eitaa logo
سنگرشهدا
7.3هزار دنبال‌کننده
16.6هزار عکس
3.2هزار ویدیو
52 فایل
امروز #فضیلت زنده نگہ داشتن یاد #شهدا کمتر از شهادت نیست . "مقام معظم رهبرے❤️ 🚫تبلیغ و تبادل نداریم🚫 @FF8141
مشاهده در ایتا
دانلود
📎سربازان حاج قاسم ●از خصوصيات رفتاري‌شان روحيه تلاش و همت مسئوليت‌پذيري بود. اهل سستي و تنبلي نبود. ●حتي در وصيتنامه‌اش نوشته است براي اين انقلاب سستي نكنيد. خيلي پرتلاش و خستگي‌ناپذير بود. براي خدا كار مي‌كرد و اهل ريا نبود. در نهايت تواضع و فروتني بود. ○اگر جايي كار انجام مي‌داد دوست نداشت كسي ببيند. حتي سوريه رفتنش را دوست نداشت كسي بداند. حتي اخيراً مسئوليت‌هايي به او دادند و كسي خبر نداشت. ●مصطفي در عين دينداري روحيه شادي داشت. بد اخلاق نبود. با بچه‌ها در كنار او احساس خوشبختي مي‌كردم. آقا مصطفي با روحيه و قوي بود. سال 94 يك‌بار در سوريه زخمي شد، اما مي‌گفت چيزي نشده و سعي مي‌كرد نگرانش نشويم. ✍به روایت همسربزرگوارشهید 🌷 ●ولادت : ۱۳۶۱/۸/۲۲ آمل ، مازندران ●شهادت : ۱۳۹۵/۱۱/۲۶ درعا ، سوریه ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
44.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ▫️عارف مسلح روایت زندگی شهید محمد هادی ذوالفقاری از شهدای مدافع حرم در عراق می باشد . 📎شهید شهید مدافع حرم، روز بیست و ششم بهمن 93 در سامرا به فیض شهادت نائل آمد. 🌷 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
▪️یوم شهادتش رسید و گردید ▪️اهل سما غرق عزای هادی ▪️خون بر دل امام عسکری شد ▪️محزون نشسته در سرای هادی ▪️دارد ثواب بی نهایت امروز ▪️سینه زنی نزد خدای هادی ▪️هرجا که بزم ماتمش به پا شد ▪️آنجا بوَد دار البکای هادی (ع)🥀 🥀 ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🏴
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ ✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو ‌● 🔆 سرنوشت علی آمریکایی ۲ ...آقای مبرقعی بعد از خلاصی از انفرادی از مسوولیت آسایشگاه عزل و به آسایشگاه سه منتقل می‌شوند و در آنجا مدتی در خدمتشان بودیم . و اما علی آمریکایی مدت زیادی در اردوگاه نمی‌ماند. دوران اسارت سپری می‌شود و اسرا آزاد شده و صدام و حزب بعثش نیز به زباله دان تاریخ سپرده می‌شوند. ملت مظلوم عراق از چنگال مستبد ترین رژیم تاریخ معاصر رهایی می‌یابد. راه کربلا برای هر دو ملت ایران و عراق باز می‌شود. سال ۹۲ با فراهم شدن زمینه حضور مردم ایران در همایش راهپیمایی اربعین آقای مبرقعی ، آزاده قصه ما به اتفاق دوستانش در نجف اشرف در حوالی حرم مطهر با اصرار اهالی به منزل یکی از عشایر در کوچه پس کوچه‌ی نجف دعوت می‌شوند. خیابان مدینه ـ باب قبله ـ کوچه ... منزل حسن ـ نجف برادر علی آمریکایی شکنجه‌گر معروف. داخل منزلی محقر و فقیرانه ، میزبان ، مهمانان متعددی دارد ، بیشتر از اعراب عراقی . مهمانان وارد می‌شوند ، پس از استراحت کوتاهی از جمع مهمانان ایرانی یکی از بچه‌ها با نوای گرمش مداحی می‌کند که مورد توجه سایرین قرار می‌گیرد. مهمانان ایرانی که توجه میزبان را نیز جلب نموده آقای مبرقعی و دوستانش را مورد تفقد قرار داده و از لحجه و نحوه مکالمه غیر معمول آقای مبرقعی به زبان عربی می‌پرسند. آقای مبرقعی اظهار می‌دارند بنده چهار سال در اردوگاها و زندان تکریت و الرشید و بعقوبه و.. اسیر بوده ام با شنیدن این خبر میزبان بلافاصله با فردی تماس و از وی می‌خواهد سریع به منزلش بیاید و به آقای مبرقعی می‌گوید برادر من مدتی نگهبان اردوگاه اسرا بوده زنگ زدم بیاید. به محض حضور برادر میزبان آقای مبرقعی ایشان را شناخته و در ابتدا علی آمریکایی که حالا در لباس شخصی با بنیه‌ای لاغر در حالی که سن و سالی ازش گذشته به آقای مبرقعی خطاب می‌کند ‌؛« سیدمحمد» و در مقابل آقای مبرقعی‌؛« علی آمریکایی».!!! بعد از حدود ۲۵ سال یکدیگر را شناخته و همدیگر را در آغوش می‌گیرند. شاید آن لحظه علی آمریکایی یاد آن بیت شعر سعدی شیراز افتاده باشد که سید محمد آنروزها در اوج قدرت و اختناق بعثی‌ها یادآور شد ... سید محمد همانروز ها در اردوگاه علی آمریکایی ها را بخشیده بود و همه نگهبانهای بعثی با این روحیه رزمندگان ایرانی آشنا بودند .... ادامه دارد..✒️ ⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃ ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید.. @R199122 📿 2 📿 3 📿 4 📿 5 📿 6 📿 7 📿 8 📿 11 📿 12 📿 13 📿 14 📿 17 📿 18 📿 19 📿 20 📿 وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون صلوات ختم شده⇩⇩⇩ ( ) ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
