eitaa logo
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
10هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.5هزار ویدیو
109 فایل
☫☫☫☫☫ «اهمیت فضای مجازی به‌اندازهٔ انقلاب اسلامی است.» ☫☫☫☫☫ سربازی مقیم تنگۀ اُحُد، پیرامون مسائل روز، حوزه #آذربایجان و #قفقاز ☫☫☫☫☫ 🌸 استفاده از تمام مطالب کانال مجاز می باشد 🌷فقط با ذکر یک صلوات ☫☫☫☫☫ تبلیغات و ارتباط با ما : 🆔 @Admin_sardabir313
مشاهده در ایتا
دانلود
11.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🖥 نماهنگ مادر بی‌مزارم 🎙باصدای گروه سرود نسیم قدر 🎵موسیقی: امیرحسین اکبرشاهی #️⃣ ویژه ، سلام‌الله‌علیها ◦◦◉✿ ✿◉◦◦ ┘◄🌐| سایت | بله | ایتا | تلگرام | 🆔 ☫ @sardabir313
5.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 روزمان را با قرآن آغاز کنیم | تلاوت ترتیل صفحه ۴۳۰ ↩️ شامل آیات ۱۵ تا ۲۲ سوره مبارکه 🔻 پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرمایند: «مَن کانَ القُرآنُ حَدیثَهُ وَ المَسجِدُ بَیتَهُ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتًا فِی الجَنَّةِ»؛ هرکه قرآن سخنش باشد و مسجد خانه‌اش، خداوند برای او خانه‌ای در بهشت بنا کند. 📚 (امالی صدوق /۴۰۵) 🎙 استاد پرهیزگار 🏷 ◦◦◉✿ ✿◉◦◦ ┘◄🌐| سایت | بله | ایتا | تلگرام | 🆔 ☫ @sardabir313
✍️ - [۱۵۹] ⬇️ جواد میرسجادی بادکوبه‌ای (۱۴۳۲-۱۳۳۶ق) آیت‌الله حاج سیّد جواد میرسجادی بادکوبه‌ای از فقهای عظام و علمای اعلام منسوب به منطقه قفقاز است. ایشان فرزند آیت‌الله سیّد میربادکوبه‌ای و نواده دختری مرجع تقلید وقت جهان تشیع حضرت آیت‌الله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی می‌باشد و به هنگام حضور والد معظم خود در نجف اشرف به سال ۱۳۳۶ق (۱۹۱۸م) در آنجا دیده به جهان گشود. دروس مقدماتی و سطوح عالیه علوم حوزوی را نزد پدر و دیگر اساتید حوزه نجف فرا گرفت. سپس در درس خارج فقه جدّ بزرگوار خود آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و حضرات آیات عظام: سیّد محسن حکیم، میرزا باقر زنجانی و آقا سید ابوالقاسم خوئی شرکت جست و به مقام رفیع اجتهاد نایل و به دریافت گواهی اجتهاد از حضرات آیات میرزا حسن بجنوردی و سید جمال‌الدین گلپایگانی مفتخر گردید. معظم‌له در سال ۱۳۷۳ق (۱۹۵۴م) به تهران هجرت کرد و در پایتخت ایران اسلامی اقامت گزید و مسجد اتفاق واقع در خیابان خیام را برای فعالیت‌های دینی خود برگزید و به وعظ و ارشاد و اقامه جماعت و بیان تفسیر و احکام قرآن پرداخت و بیش از هفت دوره تفسیر قرآن کریم را برای مردم مسلمان بیان فرمود. معظم‌له در ۲۰ شعبان‌المعظم ۱۴۳۲ق (۲۲ جولای ۲۰۱۱م) در تهران وفات نمود و پیکر پاکش به شهر مقدس قم انتقال و در یکی از حجرات صحن بزرگ حرم کریمه اهل‌بیت علیهم‌السلام دفن شد.[۱] شرح حال پدرش آیت‌الله سید میر حسینی بادکوبه‌ای و برادرش آیت‌الله سید محمد حسین میر سجادی به شماره‌های ۷۷۳ و ۶۶۸ آمده است. 📚پ.ن. ۱. حیات جاودان، ص ۳۶۲. 📖 منبع: فرزانگان قفقاز، عادل مولایی، ص ۱۶۷ و۱۶۸. ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
