eitaa logo
سالن مطالعه
197 دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
2.7هزار ویدیو
1هزار فایل
امروز کتابخوانی و علم‌آموزی نه تنها یک وظیفه‌ی ملّی، که یک واجب دینی است. امام خامنه‌ای مدیر: @Mehdi2506
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🇮🇷🌸🍃 📰 ۱۸ بهمن ۱۳۵۷ 🇵🇸🔸🌺🔸-------------- 📚@salonemotalee
✡🔥 🔥✡ ۸۸ 🖋 مقاله‌ی بیست و سوم: نقش سازمان جاسوسی یهود در متلاشی کردن لشکر امام حسن (ع) قسمت قبل؛ https://eitaa.com/salonemotalee/8075 قسمت دوم؛ 🔶🔸اقدام امام حسن (ع) برای حفظ سازمان شیعه 🔹راه‌حل حضرت (ع) در مقابل تهدیدات موجود بر سر راه، تصمیم به اختفاء سازمان شیعه است. همچنین ایشان از سوی دیگر، دست به اقداماتی می‌زنند تا از مهم‌ترین آفت مخفی‌شدن سازمان – یعنی فراموشی – جلوگیری کنند. 🔹اقدامات امام حسن (ع) در این مقطع از تاریخ به‌معنای واقعی، بروز مکر الهی است. 👈 اولین اقدام حضرت بازگرداندن آرامش روانی از دست رفته به کوفه است. ایشان با یک سخنرانی قاطع و کوبنده سعی می‌کند که چهره‌ی بیرونی حکومت را با استحکام و باصلابت نشان دهد. با این کار تا حدودی امنیت روانی به شهر بازمی‌گردد. 👈 دومین اقدام حضرت (ع)، زمینه‌سازی برای اختفاء همراه با نبرد است. آماده‌سازی برای نبرد و مخفی شدن، دو چیز متضادند. برای نبرد علنی باید خود را آشکار کرد و در صورت مخفی شدن، دیگر نبرد علنی معنا ندارد. 🔹حضرت (ع) که می‌خواهد این دو ضد را با هم جمع کند، از نقطه ضعفی که در نیروهای معاویه وجود دارد، استفاده می‌نماید و نتیجه‌اش پیروزی پنهان ایشان در این نبرد است. شامی‌ها اگرچه برای نبرد حاضرند، اما از جنگ دلزده و خسته شده‌اند. بنابراین، اگر جنگ تعطیل شود، خوشحال می‌شوند. می‌گویند باید با طرف مقابل جنگید، اما اگر صلح شود، بهتر است. 🔹این روحیه‌ی دشمن، زمینه را برای مخفی کردن سازمان ایجاد می‌کند، اما این کار ساده نیست، زیرا اگر معاویه از این نیّت مطلع شود، همه را قلع و قمع خواهد کرد. از این‌رو حضرت باید خود را آماده‌ی نبرد نشان دهد. بنابراین، وضعیت آماده‌باشی را که حضرت علی (ع) داشتند، حفظ می‌کند. 🔶🔸چرا عبیدالله بن عباس فریب خورد؟ 🔹معاویه هم وقتی مطلع می‌شود که امام حسن (ع) در کوفه به حکومت رسیده است، اعلام می‌کند که تمرّد در کوفه هنوز ادامه دارد و باید آن را سرکوب کنیم. به سرعت نیروها برای او جمع می‌شوند. 🔹معاویه بهتر از هر کس می‌داند اگر مسأله‌ی کوفه حل شود، همه‌ی مشکلاتش حل خواهد شد. از این‌رو هجده روز بعد از شهادت امیرالمومنین (ع) خود را به موصل و یکی از روستاهای مسکن می‌رساند. (۴) در مسیر کوفه که هیچ مقاومت و مشکلی وجود ندارد؛ در کوفه هم کار راحت است. 🔹معاویه تجربه‌ی موفق حمله به خانه‌ی ولایت را فراموش نکرده است. در سقیفه قرار شد به خانه‌ی حضرت حمله کنند و در این میان، علی (ع) و حسنین (ع) کشته شوند و نسل امامت منقطع شود. به نظر او دوباره می‌توان مشابه آن‌چه را که در سقیفه تصویب شد، اجرا کرد. 🔹امام حسن (ع) به سرعت دست به کار می‌شود و به مردم کوفه می‌فرماید: "پدرم توصیه کرد که باید مرکز فتنه را از بین برد؛ اما شما توجّهی نکردید. او که باید از بین می‌رفت، در راه آمدن به کوفه است تا شما را از بین ببرد. اکنون وقت اقدام است." (۵) 🔹کوفیان توجیهی برای انصراف از جنگ نداشتند و در نتیجه نیروی مختصری برای حضرت جمع شد. (۶) حضرت (ع) می‌داند که این افراد مرد جنگ و رزم نیستند، زیرا زمانی هم که علی (ع) با آن موقعیت در میان آن‌ها بود، اهمال کردند. به هرحال حضرت (ع) سپاهی تشکیل می‌دهد. پیش‌قراولانِ حضرت به فرماندهی عبیدالله بن عباس به سوی معاویه حرکت می‌کنند. (۷) 🔗 ادامه دارد ... قسمت بعد: https://eitaa.com/salonemotalee/8179 🔸🌺🔸-------------- 🖋"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی @salonemotalee
هدایت شده از سالن مطالعه