🍃🌸تلــاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸🍃 270 ڪلام حق امروز هدیہ به روح: ╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗ @sangarshohada ╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
○بعضی انسانها به زمین آمده اند تا زمین قابل تماشا شود... ○آمده اند که تاریخ؛ شکوه شرافت و آزادگی شان را به نظاره بنشیند... ○آمده اند تا آبرو و اعتبار دنیا باشند اصلا زمین، از آمدن بعضی انسانها به خود می بالد... و عزیز ما یکی از همین انسانها بود.. 🌷 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
●آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دونماز، سخنرانیشان را به این شهید بزرگوار اختصاص داده و با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند: “این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم .از احمد پرسیدم چه خبر؟ به من فرمود: تمام مطالبی که (از برزخ و…) می گویند حق است. از شب اول قبر و سوال و…اما من را بی حساب و کتاب بردند. رفقا! آیت الله بروجردی حساب و کتاب داشتند. اما من نمی دانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اینجا رسید؟! " در این تهران بگردید. ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟" ●ترکش خمپاره درست از پهلوی چپ وارد و به قلب او اصابت کرد.کمکش کردم تا بلند شود به سختی روی پای خود ایستاد به اطراف نگاه کرد و رو به سمت کربلا قرار گرفت دستش را با ادب به سینه نهاد و گفت : السلام علیک یا اباعبدالله ... یکباره گردنش کج شد  به زمین افتاد ... احمد علی موقع خاکسپاری با اینکه 6 روز از شهادتش می گذشت ولی دستش هنوز به نشانه ادب بر سینه اش قرار داشت..."  📎شاگردخاص آیت‌الله حق‌شناس 🌷 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ●صحبت های مدافع حرم خانم زینب س از سوریه و لبنان تا اسرائیل و آمریکا 📎پ ن : معروف به حسام خوش‌نویس، معاون مهندسی نیروی سپاه قدس و بعنوان مسئول بازسازی لبنان فعالیت می‌کرد 🌷 ●ولادت: تیر،  ۱۳۴۱ ، سمنان  ●شهادت ۲۴ بهمن، ۱۳۹۱ ،لبنان ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
●خدا گواه است شهید ناهیدی از مفاخر اسلام است. این بچه حزب اللهی بسیجی از کردستان شروع کرد. از روی اخلاص و تقوا، یک دست لباس بسیجی پوشیده بود و این سه سال حضور در جبهه را با همین یک دست لباس بود. ●یک جفت پوتین هم داشت که کف آن سائیده بود. یک ریال هم حقوق نمی گرفت. کار را در کردستان از صفر شروع کرد. اول خمپاره و بعد توپ را یاد گرفت و به کارگیری نمود. سپس بر روی انواع موشک ها کار کرد که تا آن موقع هیچکس نمی توانست آن را شلیک کند." ✍به روایت سردارشهیدمحمدابراهیم همت 📎 پ ن : در ۲۷ بهمن ماه ۱۳۶۱ در جبهه فکه بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ مجروح شد و سرانجام چند روز بعد در روز یکم اسفندماه به فیض شهادت نائل آمد. 🌷 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
16.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 □سردار  در خاطراتش با این شهید بزرگوار می‌گوید: « یک روز با حسین به سمت آبادان می‌رفتیم. عملیات بزرگی درپیش داشتیم. چندتا از کار‌های قبلی با موفقیت لازم انجام نشده بود و از طرفی آخرین عملیات‌مان هم لغو شده بود. من خیلی ناراحت بودم. به حسین گفتم: چندتا عملیات انجام دادیم، اما هیچکدام آن‌طور که باید موفقیت‌آمیز نبود. این یکی هم مثل بقیه نتیجه نمی‌دهد. گفت: برای چی؟ گفتم: چون این عملیات خیلی سخته و بعید می‌دانم موفق بشویم. گفت: اتفاقاً ما در این کار موفق و پیروزیم. گفتم: حسین دیوانه شده‌ای! ●در عملیات‌هایی که به آن آسانی بود و هیچ مشکلی نداشتیم نتوانستیم کاری از پیش ببریم آنوقت در این یکی که کلاً وضع فرق می‌کنه و از همه سخت‌تر است، موفق می‌شویم! حسین خنده‌ای کرد و با همان تکه‌کلام همیشگی‌اش گفت: ●حسین پسر غلامحسین به تو می‌گویم که ما در این عملیات پیروزیم.  🌷 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