📝 روایت انقباض -۴ ✍️ 1️⃣. علامۀ مصباح در آخرین سخنرانی فرهنگی خویش در تاریخ ۹ آذر ۱۳۸۹ تصریح کرد: «ما در همۀ جبهه‌ها پیشرفت کرده‌ایم؛ اما در جبهه فرهنگی چطور؟! حالا یک‌وقت که نمی‌خواهیم به روی خودمان بیاوریم می‌گوییم الحمدلله کتاب‌ها، بحث‌های دینی و سخنرانی‌ها فراوان است؛ اما وقتی به دل‌های‌مان، مخصوصاً دل‌های مسئولان و فرهیختگان و دست‌اندرکاران انقلاب رجوع می‌کنیم می‌بینیم خیلی توخالی است. ... ما باید اعتراف کنیم که در زادگاه فرهنگ اسلامی، از نظر فرهنگی ضعیف هستیم ... با اینکه امام از همان روزهای اول به مسئلۀ فرهنگ اهتمام داشت ولی شرایط، آن‌گونه که بایدوشاید فراهم نشد و دیگر آن حرکت از سرعت افتاد. ... تا دیر نشده باید جهاد کرد؛ اگر چندی دیگر هم در این زمینه تنبلی کنیم معلوم نیست که دیگر قابل‌جبران باشد؛ نسل جدیدی که با این اینترنت سر کار می‌آید، دیگر معلوم نیست باوری نسبت به اسلام و انقلاب داشته باشد ... چهل سال فرصت داشتیم و کار اساسی نکردیم. جواب خدا را چه بدهیم؟! چهل سال، مدت کمی نبود؛ مثل امامی بالای سر ما بود، بعد از ایشان هم مقام معظم رهبری، سی سال سکّان‌دار این انقلاب بود؛ اما به او مجالی ندادیم؛ اگر یک‌وقت هم یک چیزی گفت از این گوش شنیدیم و از آن گوش درکردیم.» 2️⃣. باید پذیرفت که وضع فرهنگی ما، دچار اختلال جدی است و فرهنگ به نقطۀ ضعف ملموس ما تبدیل شده است. تعبیر ضعف فرهنگی، روایت لطیف و محتاطانه‌ای از واقعیّت‌های فرهنگی است، اما اگر بخواهیم صراحت به خرج بدهیم، باید از تعابیر بسیار تلخی استفاده کنیم. انقلابی که همۀ ماهیّت خود را از فرهنگ، برگرفته بود و آرمان‌های فرهنگی را مساوی با حقیقت وجودی خود می‌دانست، آن‌گاه که جامۀ نظام به تن کرد، از فرهنگ غفلت کرد و اقتصاد و سیاست را بر صدر نشانید. اقتصاد و سیاست در هیچ دوره‌ای از تاریخ پساانقلاب، مجال ظهور به فرهنگ ندادند، بلکه باید گفت این دو، داشته‌ها و اندوخته‌های فرهنگ را به نفع خود، تخریب کردند و به اعتبار و وجاهت فرهنگ، گزند رسانیدند. اینک فرهنگ، به نقطۀ ضعف ما تبدیل شده و دشمن می‌‌داند که می‌تواند طرح‌های سیاسی و اقتصادی خود را با بهره‌گیری از اختلال‌های فرهنگی، پیش ببرد. دیروز بر اساس فرهنگ، انقلاب اجتماعی آفریدیم و امروز از دریچۀ فرهنگ، متزلزل می‌شویم. 3️⃣. دشواری‌ها و گرفتاری‌ها در طول دهه‌های گذشته، بر روی یکدیگر انباشته شده‌اند و فرهنگ را دستخوش کلاف‌های سردرگم کرده‌اند. اینک فرهنگ، خودش به مسأله تبدیل شده و سراسر، گره و معضله و آفت است. آسیب‌ها و اختلال‌ها، خودشان را بازتولید و تکثیر کرده‌اند و در اعماق، ریشه داونیده‌اند و به بیماری‌های مزمن تبدیل شده‌اند. از هر نقطه که طرح اصلاح فرهنگی آغاز شود، نقطه‌های دیگر به مقابله برمی‌خیزند و مانع می‌آفرینند. شرایط، پیچیده شده است و دیگر انجام تغییر، به‌آسانی دهۀ شصت نیست. در شرایط پیچیدگی، شبکه‌ای از متغیّرهای منفی به هم‌افزایی می‌رسند و امکان‌ها را می‌فرسایند. و این تازه، توصیف وضع