eitaa logo
🇮🇷 سنگر جنگ نرم 🇮🇷
4.1هزار دنبال‌کننده
35.8هزار عکس
14.6هزار ویدیو
960 فایل
‏🇮🇷 جوانان ایرانِ اسلامی، تاریخ‌سازند. در این کانال با همراهی شما، آرمانهای انقلابِ اسلامی را پی‌ می‌گیریم. با ما همراه باشید. ‏‏🌸🇮🇷🌸 https://eitaa.com/joinchat/2299658249C55a066ac42‏
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹️شماره‌ی سوم نشریه‌ی هفتگی مجموعه فرهنی سنگر فردا منتشر می‌شود. ========================= 🚨انتخابات نزدیک است. 💠به جمع بزرگ دوستداران امام خامنه‌ای و مدافعین انقلاب اسلامی در بپیوندید و دیگران را هم پیوند دهید. 🆔 🇮🇷https://eitaa.com/joinchat/1807089723C10ec9361fa🇮🇷 🇮🇷مجموعه‌ فرهنگی سنگر🇮🇷
💠 ⚪️ خاطرات طنز دفاع مقدس 🔴 آمبولانس، لودری شملچه بودیم❗️ ✅ گلوله صاف اومد رو آمبولانس و تیکه، تیکه‌اش کرد. اسماعیل گفت:« حالا با نادعلی چیکار کنیم؟» حاجی گفت :‌ «لودرو بیارید جلو». بعد دست و پای نادعلی رو گرفتند و گذاشتنش داخل بیل 🏗ِ لودر. ✅حاجی گفت:« تند ببریدش اورژانس، امّا با احتیاط! مواظب باشید اذیّت نشه!». اسماعیل پرید بالا و پیرمرادی هم ایستاد کنارش. لودر رو بستند به گاز و رفتند تا رسیدند درِ اورژانس. ❎پیرمرادی پرید پایین و رفت تا امدادگرها رو خبر کنه. اسماعیل بازی‌اش گرفت. بیلِ لودر رو کمی آورد بالا. پیرمرادی و امدادگرها با برانکارد دویدن بیرون. گلوله ی خمپاره ای خورد نزدیکِ لودر. 🚫اسماعیل حواسش رفت طرف گلوله. پیرمرادی داد زد و 🙋‍♂دستشو تکون داد. ‍ اسماعیل نگاش کرد و بیلو برد بالاتر. پیرمرادی دوباره جیغ زد و دستشو به طرف پایین تکان داد. گلوله ای دیگه به زمین خورد. اسماعیل حسابي قاتی کرده بود. فکر کرد می‌‌‌گه بیلو خالی کن. دسته رو فشار داد. سرِ بیل، وارونه شد. امدادگر، جیغ زد. ❇️اسماعیل یادش اومد به نادعلی؛ که ديگه کار از کار گذشته بود و نادعلی زخمی و خونی مثل گونی‌ وِلُو شد رو زمین و جیغش رفت به آسمون. ✅ اسماعیل ترسید. خواست بپره پایین. پاش گیر کرد به دسته‌ای و از بالای لودر پرت شد رو زمین. دمِ در اورژانس شده بود بازار خنده. حالا نخند و کي بخند. 🤣🤣🤣 مجموعه اکبرکاراته موسسه مطاف عشق 🇮🇷@sangarevvas🇮🇷