی باسناده الی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ : «كَتَبَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُوصِي نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ بِهَا أُوصِيكَ فَإِنَّهَا وَصِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَوَّلِينَ وَ وَصِيَّتُهُ فِي الْآخِرِينَ خَبَّرَنِي مَنْ وَرَدَ عَلَيَّ مِنْ أَعْوَانِ اللَّهِ عَلَى دِينِهِ وَ نَشْرِ طَاعَتِهِ بِمَا كَانَ مِنْ تَحَنُّنِكَ مَعَ خِذْلَانِكَ وَ قَدْ شَاوَرْتُ فِي الدَّعْوَةِ لِلرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص وَ قَدِ احْتَجَبْتَهَا وَ احْتَجَبَهَا أَبُوكَ مِنْ قَبْلِكَ وَ قَدِيماً ادَّعَيْتُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ وَ بَسَطْتُمْ آمَالَكُمْ إِلَى مَا لَمْ يُعْطِكُمُ اللَّهُ فَاسْتَهْوَيْتُمْ وَ أَضْلَلْتُمْ وَ أَنَا مُحَذِّرُكَ مَا حَذَّرَكَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِهِ.
🔹 فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع مِنْ مُوسَى بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيٍّ مُشْتَرِكَيْنِ فِي التَّذَلُّلِ لِلَّهِ وَ طَاعَتِهِ إِلَى يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَسَنٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُحَذِّرُكَ اللَّهَ وَ نَفْسِي وَ أُعْلِمُكَ أَلِيمَ عَذَابِهِ وَ شَدِيدَ عِقَابِهِ وَ تَكَامُلَ نَقِمَاتِهِ وَ أُوصِيكَ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا زَيْنُ الْكَلَامِ وَ تَثْبِيتُ النِّعَمِ أَتَانِي كِتَابُكَ تَذْكُرُ فِيهِ أَنِّي مُدَّعٍ وَ أَبِي مِنْ قَبْلُ وَ مَا سَمِعْتَ ذَلِكَ مِنِّي وَ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ وَ لَمْ يَدَعْ حِرْصُ الدُّنْيَا وَ مَطَالِبُهَا لِأَهْلِهَا مَطْلَباً لآِخِرَتِهِمْ حَتَّى يُفْسِدَ عَلَيْهِمْ مَطْلَبَ آخِرَتِهِمْ فِي دُنْيَاهُمْ وَ ذَكَرْتَ أَنِّي ثَبَّطْتُ النَّاسَ عَنْكَ لِرَغْبَتِي فِيمَا فِي يَدَيْكَ وَ مَا مَنَعَنِي مِنْ مَدْخَلِكَ الَّذِي أَنْتَ فِيهِ لَوْ كُنْتُ رَاغِباً ضَعْفٌ عَنْ سُنَّةٍ وَ لَا قِلَّةُ بَصِيرَةٍ بِحُجَّةٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ النَّاسَ أَمْشَاجاً وَ غَرَائِبَ وَ غَرَائِزَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ حَرْفَيْنِ أَسْأَلُكَ عَنْهُمَا مَا الْعَتْرَفُ فِي بَدَنِكَ وَ مَا الصَّهْلَجُ فِي الْإِنْسَانِ ثُمَّ اكْتُبْ إِلَيَّ بِخَبَرِ ذَلِكَ وَ أَنَا مُتَقَدِّمٌ إِلَيْكَ أُحَذِّرُكَ مَعْصِيَةَ الْخَلِيفَةِ وَ أَحُثُّكَ عَلَى بِرِّهِ وَ طَاعَتِهِ وَ أَنْ تَطْلُبَ لِنَفْسِكَ أَمَاناً قَبْلَ أَنْ تَأْخُذَكَ الْأَظْفَارُ وَ يَلْزَمَكَ الْخِنَاقُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَتَرَوَّحَ إِلَى النَّفَسِ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَ لَا تَجِدُهُ حَتَّى يَمُنَّ اللَّهُ عَلَيْكَ بِمَنِّهِ وَ فَضْلِهِ وَ رِقَّةِ الْخَلِيفَةِ أَبْقَاهُ اللَّهُ فَيُؤْمِنَكَ وَ يَرْحَمَكَ وَ يَحْفَظَ فِيكَ أَرْحَامَ رَسُولِ اللَّهِ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى .
قَالَ الْجَعْفَرِيُّ فَبَلَغَنِي أَنَّ كِتَابَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع وَقَعَ فِي يَدَيْ هَارُونَ فَلَمَّا قَرَأَهُ قَالَ النَّاسُ يَحْمِلُونِّي عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ هُوَ بَرِيءٌ مِمَّا يُرْمَى بِهِ .»
@salmanraoofi
#فقه_حکومتی
#احادیث_فقه_حکومتی
#حفاظت 3
🔅🔅🔅
📚 در کافی با اسنادش تا عبدالله بن ابراهیم جعفری آمده ؛ يحيى بن عبد اللَّه بن حسن به امام موسى بن جعفر عليهما السلام نوشت: اما بعد من خودم را به تقواى خدا سفارش ميكنم، و ترا هم به آن سفارش ميكنم زيرا تقوى سفارش خداست نسبت به پيشينيان و پسينيان، يكى از ياوران دين خدا و ناشرين اطاعتش بر من وارد شد و خبر داد كه بر من ترحم كردهئى (كه كشته ميشوم) و ما را كمك نخواهى كرد؟ من دعوت بسوى آن كس از آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله را كه مردم بپسندند (با تو) مشورت كردم و تو حاضر نشدى و پيش از تو هم پدرت حاضر نشد ، شما از زمان قديم چيزى را ادعا مي¬كنيد كه در خورتان نيست و آرزوى خود را به جائى كشانيدهايد كه خدا به شما عطا نكرده است، پس هوا پرست شديد و گمراه گشتيد، و من تو را بر حذر مي¬دارم از آنچه خدا تو را نسبت به خود بر حذر داشته است.
🔹 حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام به او نوشت: از جانب موسى پسر [ابى] عبد اللَّه جعفر و هم پسر على (بن ابى طالب) كه هر دو در بندگى و اطاعت خدا شريكند به سوى يحيى بن عبد اللَّه بن حسن. اما بعد همانا من تو را و خودم را از خدا بيم مي¬دهم و تو را از عذاب دردناك و عقاب سخت و كيفر كاملش آگاه مي¬سازم و تو و خودم را بتقواى خدا سفارش مي¬كنم، زيرا تقوى موجب زينت سخن و پابرجائى نعمتهاست، نامهات به من رسيد، در آنجا نوشته بودى كه من و پدرم از زمان پيش مدعى (مقام و منصب) بودهايم، در صورتى كه تو چنين ادعائى از من نشنيدهئى و (خداى تعالى در سوره زخرف فرمايد) «گواهى آنها نوشته شود و مورد بازخواست قرار گيرند» حرصى كه اهل دنيا به دنيا و خواستنيهاى آن دارند، تمام خواستههاى آخرت آنها را هم در دنيا تباه كرده است (از اين جهت عبادات و اعمال آخرت خود را هم باغراض دنيوى مشوب مي-سازند چنان كه تو امر به معروف را به افتراء بر من و انكار حق مشوب ساختى) و نوشته بودى كه من به واسطه آرزو داشتن آنچه نزد توست (يعنى ادعاء امامت) مردم را از تو مي¬رانم. در صورتى كه اگر راهى را كه تو پيش گرفتهاى مايل باشم، ناتوانى از دانستن روش و كم بصيرتى به دليل جلوگير من نباشد (معرفت و بصيرت من از تو خيلى بيشتر است ولى ميدانم اكنون وقتش نيست) اما خداى تبارك و تعالى مردم را معجونى مركب آفريده و قوائى شگفتآور و غرائزى گوناگون به او عطا كرده است، من دو كلمه درباره انسان از تو مي¬پرسم، (تا بدانى كه تو به ناحق ادعا ميكنى. به من بگو). عُتُرف در بدن تو چيست؟ و صَهلَج در انسان كدامست؟ جوابش را به من بنويس، من بتو سفارش مي¬كنم و از نافرمانى خليفه برحذرت مي¬دارم، و به فرمانبردارى و اطاعتش تشويقت مي-كنم و دستور مي¬دهم كه براى خود امانى بگيرى پيش از آنكه در چنگال افتى و از هر طرف گلو گير شوى و از هر سو بخواهى نفس كشى، راهى نيابى، تا خدا با احسان و فضل خود و دلسوزى خليفه أبقاه الله بر تو منت نهد و خليفه امانت دهد و بر تو مهربانى كند و خويشان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را نسبت به تو حفظ كند، درود بر كسى كه از هدايت پيروى كند
«بما وحى رسيده كه عذاب براى كسى است كه تكذيب كند و رو بگرداند».