کنونی است؛ اما دربارۀ آینده، اگر مسیر و مدار فرهنگیِ کنونی ادامه یابد، قفل‌شدگی‌ها و انقباض‌ها و انسدادها، بسیار بیشتر و اراده‌سوزتر خواهند بود. تداوم غفلت به معنی این است که چالش‌های فرهنگی، سیر صعودی و فزاینده خواهد داشت و درآینده، امکان‌های گشایش از دست خواهند رفت. 4️⃣. بخش عمدۀ اختلال‌های فرهنگی در جامعه، به برخی از کارگزاران بازمی‌گردد که نسبت مستحکمی با عالَم معناییِ انقلاب ندارند. فقدان خلوصِ هویّتی در کارگزاران، در اینجا خودش را نشان می‌دهد و فجایع و مصائب فرهنگیِ رخ‌داده را آشکار می‌سازد. ذهنیّت بسیاری از کارگزاران فرهنگی، نسبتی با اصالت‌های انقلابی ندارد و بیش‌وکم، آغشتۀ به تجدّد است. حتی تصوّر این‌که در درون حاکمیّت، نیروهایی حضور داشته باشند که مایل به تجدّد هستند و اصالت‌ها را فراموش‌ کرده‌اند و دچار التقاط شده‌اند، سخت دردناک است، اما حقیقت این است که نه‌فقط نیروهای دولتی، بلکه نهادهای دیگر نیز گرفتار این آفت استحاله‌گر شده‌اند. لیبرالیسم فرهنگی به اندرونی حاکمیّت راه یافته و اصالت‌های انقلابی را رقیق کرده است. صدای التقاط فکری و ریزش هویّتی و وادادگی فرهنگی، از درون حاکمیّت شنیده می‌شود. اگر در سال‌های نخست دهۀ شصت، دیگریِ نفوذ یافته به درون حاکمیّت، نهضت آزادی بود - که البته حذف گردید – اما از دهۀ هفتاد به این سو، تکنوکرات‌ها و لیبرال‌ها، بیشترین حضور را در حاکمیّت داشته‌اند و سیاست‌های خود را به اجرا درآورده‌اند. اینان آنچنان بسط و تثبیت یافتند که اصول‌گراییِ سست‌مایه را نیز تسخیر کردند و روح معرفتی خود را در کالبدشان دمیدند. ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
9.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 بغض بی‌پایان 🏴 ۱۴۰۳ 🎙با صدای 🎼📝 شعر و ملودی : اسماعیل شبرنگ 📺 به سفارش تأمین و پخش شبکه افق ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
🚨 در این "کشور" همه چیز عوضی است! 🔻 ینی‌مساوات از خودکشی یک آخوند درباری در جمهوری خودمختار نخجوان جمهوری آذربایجان خبر داد! ⬇️ ینی‌مساوات نوشت:: آخوند صاحب ممدوف، رئیس شورای دینی "اداره مسلمانان قفقاز" جمهوری خودمختار نخجوان خودکشی کرد. او خود را در خانه‌اش حلق‌آویز کرد!! ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
🚨 امان‌نامه دروغین قاتلان تشیع به مسیحیان و ارامنه سوریه!! ⬅️ رسانه‌های ترکیه و اذنابش گزارش دادند: یکی از سرکردگان گروه‌های تروریست ترکیه در حلب سوریه گفت: جان و مال مسیحیان نیز به ما سپرده شده است!! ⬇️ احمد الدلاتی، در سخنرانی خود در مسجد الروضه حلب اعلام کرد که سیاستی فراگیر را در قبال تمامی سوری‌ها، از جمله مسیحیان و ارمنی‌ها، دنبال خواهند کرد!! ▪️ اما، وحشی‌گری‌های نیروهای نیابتی ترکیه در حمله تکفیری‌ها و پان‌ترکیست‌ها به حلب؛ تهدیدی موجودیتی علیه اقلیت شیعه و مسیحی و ارمنی و تمامی اقوام ساکن سوریه است. تروریست‌های ترکیه عملاً در حال تکرار همان سیاست‌های پاک‌سازی قومی و نسل‌کشی ترک‌ها علیه ارامنه، کردها، یونانی‌ها، علویان