eitaa logo
سنگرشهدا
7.3هزار دنبال‌کننده
16.6هزار عکس
3.2هزار ویدیو
52 فایل
امروز #فضیلت زنده نگہ داشتن یاد #شهدا کمتر از شهادت نیست . "مقام معظم رهبرے❤️ 🚫تبلیغ و تبادل نداریم🚫 @FF8141
مشاهده در ایتا
دانلود
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ همیشه وضو داشت. یه روز گفتم رضا چرا وقتی که پای سفره می شینی. وقتی می خوابی وقتی از خونه بیرون می ری اول وضو می گیری؟ گفت:وقتی کنار سفره میشینم مهمان امیرالمومنینم شرم می کنم بدون وضو باشم...وقتی می خوابم یا بیرون میرم ممکنه از خواب بیدار نشم یا بر نگردم. هرکسی هم با وضو از این دنیا بره اجر شهید را داره می خوام از اجر شهید محروم نشم... 🌷 iD ➠ @sangarshohada🕊🕊
✍بہ جبهہ ڪہ رسید،ڪفشهاشو داد بہ یڪے!تو جبهہ دیگہ ڪسے اونو با ڪفش ندید! ✍میگفت:اینجا جاییہ ڪہ خون شہدامون ریختہ شده،حرمت داره.. و معروف شد بہ سید پابرهنہ.. #شہید_سید_حمید_میرافضلے🌷 iD➠ @sangarshohada🕊🕊
5.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 #ڪلیپ تصویری از سرلشکر پاسدار #شهیدمحمدجعفر_سعیدی🌷 با صدای : حامد زمانی 🎧 آهنگ : سردار من iD ➠ @sangarshohada🕊🕊
سنگرشهدا
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ #خاطرات_نورالدین_پسر_ایران ✫⇠قسمت :
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ ✫⇠قسمت :0⃣9⃣3⃣ ✍ به روایت سید نورالدین عافی 📖 شماره صفحه: 391 حالا دیگر همه دردم این بود که نکند برگردم و دیگر نشانی از امیر نیابم. آنجا منطقه ای بود که احتمال میدادم انتقال جنازۀ پاک شهدا به این زودیها مقدور نباشد. عجیب بود که در آن دقایق اتفاقی هم برایم نیفتاد. به اطراف که نگاه میکردم هیچکس را نمیدیدم، هیچکس به جز اجساد شهدا که هنوز گرم بودند. حتی حضور نزدیک عراقیها اصلاً برایم مهم نبود. گویی مرا نمیدیدند یا شاید شبحی میدیدند که داشت خودش را آرام آرام تسلی میداد. بلند شدم و برای آخرین بار سر روی صورت مهربان امیر گذاشتم، اشکهای من و خون امیر به هم قاطی بود... این سنگین ترین خداحافظی همۀ عمرم بود. لنگان لنگان به سمت خاکریز خودمان برمیگشتم. راه زیادی نیامده بودم که متوجه شدم کسی مرا هدف گرفته! به طرفش برگشتم و اولین چیزی که دیدم سر باندپیچی شده اش بود. فهمیدم خودیست. بلند گفتم: «من سید نورالدین عافی ام!» به جای جواب صدای گریه اش را شنیدم. کنار هم رسیدیم. با گریه صدایم میزد: «آقا سید...» ـ چی شده؟! ـ آقا سید. من گم شدم! ـ عیبی نداره! من راهو می‌شناسم. بلندشو با هم بریم. او از ناحیه سر مجروح شده و خودش سرش را بسته بود. من به فکر زخم پایم که دردش هر لحظه بدتر میشد، نبودم. کنار هم راه افتادیم تا پیش نیروهای خودمان برسیم. قبل از حرکت برای عملیات، راه را با نشانه هایی به یاد سپرده بودم اما فکرم به قدری پریشان بود که هیچ جیز یادم نمی آمد. ادامه دارد...✒️ 🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
سنگرشهدا
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ #خاطرات_نورالدین_پسر_ایران ✫⇠قسمت :
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ ✫⇠قسمت :1⃣9⃣3⃣ ✍ به روایت سید نورالدین عافی 📖 شماره صفحه: 392 در واقع راه را کاملاً برعکس میرفتم و با هر قدم بیشتر به عراقیها نزدیک میشدیم. دوستِ همراهم گفت: «آقا سید! تو این راهو میشناسی؟» ـ آره میشناسم... بیا. من جلو بودم و او دنبالم می آمد اما چند قدم که جلوتر رفتیم تانکی که از روبه رو می آمد و من شبحش را میدیدم ما را به رگبار بست! نشستیم زمین. او که نزدیکم بود آرام گفت: «آقا سید! اون تانک عراقیه؟» ـ مثل اینکه بعله... ـ پس اونجا سمت عراقیاست! ـ آره! ما برعکس اومدیم. باید برگردیم. برگشتیم به همان نقطه ای که حرکت کرده بودیم. آنجا که رسیدیم به او گفتم: «ببین! من شوقِ برگشتن ندارم. الان تو ذهنم نیست بچه ها کدوم طرفند و راه کدومه. من همین جا میمونم.» بعد به دو چاله ای که بر اثر اصابت گلولۀ توپ عراقیها درست شده بود، اشاره کردم و گفتم: «تو برو توی یکی. من هم میرم تو اون یکی.» تردید داشت. ـ بازم اینجا توپ میزنن. این دفعه میافته روی ما! ـ نه! اینجا رو یه بار زده. دیگه نمیزنه... بزنه هم اینجا نمیافته. اما او نمیخواست بماند. گفت: «نه آقا سید. من میرم!» ـ خوش اومدی! هر جا میخوای بری برو! ادامه دارد...✒️ 🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃ ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید.. @FF8141 🌷23🌷25🌷 وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون صلوات ختم شده⇩⇩⇩ ( ) ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
لطفا برندگان مسابقه جهت دریافت جایزه به ای دی زیر مراجعه کنید @FF8141
🍃🌸تلــاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸🍃 165 ڪلام حق امروز هدیہ به روح: #شهید_حسین_حسینی ╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗ @sangarshohada ╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
برادر پر ڪشیدن نوش جانتـــ باد... ولے ‌اِی کاش گاهے هم نگاهے سوی این #جامانده ایــن تنهــــا بینــــدازے #شهید_محمد_ظهیری #صبحتون_شهدایی🌷 ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