جعفرى گويد: به من خبر رسيد كه نامه موسى بن جعفر عليه السلام به دست هارون افتاد، چون آن را قرائت كرد گفت : «مردم مرا بر موسى بن جعفر می¬شورانند، در صورتى كه او از آنچه متهمش ميكنند منزه است.
@salmanraoofi
هدایت شده از حوزه توییت (توییتر طلاب)🇵🇸
6.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👓 قسمتهایی از برنامه تحسین برانگیز 《آفتابگردون》
مزیت های قابل توجه این برنامه:
- بیان آموزه های دینی به کودکان با عبارات زیبا
- ترغیب غیر مستقیم به نماز
-ارائه چهره ای واقعی و مهربان از روحانیت
- جذب کودکان بدون تخطی از زیّ طلبگی
و...
💬 محمد خادمی
#آفتابگردون
@HozeTwit
#فقه_حکومتی
#احادیث_فقه_حکومتی
#حفاظت 4
🔅🔅🔅
3-فی الكافي باسناده الی أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع : « خَالِطُوهُمْ بِالْبَرَّانِيَّةِ وَ خَالِفُوهُمْ بِالْجَوَّانِيَّةِ إِذَا كَانَتِ الْإِمْرَةُ صِبْيَانِيَّةً .»
◽️در کافی با اسنادش تا ابوبصير آمده ؛ روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «با مردمان در ظاهر آميزش كنيد و در باطن با ايشان مخالفت نماييد؛ چون امارت و حكومت به روش كارهاى كودكان و بچه بازى باشد» (كه صاحب آن چون كودكانِ مشغول به لهو و لعب و فتنه و باطل باشد).
@salmanraoofi
#فقه_حکومتی
#احادیث_فقه_حکومتی
#حفاظت 4
🔅🔅🔅
4- فی البحار عن تفسير الإمام حسن العسکری عليه السلام روی قَالَ الْإِمَامُ ع : فِي خَبَرٍ طَوِيلٍ يَذْكُرُ فِيهِ مَا لَقِيَ سَلْمَانُ مِنَ الْيَهُودِ حِينَ جَلَسَ إِلَيْهِمْ فَضَرَبُوهُ بِالسِّيَاطِ وَ كُلِّفُوهُ أَنْ يَكْفُرَ بِمُحَمَّدٍ ص وَ لَمْ يَفْعَلْ سَلْمَانُ وَ سَأَلَ اللَّهَ تَعَالَى الصَّبْرَ عَلَى أَذَاهُمْ فَقَالُوا أَ وَ لَيْسَ مُحَمَّدٌ قَدْ رَخَّصَ لَكَ أَنْ تَقُولَ مِنَ الْكُفْرِ بِهِ مَا تَعْتَقِدُ ضِدَّهُ لِلتَّقِيَّةِ مِنْ أَعْدَائِكَ فَمَا لَكَ لَا تَقُولُ مَا نَقْتَرِحُ عَلَيْكَ لِلتَّقِيَّةِ فَقَالَ سَلْمَانُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ رَخَّصَ لِي فِي ذَلِكَ وَ لَمْ يَفْرِضْهُ عَلَيَّ بَلْ أَجَازَ لِي أَنْ لَا أُعْطِيَكُمْ مَا تُرِيدُونَ وَ أَحْتَمِلَ مَكَارِهَكُمْ وَ جَعَلَهُ أَفْضَلَ الْمَنْزِلَتَيْنِ وَ أَنَا لَا أَخْتَارُ غَيْرَهُ .»
▫ در بحار از تفسير امام حسن عسکری روایت شده ؛ در خبرى طولانى در شرح آنچه سلمان از يهود كشيدكه فرمود: چون با آنها نشست و او را تازيانه زدند و خواستند به محمد كفر ورزد و نپذيرفت و از خدا صبر بر آزار آنها را خواست، گفتند: مگر اين نيست كه محمد بتو رخصت تقيه داده پيش دشمنانت پس چرا آنچه ما بتو پيشنهاد كنيم بحساب تقيه نگوئى، سلمان گفت: خدا به من رخصت تقيه داده و آن را به من واجب نكرده و اجازه داده كه خواست شما را بر نياورم و بديهاى شما را تحمل كنم و آن را مقام برتر مقرر كرده و من ديگرى را بر نگزينم.
@salmanraoofi
هدایت شده از حوزه توییت (توییتر طلاب)🇵🇸
👓 طلاب سطوح عالی قم، معمولا در ایام تحصیلی با مردم ارتباط ندارند. بهترین فرصت برای این ارتباط در ماه محرم و علی الخصوص دهه اول محرم است!