و... هستند که پان‌ترکیسم از ابتدای قرن بیستم در اواخر حکومت عثمانی و به‌خصوص در دوران حاکمیت کمالیسم علیه تمامی اقوام غیرترک به کار بست و نسل‌کشی‌های وحشتناکی را علیه ارامنه، کردها، شیعیان، یونانی‌ها و.... مرتکب شد. ▪️ اکنون شهر حلب، مرکز اقتصادی دیرین سوریه با چنین نسل‌کشی فرهنگی مواجه است. حلب از مهم‌ترین مراکز سکونت شیعیان و نیز مسیحیان این کشور بوده است که این اقلیت‌های مذهبی در این روزها مجدداً به‌علت حمله گسترده گروه‌های تکفیری وهابی و پان‌ترکی مورد حمایت ترکیه با تهدید موجودیتی مواجه شده‌اند! در این میان، انتشار ویدئوهای تهدیدآمیز تکفیری‌های پان‌ترک اویغوری که دامنه تعصباتشان به‌علت در هم تنیدگی تعصب اعتقادی و قومیتی بسیار پیچیده است، اوضاع اقلیت‌ها در حلب را بسیار بغرنج کرده است. ▪️ وحشی‌های به‌اصطلاح "حزب اسلامی ترکستان" عملاً گرگ‌های خاکستری به‌روزرسانی شده ترکیه هستند که به سوریه اعزام شده‌اند و در درنده‌خویی و خون‌ریزی و وحشی‌گری نه‌تنها چیزی از گرگ‌های خاکستری سنتی ترکیه ندارند، بلکه به‌علت آمیزش عقاید افراطی پان‌ترک‌های گرگ خاکستری با افراطی‌گری و تروریسم وهابی و تکفیری و جاه‌طلبی اردوغانی، حالت بسیار خطرناک‌تری از وحشی‌گری‌های گرگ‌های خاکستری دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ و مابعد ترکیه به خود گرفته است و سیاست رسانه‌ای منافقانه ترکیه اردوغانی نیز نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. اکنون اوضاع حلب با تمامی سانسورها و وارونه‌نمایی‌های شبکه رسانه‌ای ترکیه بیان‌گر این وضعیت وحشتناک انکار و سرکوب هویتی اقوام و مذاهب در سوریه است که نه‌تنها علیه شیعیان و ایرانیان و جبهه مقاومت ضدصهیونیستی تهدیدات علنی وقیحانه و نفرت‌پراکنی می‌کنند، بلکه به تمامی هویت‌های سوریه رویکردی خصمانه دارند! ▪️ تحریرالشام، ظاهراً کنش‌گر اصلی زمینی در حمله به حلب و سایر گروه‌های مسلح هم‌فکر آن ذاتاً با تشیع و مسیحیان مخالفند و به لحاظ فکری سعی در نابودسازی این اقلیت‌ها در سوریه دارند و این قصد خود را به صراحت با انتشار ویدئوهایی اعلام می‌کنند. ▪️ در طول تاریخ، شیعیان حلب بارها به دست حکومت‌های متعصب وقت قتل‌عام شدند، اما هیچ‌گاه تهدید هویتی این چنینی که از سوی ائتلاف تکفیر- پان‌ترکیسم آغاز شده، به شیعیان حلب هجوم نبرده بود. در حال حاضر بیشتر ساکنان حلب سنی‌مذهب هستند، ولی هنوز هم شیعیانی در این استان زندگی می‌کنند که به‌شدت مغضوب نیروهای مهاجم تکفیری هستند. مسیحیان این کشور در دمشق و حلب و شهرهایی چون لاذقیه، حمص و درعا یا حسکه زندگی می‌کنند که آنها هم با تهدید موجودیتی تروریسم پان‌ترکی - تکفیری مدعی دروغین اسلام‌گرایی مواجهند. ▪️ پیش از تهدیدات هویتی موجود علیه اقلیت‌ها در حلب، اساساً سوریه خود به‌عنوان کشوری شناخته می‌شد که به‌علت تنوع قومی، زبانی و مذهبی در این کشور، رنگین‌کمان و مینیاتوری از جامعه بشری به‌شمار می‌رود که در کمتر کشور جهان دیده می‌شود. ⏬ ۱/۲ - ادامه در پست بعدی
