یکی از برادرهام شهید شده بود. قبرش اهواز بود. برادر دومیم توی اسلام آباد بود.
وقتی با خانواده ام از اهواز برمی گشتیم ، رفتیم سمت اسلام آباد. نزدیکی های غروب رسیدیم به لشکر.
باران تندی هم می آمد. من رفتم دم چادر فرماندهی ، اجازه بگیرم برویم تو .
آقا مهدی توی چادرش بود. بهش که گفتم؛ گفت « قدمتون روی چشم . فقط باید بیاین توی همین چادر ، جای دیگه ای نداریم.»
صبح که داشتیم راه می افتادیم، مادرم بهم گفت« برو آقامهدی رو پیدا کن ،ازش تشکر کنم..
توی لشکر این ور و اون ور می رفتم تا آقا مهدی را پیدا کنم.
یکی بهم گفت «آقا مهدی حالش خوب نیست؛ خوابیده.»
گفتم « چرا ؟» ...
گفت « دیشب توی چادر جا نبود. تا بخوابد، زیر بارون موند، سرما خورد...
#شهید__مهدی_باکری
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
هدایت شده از ❤️اباالفضلیامافتخارمه❤️
18.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅پیشنهاد دانلود
نوش روان تون🌸
علمدار اومده ای جانم...💫
روز پاسدار مبارک 🌹
مقام معظم رهبری ❣
☑️پاسداران و جوانان مؤمن بسیجی به معراج رفته هایی هستند که ثابت قدمی خود را در میدان جنگ نشان داده اند و مناظر معنوی را از دریچه عبادت و مناجات با خدا شاهد بوده اند.
🌹 #روز_پـاســدار بر پرچمداران حسینــی مـبـارک 🌹
#ماه_شعبان
#میلاد_امام_حسین
هدایت شده از ❤️اباالفضلیامافتخارمه❤️
18.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅پیشنهاد دانلود
نوش روان تون🌸
علمدار اومده ای جانم...💫
#حاج_ابوذر_روحی
#اباالفضلی_ام_افتخارمه
🌷 #هر_روز_با_شهدا 🌷
#شهید_حسین_خرازی
از کنار آشپزخانه رد می شدم. دیدم همه این طرف آن طرف می دوند ظرفها را می شویند. گونی های برنج را بالا و پایین می کنند. گفتم « چه خبره این جا ؟ » یکی کف آش پزخانه را می شست. گفت « برو. برو. الآن وقتش نیس. » گفتم «وقت چی نیس؟ » توی دژبانی، همه چیز برق می زد. از در و دیوار تا پوتین ها و لباس ها.شلوارها گتر کرده. لباس ها تمیز، مرتب. از صبح راه افتاده بود برای بازدید واحدها. همه این طرف آن طرف می دویدند.
ده ماه بود ازش خبری نداشتیم. مادرش می گفت« خرازی ! پاشو برو ببین چی شد این بچه ؟ زنده س ؟ مرده س؟» می گفتم«کجا برم دنبالش آخه ؟ کار و زندگی دارم خانوم. جبهه یه وجب دو وجب نیس.از کجا پیداش کنم؟» رفته بودیم نماز جمعه. حاج آقا آخر خطبه ها گفت حسین خرازی را دعا کنید.آمدم خانه. به مادرش گفتم.گفت« حسین ما رو می گفت؟ » گفتم « چی شده که امام جمعه هم می شناسدش؟» نمی دانستیم فرمانده لشکر اصفهان است.
داییش تلفن کرد گفت «حسین تیکه پاره رو تخت بیمارستان افتاده، شما همین طور نشسته ین؟» گفتم «نه. خودش تلفن کرد. گفت دستش یه خراش کوچیک برداشته پانسمان می کنه می آد. گفت شما نمی خواد بیاین. خیلی هم سرحال بود.» گفت « چی رو پانسمان می کنه؟ دستش قطع شده. » هان شب رفتیم یزد، بیمارستان. به دستش نگاه می کردم.گفتم «خراش کوچیک! » خندید. گفت « دستم قطع شده، سرم که قطع نشده.»