اگر کسی به بهانه درس و کارهای متفرقه این دهه را نیز از دست بدهد، به میزان زیادی از شئون روحانیت فاصله گرفته است.
💬 محمد خادمی
@HozeTwit
#فقه_حکومتی
#احادیث_فقه_حکومتی
#حفاظت 5
🔅🔅🔅
5- فی عوالی الئالی : « رُوِيَ أَنَّ مُسَيْلَمَةَ الْكَذَّابَ أَخَذَ رَجُلَيْنِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَقَالَ لِأَحَدِهِمَا مَا تَقُولُ فِي مُحَمَّدٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ فَمَا تَقُولُ فِيَّ قَالَ أَنْتَ أَيْضاً فَخَلَّاهُ وَ قَالَ لِلْآخَرِ مَا تَقُولُ فِي مُحَمَّدٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ فَمَا تَقُولُ فِيَّ قَالَ أَنَا أَصَمُّ فَأَعَادَ عَلَيْهِ ثَلَاثاً فَأَعَادَ جَوَابَهُ الْأَوَّلَ فَقَتَلَهُ فَبَلَغَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ أَمَّا الْأَوَّلُ فَقَدْ أَخَذَ بِرُخْصَةِ اللَّهِ وَ أَمَّا الثَّانِي فَقَدْ صَدَعَ بِالْحَقِّ فَهَنِيئاً لَهُ .»
در عوالی الئالی روايت آمده كه : « مسيلمه كذاب دو مسلمان را دستگير كرد به يكى گفت: چه گوئى در باره محمد؟ گفت: رسول خداست، گفتش چه گوئى در باره من؟ گفت: تو هم نيز و آزادش كرد ، و به ديگرى گفت: در باره محمد چه گوئى؟ گفت رسول الله است . گفت: در باره من چه گوئى؟ گفت من كرم و بازش گفت: تا سه بار و همان جواب را داد و او را كشت و خبرش به رسول خدا (ص) رسيد فرمود : اولى از رخصت خدا استفاده كرده و دومى حق را آشكار كرده و بر او گوارا باد.»
@salmanraoofi
هدایت شده از روزنه
اعتراض یک روحانی موجب انصراف #واعظی از سخنرانی در جلسه مبلغان محرم ۹۸ گردید!
💥گزارش اختصاصی روزنه
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
🔹مهمترین حوزه امر به معروف و نهی از منکر حوزه مسئولان است آنهم نه با خواهش و تقاضا بلکه آمرانه بگویید نکن.
در جلسه همایش مبلغان محرم ۹۸، که با حضور جمع کثیری از طلاب و سخنرانی ریاست محترم قوه قضاییه در سالن دفتر تبلیغات برگزار شد، بنا به قرار قبلی ابتدا آقای احمد واعظی مسئول دفتر تبلیغات برای ایراد سخنانی در جایگاه حاضر شد که حضور وی واکنش انتقادی یکی از معممین را به دنبال داشت و در نتیجه پیشنهاد این روحانی و همراهی تعدادی از حضار، واعظی از ادامه سخنان خود منصرف شد.
🔸در همان ابتداقبل از شروع سخنرانی اقای واعظی بعد از سلام و صلوات ایشان، طلبهای با گرفتن اجازه و بسیار محترمانه سوال کردند:
اقای واعظی با توجه به سابقه فعالیت شما بفرمایید چه سنخیتی با جریان انقلابی و مبارزه با فساد دارید؟!
چرا امروز میخواهید از جریانات انقلابی و آقای #رئیسی کسب آبرو کنید؟!
🔹امروز اینهمه طلبه دغدغهمند و انقلابی نیامدهاند با حرفهای شما اتلاف وقت کنند.
مگر امام خامنهای در دیدار مسئولان و مدیران دفتر تبلیغات نفرمودند :
« . . . در مجموعه کشور نام و نشانی از این دفتر نمیبینم.
