🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷
🩷🌸🩷🌸🩷🌸
🩷🌸🩷🌸🩷
🩷🌸🩷🌸
🩷🌸🩷
🩷🌸
محکمترین بهانه
#پارت_13
صبح وقتی خورشید با انوار لطیفش گونه هایم را نوازش می کرداز خواب بیدارشدم صبح زیبا و دل انگیزی بود .پریا غرق خواب بود ,من آهسته و پاورچین از اتاق بیرون آمدم تا مبادا او از خواب بیدار شود .دست و صورتم را شستم و سپس وارد حیاط شدم .کنار گلهای رز ایستادم و از هوای پاک و خوب صبح استشمام کردم .احساس کودکی را داشتم که سبک بال در حال دویدن است.احساس شادی تمام وجودم را فرا گرفته بود ,دلم هوای پریدن داشت .بر روی لبه های استخر شروع کردم به قدم زدن ,در همان حین که قدم میزدم چشمم به پویا افتاد که کنار درخت سرو ایستاده بود و مرا تماشا میکرد .چادرم را مرتب کردم و گفتم :
-سلام .صبحتون بخیر .نکنه من باعث شدم از خواب بیدار بشید
-سلام ,نه,من همیشه صبح زود برای قدم زدن بیدار میشم .,الان هم قصد پیاده روی داشتم که متوجه شما شدم.ثمین خانم حالا دیگه صبح شده ,نمیخوایین جواب درخواستم رو بدید.من تمام شب به شما فکرمیکردم و نتونستم لحظه ای از فکرشما غافل بشم به امید شنیدن جواب شما شب رو به صبح رسوندم .حالا لطفا بگید نظرتون چیه ؟
-آقا پویا راستش من فکرامو کردم و دیدم که ..... ببینید امیدوارم از دست من ناراحت نشید اما جواب من م....
پویا پرید وسط حرفم و گفت :
-دیگه نمیخوام بشنوم .
حتی لحظه ای به من نگاه نکرد و فقط از کنارم گذشت ,بلند گفتم:
-من هنوز جواب درخواستتون رو ندادم
-من تحمل شنیدن جواب منفی رو ندارم
-اما جواب من مثبته
پویا سرجایش ایستاد و سپس دو زانو روی زمین نشست به سمتش رفتم و گفتم :
-آقا پویا حالتون خوبه ؟
-ثمین خانم میخوام چیزی بهتون بگم .قول بدید نخندید ؟
-باشه قول میدم
-چندلحظه پیش که فکر کردم جوابتون منفیه ,احساس کردم قلبم داره از کار میفته .احساس کردم روحم داره از جسمم خارج میشه .تمام غمهای عالم ریخت تو دلم اما وقتی گفتید جوابتون مثبته قلبم شروع کرد به تپیدن از اینکه جوابتون مثبته خیلی ممنونم
-من فقط یک شرط دارم
-بگید هرچی باشه قبوله؟
-اول از همه باید خانواده هامون در جریان قراربگیرند.
-بله حتما .
پریا وارد حیاط شد و گفت :
به به مرغ و خروسای عاشق ,میبینم سحر خیز شدید .ثمین جون بالاخره جواب مثبت رو دادی به داداش من .
پویا :به کوری چشم دشمنان بعله.
پریا :کور شه همه دشمناتون داداش گلم .راستی ثمین .مامانت الان رو گوشی پیغام گذاشت که تا اخر هفته بر میگردند.
-ممنونم پریا واقعا از شنیدن این خبر خوشحالم .
نویسنده:زفاطمی(تبسم)
🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷
🩷🌸🩷🌸🩷🌸
🩷🌸🩷🌸🩷
🩷🌸🩷🌸
🩷🌸🩷
🩷🌸
✾ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻 #اللهمعجللولیڪالفࢪج
🔻 #رمان
https://eitaa.com/sardaredelha