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
از حاج قاسم پرسیدند: بهترین دعا چیست؟
گفت: شهادت...
گفتند: خب عاقبت بخیری که بهتر است
حاج قاسم گفت: ممکن است کسی عاقبت بخیر شود ولی شهید نشود؛ ولی کسی که شهید بشود حتما عاقبت بخیر هم میشود...
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
#تلنکرانه
اگر خیلی تو دام گناه افتادید!
پیش خدا شکایت شیطانو کنید!
بگید این خیلی وسوسم کرد..
از شر شیطان به خودت پناه میبرم!
نجاتم بده ای خالقم!
خدا از گناهادورت میکنه!
نجاتت میده از دام گناه!
فقط کافیه به خدا ایمان و اعتماد داشته باشیو صداش کنی!
و برای دورموندن از گناه هرکاری کنی!
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
میگفت...
خجالتمیڪشمهمہجاچادربپوشم
معمولاَتوجامعههیشڪےهمسنوسالمن
چادرےنیست
میشمگاوپیشونیسفید
گفتم...
قرارنیستهمهمثلتوباشنڪه!
ماهاگهبیشترازیڪےتوآسمونازشبود،
ڪهدیگهفرقےباستارههانداشت!
توماهباش🌙:)
#حجاب
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
✳️ مردان حق اهل شهرت نیستند
شهید مرتضی آوینی:
مردان حق اهل شهرت نیستند و از دوربین میگریزند و اگر هم بپذیرند، دشوار سفرهی دل خود را در برابر چشمان نامحرم دوربین میگشایند.
سینهی آنان تماشاگه رازهای نهفتهی خداست و اگر سخن بگویند، نه از رودخانهی «زاب» کویر مینالند، نه از ارتفاعات پر بهمن هوار، نه از خستگی صدها کیلومتر راهپیمایی و نه از زندگی مداوم در هجرت؛ نه از برف و نه از باران. اما دنیاگرایی اهل دنیا باری است گران که کمرشان را خم میکند و پشتشان را میشکند.
ای کاش می شد تا تو را در مأمن گمنامی ات رها کنیم و بگذریم، که تو این چنین می خواستی. اما ای عزیز! اجر تو در کتمان کردن است و اجر ما در افشا کردن، تا تاریخ در افق وجود تو قله های بلند تکامل انسانی را ببیند. کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها؟
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🌷#شهید_علی_اکبر_شیرودی
یکی از خلبانان می گفت: در آذرماه ۱۳۵۹ اکبر به پایگاه کرمانشاه برگشت. او گفته بود که چند روزی به مرخصی می رود اما همان شب بازگشت! بیشتر خلبانان خواب بودند. اکبر هم آماده ی خواب شده بود که پرسیدم: قرار بود چند روزی مرخصی باشی؟ چی شد که ... گفت: توی این شرایط نمی تونم توی خونه بمونم. وقتی دشمن به راحتی حمله می کنه و اوضاع کشور این طوریه، باید برمیگشتم.
📚به نقل از کتاب #بر_فراز_آسمان
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
#حرفحساب
مُدشده،
افراد به اصطلاح مذهبی!
ی چیزی میزنن!به اصطلاح رل||:
(ما میگیم رابطه غیرشرعی)
از همه جالبتر طرف گفته؛
مگه رل مذهبی اشکال داره!!
بله هر رابطهی با نامحرم،
مذهبی و غیرمذهبی
مجازی و واقعی و... |#گناهه!
حالا افرادی خودشونو توجیح میکنن،
با استدلالهای که بسی خنده داره!
بعد پروف این
دوست دختر پسرای مذهبی!
عاشقانه وسط بینالحرمین،شلمچه،
قطعه شهدا :/ !
کجای کاری رفیق،چی زدی!
امامحسین لحظه شهادتشون
دلهره داشتن نامحرم طرف
خیمهها نره!
شهدا هیچ رابطه غیرشرعی با نامحرم
نداشتن،حتی خوشتیپترینشون!
حواسمون باشه یه امامزمانی حواسش
هست،
اشتباه کردی! | #برگرد...دیر نشه!