نیشابوریهامون پیکرِ امام رضاجان رو گلبارون کردن...
ما هم منتظریم پیکرِ شما رو گلبارون کنیم...
میدون پونزده خرداد، شاخه شاخه گل منتظرن پرپرت بشن گلِ پرپرِ من...❣
سربهراه
ریخت بر هم با زمین افتادنت دنیای من دیدی آخر چشم خوردی خوشقدوبالای من...
مهمترین خبرِ دنیای من
فقط برگشتنِ شماست...
آهسته بیا کربلاییمشهدیِ من...
مشّایهگردِ من...
شیشه به پایت نرود...
با اونی که متوجه نبود وقتی وظیفه و مسؤولیتی رو تقبل کرده و بر سرِ کاری باید باشه نباید ترکِ وظیفه کنه و پی نماز اول وقت باشه، مباحثه نکردم.
نگفتم یه عده از یاران امام حسین علیه السلام بر سر وظیفهٔ نگهبانی بودن و نمازِ اولِ وقت نخوندن تا امام و بقیه نماز اول وقت بخونن.
هیچ چیزِ دنیا نمیتونه امروز من رو مشغول خودش کنه جز اینکه تو داری میای مشهد... برای همیشه میای مشهد و مشهد میمونی...
هیچ چیزِ دنیا امروز نمیتونه عصبانیم کنه جز اینکه شنیدم دیگه قرار نیست روی پاهای خودت ببینمت...
پاهات چی شده خوشقدوبالای من؟! پاهات کجا درد گرفته جنتلمنِ من؟! پاهات از کِی دیگه سرِ پا نیست بلندبالای من؟!
آخرینباری که دیدمت روی پاهای خودت بودی... تو رواق امام خمینی روی پنجهٔ پاهام قدبلندی میکردم و با همین جون نحیفم در برابرِ موجهای ازدحام مقاومت میکردم تا سیر تماشات کنم عزیزِ دلم...
تو بلندبالا و راستقامت از پشت پرده وارد شدی و خندون برامون یدِ بیضات رو بالا بردی و روبهروی ساعت مربعیِ کوچولوت نشستی...
آخرینبار گرچه صدات خش برداشته بود، اما تنت قدرتمند و راستقامت و دشمنشکن بود...
ولی شنیدم روی دوشِ مردمِ عِراق به زیارتِ محبوبت رفتی... خستهای عزیزِ دلم؟!.........