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
🚨 امان‌نامه دروغین قاتلان تشیع به مسیحیان و ارامنه سوریه!! ⬅️ رسانه‌های ترکیه و اذنابش گزارش دادند:
⏫ ۲/۲ - ادامه ▪️ البته، به‌علت پیشینه و اکثریت عربی در سوریه، هویت عربی این کشور غالب است. اما، تا قبل از حملات گروه‌های تکفیری به سوریه، توازن و هماهنگی مثال‌زدنی میان اقوام و مذاهب در سوریه وجود داشت. ▪️ کردهای سوریه عمدتاً در شمال‌شرقی این کشور سکونت دارند که طی سال‌های پس از جنگ سوریه، به‌طور مداوم مورد حمله ترکیه نیز قرار داشته‌اند. کردهای سوریه به خلاف کردهای عراق و ترکیه تاکنون با دولت مرکزی خود درگیری مسلحانه نداشته‌اند. ▪️ ارمنی‌ها، چرکس‌ها و ترکمن‌ها از دیگر اقلیت‌های قومی سوریه‌اند. پیشینۀ حضور ارمنی‌ها در سوریه به جنگ جهانی اول و اجبار آنها به کوچ از شرق ترکیه کنونی باز می‌گردد. ارمنی‌ها بیشتر در شهرهایی چون حلب، دیرالزور و الحسا ساکن هستند. چرکس‌ها که مسلمانان غیرعرب هستند در قرن‌های نوزدهم و بیستم از قفقاز روسیه به سوریه آمده‌اند. بخشی از مردم ترک‌زبان و گروهی از آرامی زبان‌ها (اقلیت آسوری) نیز در سوریه زندگی می‌کنند. ترک‌ها از جمله اقلیت‌های سوریه هستند که بازمانده تاخت‌وتازهای دوران سلجوقی و جنگ‌های صلیبی و دوران حاکمیت عثمانی هستند.. بیش از ۹۰ درصد علویان هم در استان لاذقیه و روستاهای اطراف آن هستند. استان سویدا و روستاهای آن نیز منطقه سکونت بیش از ۹۰ درصد دروزی‌ها محسوب می‌شود. ▪️ چند صد هزار آواره فلسطینی هم در سوریه سکونت دارند که محل زیست بیشترشان در دمشق است. اکنون تمامی این قومیت‌ها و مذاهب با تهدیدات هویتی و موجودیتی از جانب تکفیری‌های پان‌ترک - وهابی مواجه شده‌اند! ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
5.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 روزمان را با قرآن آغاز کنیم | تلاوت ترتیل صفحه ۴۳۱ ↩️ شامل آیات ۲۳ تا ۳۱ سوره مبارکه 🔻 پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرمایند: مَا جَلَسَ قَوْمٌ فِی مَجْلِسٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ يَتْلونَ كِتابَ اللّه‏ِ وَ يَتَدارَسونَهُ بَيْنَهُمْ اِلاّ نَزَلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكينَةُ وَ غَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ وَ ذَكَرَهُمُ اللّه‏ُ فيمَنْ عِنْدَهُ؛ هيچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در مجلسی از مساجد خدا برقرار نشد، مگر اين كه آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقه زدند و خداوند در ميان كسانى كه در نزدش هستند، از آنان ياد كرد. 📚 (مستدرک‌الوسائل و مستنبط المسائل ح۳۷۸۸، ج۳، ص ۳۶۳) 🏷 ◦◦◉✿ ✿◉◦◦ ┘◄🌐| سایت | بله | ایتا | تلگرام | 🆔 ☫ @sardabir313