در دیدارهایی که مدتی است با اهالی فرهنگ و هنر دارم، سؤالات مختلفی در حوزه تصویرگری از چهره ائمه و شاخصهای معماری اسلامی توسط حاضران مطرح میشود، اما برای پاسخ به این سؤالات، شما هیچگاه به ذهن من نیامدهاید؛ شما در وضعیت مرجعیت پاسخگویی قرار نگرفتهاید و حضور ندارید . . . »
🔹در ادامه طلبه منتقد گفت:
« آقای واعظی بروید کنار بگذارید آقای رئیسی ادامه دهند و شما به وظائف بر زمین مانده فکر و چارهای پیدا کنید، نه اینکه هنوز در این چهل سال برای هیچکدام از فحول اخلاق و معنویت توفیق برگزاری جلسهای نداشتید اما برای کسی که حامی فتنه بود و مجری #سازش و #مذاکره و خلاصه اینکه حال و روز او بر کسی پوشیده نبود و لکن با نماز میت امام خامنهای بر جسد او بسیاری حقایق روشنتر شد؛
آمدید همایش تجلیل برگزار کردید و او را اسوه اخلاق سیاسی اجتماعی معرفی کردید!؟
به چه حقی و با چه رویی؟!»
در ادامه به جهت صراحت لهجه و بیان سخنان مستند و متقن روحانی مطالبهگر و همراهی جمع، آقای واعظی جایگاه سخن را رها کرد و به کناری رفت و سخنرانی ریاست قوه قضاییه آغاز گردید.
سخنران اصلی مراسم ضمن تأکید بر مبارزه با مفاسد (خصوصا مفاسد اقتصادی)، طلاب به انتقال مشکلات مردم از طریق دفتر تبلیغات دعوت کرد.
بعد از پایان مراسم برخی از حضاز بنا به اقتضای جلسه، انتقاداتی را نسبت به اصل این اعتراض داشتند اما جمع زیادی از مبلغین از اعتراض روحانی منتقد استقبال و از او تشکر کردند.
عدم واکنش تیم حفاظت قوه قضاییه به این انتقاد صریح در جلسه رسمی با حضور رئیس قوه، نشانگر سعه صدر و نوع مواجهه ایشان با دیدگاههای انتقادی است.
🔶حاشیه
سیاه نمایی برخی رسانههای نزدیک به اصلاحات و اعتدال در مورد انتقاد صریح یک روحانی، آنهم در جمع اختصاصی روحانیون، و خلاف گویی در این زمینه، از عجایب روزگار و مایه تعجب و تأسف است.
فارغ هرنگاهی که به اقدام این روحانی معترض در مقام عمل داشته باشیم، اصل بیان انتقادات بدون لکنت و صریح، هرچند ناخوشایند متولیان امور (دفتر تبلیغات) باشد، امری مطلوب و نشانه تعالی سیاسی/اجتماعی و مطابق با وظیفه ذاتی روحانیت است که هرگز در مقابل رویه های غلط سکوتش جایز نیست.
گرچه اگر این سنخ انتقادات در فضای همدلانه و غیررسمی مطرح می شد، ای بسا تأثیر گذارتر می نمود اما وقتی دفتر تبلیغات قم زمینه ای برای هم اندیشی و کانالی برای شنیدن صدای منتقدین ایجاد نمی کند، در وقوع چنین مسائلی بیش از همگان باید نوک پیکان انتقادات را متوجه این سازمان عریض و طویل دانست.
@rozaneebefarda
#اصول_فقه
#تحریر_الاصول
#امام_خمینی
#جوادی_آملی
🔅🔅🔅
📌 آشنایی با کتاب تحریر الاصول1
حوزه/ مدیر پژوهشکده فقه و اصول پژوهشگاه معارج، روند تدوین و آماده سازی کتاب ارزشمند تحریر الأصول، تقریر علامه جوادی آملی از محاضرات درس حضرت امام خمینی (ره) را تشریح کرد.
به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حجت الاسلام و المسلمین مقدسی مدیر پژوهشکده فقه و اصول پژوهشگاه علوم وحیانی معارج، با تشریح روند تدوین و آماده سازی کتاب ارزشمند تحریر الأصول، تقریر علامه جوادی آملی از محاضرات درس حضرت امام خمینی(ره) به چند نکته در این زمینه پرداخته که به این شرح است:
1ـ ویژگی تدریس امام خمینی(ره)
حضرت آيت الله العظمی جوادي آملي در سال 1334 شمسی تقريباً 22 سالش بود که از حوزۀ تهران به حوزۀ قم مشرف شدند و در درسهاي خارج فقه و اصول آن زمان حضور يافتند. در درس اصول، اساتيدي که در آن دوره برجسته بودند، حضرت امام خمینی (قدسّ سرّه) در میان آنان شاخص بودند و ايشان امام (رضوان الله تعالي عليه) را انتخاب کرده و در درس ايشان مرتّب حضور مييافت و به تعبیر معظم له، حضرت امام خمینی اصول فقه را همانند درس معقول، محکم مطرح میکرد و هرگز اجازه نمیداد که مسائل آن با اوهام صرف و اعتباریات آمیخته شود؛ ازاینرو درس ایشان مجمع فضلا بود.
