eitaa logo
سربه‌راه
212 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
365 ویدیو
108 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
رانندهٔ شمارهٔ ۲ به رانندهٔ شمارهٔ ۱ گفت اصلاً سفرِ کربلا، سفرِ سختی و بلاست. من برای همین هیچ‌وقت نرفتم و نمی‌رم هم! من بلند گفتم از بی‌لیاقتی‌ته! نشنید. ضرورتی به هم‌کلامی با این مرد نمی‌بینم واگرنه بهش ثابت می‌کردم هر پولی خرجِ کربلا نمی‌شه. هر تنی خرجِ سختیِ کربلا نمی‌شه. هر فکر و برنامه‌ای خرجِ برنامه‌ریزی برای اربعین نمی‌شه. هر مرخصی‌ای لایقِ اربعین نیست. باید جون بکّنی تا به پولت لیاقت بدی خرج کربلا و اربعین شه! باید جون بکّنی تا تن و بدنت لایقِ زیارتِ اربعین شه. هر صورتی، لایقِ سوخته شدن زیرِ آفتابِ مشّایه نمی‌شه. هر انگشتِ پایی، لایقِ تاول زدن تو پیاده‌رویِ مشّایه نمی‌شه. تا مرخصیِ شغل‌ت و شغل‌ت لایقِ اربعین نشن، نمی‌تونی داشته باشی‌شون! ضرورتی نمی‌بینم با این مرد هم‌کلام شم به‌خاطر شمّ قویِ آدم‌شناسی‌م، اما اگر آقا بودم حتماً وقت می‌ذاشتم بهش اثبات کنم برو وقت بذار ببین چه کردی تو عمرت که نه پولت، نه تن‌ت، نه حتی فکرت لایقِ اربعین و کربلا نشده که داری مسافر تا مهران می‌بری اما خودت لایق‌ش نیستی! انگار که رانندهٔ بهشتی‌هایی ولی خودت رو اجازه نمی‌دن حتی یک قدم جلو بیای، سرت رو از درِ بهشت بیاری داخل و بهشت رو ببینی! حتی به‌قدرِ یه سرک کشیدن لایق نیستی! وَ این خی‌لی جای فکر داره!
منِ تخمه‌خورِ قهّاااااااار، دو‌ ماهِ محرم و صفر لب به تخمه نمی‌زنم، اون‌وقت راننده با اون کیسه تخمه و تیلیک تیلیک شکستن‌ش داره کبابم می‌کنه، کبااااااب😭😩
اوّلین نذریِ اربعین‌مون شد میوهٔ حضرت آقای امام حسین جان علیه السلام، پای بیستون... یه آقا سوار اتوبوس‌مون شد و به همه‌مون سیب داد😭 سلام بر اربعین❣ چیزی به مشّایه نمونده.......... هَلَبیکُم! هَلَبیکُم یا زوّار بوسجّاد❣😭 بفداک یا بوسجّاد❣😭
از کنارِ روستاها که عبور می‌کنیم، یادِ اردوهای جهادی‌مونی‌م... مزارشهید که می‌بینیم یاد راهیان نورها هستیم... و وقتی رانندهٔ شصت ساله گفت تا حالا کربلا نرفته........... هزار استغفراللّه از هر ناشکری و ناسپاسی... من جوانی‌م رو خی‌لی خوب گذروندم... خی‌لی پربرکت... خی‌لی پرتلاش... خی‌لی پرهدف... به درس و کار و فعالیت... جوانیِ من با گروهِ جهادیِ چمران گذشت که دیگه مثل‌ش رو ندیدم... در دانشگاهِ فردوسی... با استادهایی هرچند ضدانقلاب، اما باسواد و سطح بالا... در مسؤولیت‌ها و تجربه‌های چشیدنی... به راهِ کربلا... هزار استغفراللّه از هر ناسپاسی و ناشکری... هزار استغفراللّه از غفلت... خدایا تو در حقم خدایی رو تموم کردی... این منم که برات عبد نشدم...............
دو طرفِ جادهٔ ایلام تا مهران، پُره از بیدِ مجنون... آقام حسین جان؛ واسه لیلاییِ شماست❣
۲۶ ساعته تو راهم. وَ هنوز نرسیدم... همین‌قدر دور. خی‌لی دور. من از خی‌لی دور دارم میام دورت بگردم یا بوسجّاد... من پابرهنهٔ آفتاب‌سوختهٔ بیابون‌گردِ خراسانیِ شمام یا بوسجّاد... بفداک یا بوسجّاد❣ بفداک یا بوسجّاد❣
برای رسیدن به شما باید از بیستونِ فرهاد گذشت... باید از بیدهای مجنون گذشت... شما معشوقِ شیرینِ همه لیلاهایی یا بوسجّاد... شما بی‌اعتبارکنندهٔ همهٔ منظومه‌های عاشقانه‌ای یا بوسجّاد... من و فرهاد و مجنون و شیرین و لیلی بفداک یا بوسجّاد❣
وَ بالاخره سلام بر عِراق❣ فی امان اللّه ایران‌م❣