✍️ - [۱۶۰] ⬇️ جواد ناردارانی بادکوبه‌ای (۱۲۶۱ - ۱۳۷۲ ق) آیت‌الله شیخ جواد ناردارانی بادکوبه‌ای فرزند آخوند ملا طالب در سال ۱۲۶۱ق (۱۸۴۵م) در قصبه نارداران از توابع شهر باکو متولد شد. قرائت قرآن، بوستان، گلستان و دیگر کتب متداول مکتب‌خانه‌های وقت قفقاز و مقدمات علوم دینی را از روحانیون زادگاه خود آموخت. در سنین جوانی به حوزه علمیه قم و سپس نجف اشرف مهاجرت کرد. از استادان وی در قم اطلاعی در دست نیست اما در نجف اشرف از محضر بزرگانی چون حضرات آیات میرزا حبیب‌الله رشتی، شیخ محمد حسن مامقانی، میرزا محمد تقی شیرازی و ملا فتح‌الله شیخ شریعه اصفهانی بهره برد و به مقام رفیع اجتهاد در علوم اسلامی دست یافت. پس از تکمیل تحصیلات و نیل به مقامات علمی و معنوی به زادگاه خود بازگشت و به تبلیغ معارف دینی و ترویج احکام شرعی و دیگر خدمات همت گمارد. در سال‌های اختناق حکومت کمونیستی از شدت آزار و اذیت مأموران بلشويك چنان عرصه را بر خود تنگ و تاریک دید که ناچار تن به جلای وطن داد و ابتدا به یکی از شهرهای ایران و سپس به نجف اشرف مهاجرت کرد و در آنجا اقامت گزید. سرانجام آن عالم ربانی در سال ۱۳۷۲ق (۱۹۵۳م) بدرود حیات گفت و در جوار بارگاه مولی الموحدين اميرالمؤمنين علی علیه‌السلام به خاک سپرده شد. شیخ فرزندانی به نام‌های آقا میرزا و علی میرزا داشته است. 📖 منبع: فرزانگان قفقاز، عادل مولایی، ص ۱۶۸ و ۱۶۹. ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
8.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 نگاهی به جریانات و مسائل پشت‌پرده در تاریخ جمهوری آذربایجان - بخش ۸ 🎥 کتاب «آقارشید و سعادت خانم» 🟢 تأثیر شاهنامه بر فرهنگ آذربایجان 🎙 میرآقاداداش آقایف ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
🚨 طرحی برای جریانِ دانشجوییِ انقلابی -۱ ✍️ 1️⃣. از من دربارۀ جریانِ دانشجوییِ انقلابی و تکالیف کنونی آن پرسیدند. چون تجربۀ سال‌های اخیرم نشان می‌دهد که این جریان، برانگیخته و فعّال نخواهد شد و در دوران خواب‌آلودگی و انفعال به سر می‌برد، ترجیح دادم که به‌جای گفتگوی حضوری که زمان فراوانی را خواهد گرفت، چند سطری بنویسم. از همان برداشت نخستم آغاز کنم: دست‌کم یک دهه است که جریانِ دانشجوییِ انقلابی، دیگر پیشران و زنده و بانشاط نیست و حضور و حیاتش احساس نمی‌شود. در دهۀ هفتاد و نیمۀ نخست دهۀ هشتاد، این جریان توانست تا حد زیادی، گره‌گشا و کنشگر باشد اما به‌تدریج، در خواب زمستانی فرو رفت و به حاشیه رفت. این زمستان، همچنان ادامه یافته است. این نیز خود دلایلی دارد و از آن جمله، فقر هویّتی است. مبارزه و مقاومت و ایستادگی و مسئولیّت و کنشگری و خودآگاهی تاریخی، محتاج هویّت است و این هویّت است که آرمان‌ها را پیش می‌برد. غفلت از هویّت اسلامی و انقلابی و سرگرم‌شدن به فروعات و حواشی، جریانِ دانشجوییِ انقلابی را گرفتار توقف و ایستایی و رکود کرد. دیگر این‌که محافظه‌کاری و هراس و مصلحت‌اندیشی، به سکۀ رایج تبدیل شد و دهان‌ها را بست و فریادها را خاموش کرد. همه دچار تعارف و احتیاط و مداهنه شدیم و از عمل و اقدام و فاعلیّت بازماندیم. هنجارشدگیِ محافظه‌کاری، میدان را از دست ما ستاند و به دیگران واگذار کرد. 2️⃣. این حکم و برداشت، خاص جریانِ دانشجوییِ انقلابی نیست، بلکه به‌‎طور کلی همۀ بخش‌های جریان