@salmanraoofi
#اصول_فقه
#تحریر_الاصول
#امام_خمینی
#جوادی_آملی
🔅🔅🔅
📌 آشنایی با کتاب تحریر الاصول2
2ـ حضور در درس امام و تقریر آن
حضرت امام خمینی(قدسّ سرّه) در آن دورهاي که حضرت استاد(دام عزّه) در درس ایشان تشرف يافتند، در حال تدریس علم اصول در دوره دوم بودند که به مبحث استصحاب رسيده بود و بحث استصحاب از مباحث اصول عمليه است و در ادامه مبحث شک مطرح می شود. امام(رضوان الله علیه) با ويژگيهاي خود که هم حکیم و عارف بود، هم بنيهاي اصولي و فقهي قوي داشت و هم بيان روان و سرآمد داشت و هم مسائل و قواعد اصولي را به روز تدريس ميکرد، حضرت آيت الله جوادي آملي تا زمان تبعید مرحوم امام به ترکیه در اين درس حضور يافتند و به تقریر آن پرداختند و در ادامه، مبحث اجتهاد و تقليد را ـ که جنبه فقهي دارد و در انتهاي بحث اصول تدريس ميشود ـ نیز تقریر کردند.
با پایان یافتن دور دوم تدریس اصول، مرحوم امام برای بار سوم به تدریس دانش اصول پرداختند. ابتداي بحث اصول، مباحث مبادي فقه و الفاظ را تشکیل می دهد و حضرت آيت الله العظمی جوادي آملي برای تکمیل مباحث اصول، با شرکت در این دوره آن را تکمیل کردند. در این دوره نیز تدريس اصول مرحوم امام را از ابتداي بحث اصول، با دقت نوشتند.
3ـ شیوه نگارش
شيوۀ نوشتن ایشان اين بود که بحث را خوب گوش ميکردند، سپس به منزل تشريف ميبردند و مطالعه ميکردند آنگاه بحث را تقرير ميکردند و مينوشتند. يک وقتي از محضر ايشان پرسيديم که شما چه ساعتهايي اين بحث را تقرير ميفرموديد؟ پاسخ دادند: تقريباً از حدود ساعت پنج بعدازظهر برنامه شروع ميشد، مطالعه، تحقیق و تقرير تا حدود ساعت يازده شب به طول ميانجاميد.
4ـ دوره هفت ساله
اين تقريري که ايشان از مرحوم امام نوشتند، هفت سال زمان بُرد و در اين دورۀ زماني توانسته اند کل مباحث اصول را به استثناي يک قسمتي بنويسند؛ یعنی در دوره سوم که مرحوم امام از ابتداي علم اصول شروع کردند، آن را به قسمت مياني مبحث اشتغال رساندند که جريان انقلاب اسلامي در سال 1341 و 1342 پيش آمد و امام خمینی(رضوان الله تعالي عليه) به حکم رژيم منحوس پهلوي به ترکيه، سپس به نجف تبعيد شد، که این دوره ـ سوم تدریس اصول ـ تکمیل نشد و از نيمه بحث اشتغال کامل نیست؛ یعنی این تقریر از تتمه مباحث علم اجمالی تا اوايل استصحاب را ندارد و فاقد است.
5 ـ إبا از چاپ تحریر الأصول
در ميان شاگردان مرحوم امام(قدسّ سرّه) برجستگاني هم بودند که مباحث را مینوشتند. برخي از آن بزرگواران، چون تقریرات مباحث اصول مرحوم امام را چاپ کرده و به حوزه ها عرضه کرده بودند، حضرت آيت الله العظمی جوادي آملي اِبا داشت از اينکه ايشان هم تقريرات خود از مبحث اصول مرحوم امام را به چاپ برسانند، تا اينکه تقريباً پنجاه سال از اين تاريخ گذشت.
در سال 1393 شمسي و 1435 قمري بالاخره از سوي نشرآثار حضرت امام خمینی(قدسّ سرّه) برای چاپ آن پيگيري شد و حضرت استاد علامه جوادي آملي اجازه دادند که این تقریرات احيا شود. ازاینرو ابتدا به آن مرکز واگذار شد و در آن مرکز هم محققاني زحمت کشيدند تا آن را در دو محور تقویم نص و مستندسازی آماده کنند.
@salmanraoofi