🌷🇮🇷 🇮🇷🌷 روایتی از زندگی ۴۰ساله همسر گرامی سرلشکر شهید حاج حسین همدانی ◀️ قسمت نود و سوم؛ ثقل جنگ باز به سمت جنوب سنگین شده بود و حسین تنها حرفی که زد این بود: «آقاعزیز گفته خودت رو به جنوب برسون» و به جنوب رفت عراق برای اشغال مجدد خرمشهر از شلمچه حمله کرد. وقتی خبر را شنیدم، می‌فهمیدم که غیرت پاسداری حسین برای دفاع از خرمشهر به تپش درآمده و الآن در تکاپوی سازماندهی مردم و رزمندگان برای مقابله با دشمن است... خبر پشت خبر نگران کننده بود. هنوز چند روز بیشتر از خبر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل از سوی ایران نگذشته بود که گفتند سازمان منافقین از سمت غرب با حمایت ارتش صدام تا شهر اسلام آباد پیشروی کرده اند. حالا نیازی نبود که اخبار را تنها از رسانه‌ها بشنوم زنان همسایه هر کدام یک کانال خبری شده بودند که از زبان شوهرانشان، خبرها را جزءبه‌جزء تعریف می‌کردند. همدان فاصله چندانی با مرکز درگیری که آن سوی کرمانشاه بود، نداشت. رزمندگان برای پشتیبانی می‌رفتند و می‌آمدند همه آنها در یک قول متفق و مشترک بودند: "آقای همدانی اولین فرماندهی بود که خودش را به کانون درگیری در چارزبر رساند؛ لشکرها را سازماندهی کرد و منافقین را در چارزبر به دام انداخت." حسین از تعریف و تمجید بدش می‌آمد وقتی آبها از آسیاب افتاد به خانه آمد از کار و تلاش و نقش خودش که همه نقل می‌کردند، حرفی نزد تنها از پذیرش قطعنامه گفت از اینکه پس از ۸ سال دفاع هرچه امام صلاح بداند، باید تابع آن باشد. چه جنگ و چه صلح تنها از یک جمله امام غصه‌دار بود؛ چرا امام فرموده: "من جام زهر را نوشیدم" حسرت می‌خورد و می‌گفت: "خوش به حال شهدا که به تکلیف‌شون بهتر از ما عمل کردن" وقتی حسین با حسرت از شهدا حرف می‌زد، گفتم: "منم همین سؤال رو دارم! چه اتفاقی افتاد که امام این جمله رو فرموده؟!" حسین گفت: "آمریکایی ها که تاکنون از صدام حمایت اطلاعاتی می‌کردن، مستقیماً وارد جنگ شدن! جنگ رو به خلیج فارس کشوندند، سکوهای نفتی‌مون رو روی دریا و هواپیمای مسافربری‌مون رو توی آسمان زدن. به صدام اجازه دادن که با بمب‌های شیمیایی به شهرها حمله کنه. شوروی و کشورهای اروپایی هم تمام قد به حمایت صدام اومدن از هواپیماهای جدید تا امکانات زرهی مدرن رو در اختیارش قرار دادن. عربها هم با پول نفت‌شون صدام رو به موت رو دوباره احیاء کردن. دنیای استکبار با تمام توان مقابل جمهوری اسلامی ایستاد ... و امام نخواست که مردم بی دفاع بیش از این آسیب ببینن قطعنامه رو پذیرفت و هرچه او بخواد همان صلاح ماست." پرسیدم: «منافقین این وسط چی می‌گن؟!» با لحنی نرم و آمیخته با چاشنی خنده گفت: "یه مشت دختر و پسر رو از گوشه کنار دنیا جمع کردن و بهشون گفتن؛ تا سه روز دیگه می‌رسیم تهران و جمهوری اسلامی رو ساقط می‌کنیم. دروغی که صدام ۸ سال پیش تو گوش فرمانده‌هاش خونده بود که سه روزه می‌رسیم به تهران! خب چی شد؟ مردم و رزمنده‌ها پاشونو شکستن تا دیگه از این غلطا نکنن." آلبوم عکس‌هایش را ورق می‌زد. روی بعضی از عکس‌ها مکث می‌کرد و آه می‌کشید ... ادامه دارد ... 🔸🌺🔸-------------- 🖋"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی @salonemotalee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗 « وقتی مهتاب گم شد » 🔹حاج قاسم سلیمانی: 🔸کتاب بسیار ارزشمندی است که اشک را بر چشمان حضرت امام خامنه‌ای جاری ساخت. 🔸من همه کتاب را خواندم و در اغلب اوراق کتاب گریه کردم... 🔸شهیدِ خوش‌لفظ، خیلی زیبا، صادقانه، عارفانه و عامیانه خاطرات زیبای خودش را بیان کرد. این کتاب شگفت‌انگیز را در همین کانال مطالعه کنید؛ قسمت اول: https://eitaa.com/salonemotalee/308
🍃🌸🇮🇷🌸🍃 ستارخان در خاطراتش می‌گوید: من هیچ‌وقت گریه نکردم، چون اگر گریه می‌کردم آذربایجان شکست می‌خورد و اگر آذربایجان شکست می‌خورد؛ ایران شکست می‌خورد. اما در زمان مشروطه یک بار گریستم. و آن زمانی بود که ۹ ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا. از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت بدلیل ضعف شدید، بوته را با خاک ریشه می‌خورد، با خودم گفتم؛ الان مادر کودک مرا فحش می‌دهد و می‌گوید لعنت به ستارخان. اما مادر، فرزند را در آغوش گرفت و گفت: "اشکالی ندارد فرزندم، خاک می‌خوریم، اما خاک نمی‌دهیم." آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد ... زنده و جاویدان باد نام کسانی که بخاطر عزت این مملکت و آب و خاک، جانانه ایستادند ... 🇵🇸🔸🌺🔸-------------- 📚@salonemotalee .
5.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 این پرچم از نو زخم برداشت 🇮🇷 رقصید و باز از پای ننشست 🔸🌺🔸-------------- @salonemotalee