دانشجویی، این‌چنین هستند. جریان لیبرال در دانشگاه‌ها نیز منفعل و بی‌قدرت و حاشیه‌نشین شده و صدای محکمی از آن شنیده نمی‌شود. اگر فصل انتخابات را کنار بنهیم، باید گفت شاخۀ لیبرالیِ جریان دانشجویی، در افسردگی و بی‌حالی به سر می‌برد. البته این وضع، اقتضای نظریِ آنهاست که فردگرا و خویش‌بسنده هستند، اما گذشته از این، به‌شدت دچار افول و انحطاط معرفتی شده‌اند. اگر در دهۀ هفتاد، وجه نظری داشتند و به مباحثات دانشگاهی علاقه نشان می‌دادند، اینک حتی از مقدّمات و ابتدائیاتِ مباحث نظری نیز آگاهی ندارند و گفتگو و دغدغه‌ و خواستۀ‌شان، معطوف به خودشان و لذّت‌شان و بدن‌شان است. مشارکت‌شان در جریان کثیف و خبیثِ زن، زندگی، آزادی نشان داد که هیچ سخن فاخر و مستقل و پیشبرنده‌ای ندارند و سقف مطالبات‌شان، کشف حجاب و غذاخوریِ مختلط است و زبان‌شان نیز به‌جای مفاهیم علوم انسانیِ تجدّدی، آغشته دشنام و فحاشی و رکیک‌گویی شده است. اینان، این‌چنین حقیر و بی‌مقدار شده‌اند و به قعر درۀ انحطاط اخلاقی و فکری سقوط کرده‌اند. صد رحمت به آن دوره‌ای که پادو و عملۀ احزاب اصلاح‌طلب بودند و به گروه فشارِ لیبرال‌های حزبی تبدیل شده بودند. 3️⃣. اما جریان دانشجوییِ انقلابی، امکان تجدید حیات دارد و می‌تواند دوباره پرچم روشنگری و کنشگری را به دست بگیرد و آرمان فراموش‌شدۀ گام دوم انقلاب را یاری برساند. این امر، مقدور و میسّر است، اما وابسته به شروطی است که این جریان، تاکنون روی خوش به آنها نشان نداده است. مرحلۀ نخست، «خودسازی انقلابی» است؛ به این معنی که از لحاظ فکری و نظری، خود را تجهیز کند و بتواند با استدلال‌های قوی، وارد صحنۀ مواجهه شود. «بینش انقلابی»، وجه نظری دارد و این‌گونه نیست که انقلابی‌گری، متضمّن شعارها و ادعاهای میان‌تهی باشد، بلکه باید با قدرت تفکّر و خلاقیّت نظری به میدان و معرکه پا نهاد و آزاداندیشی را در فضای فسرده و خاموش کنونی، احیا کرد. انقلاب بدون «تفکّر»، راه به جایی نخواهد برد و جریان دانشجوییِ انقلابی در این باره، مسئولیت تاریخی دارد. باید به مطهری و مصباح بازگشت و از آنها آموخت. این دو، هیچ‌گاه کهنه و تکراری نخواهند شد و تاکنون، جایگزینی نیز نداشته‌اند. هیچ‌کس در قد و قامت آنها نیست و باید تأسف خورد که پس از مصباح، ما دچار فقدان پدر فکری شده‌ایم. از کسانی به‌عنوان جایگزین مصباح سخن می‌گویند ولی حقیقت این که هیچ‌یک، قابل‌مقایسه با او نیستند و بعضی نیز با اصالت‌های تفکّر انقلابی، فاصله دارند. باید همچنان به آثار مصباح مراجعه کرد و از او کمک طلبید. در لایۀ دیگر، آوینی و مددپور را دریابید. از کاروان زنده‌گان، به رحیم‌پور متصل شوید و از نوشته‌های کچویان، بهره‌ها ببرید. دربارۀ کچویان باید اضافه کنم که تفکّر او، نظیر و شبیه ندارد؛ از عمق دینی و اتقان فلسفی گرفته تا اصالت انقلابی. ما حق او را به جا نیاوردیم و از دریای نبوغ و خلوص و تعمّق او استفاده نکردیم. به‌هرحال، در این خلاء و نقصان، بیشتر محتاج خودسازی معرفتی هستیم. ©️ ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