آری آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور
مننمیدانستم
معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دگر؟
از من ایمان برده ای از دیگران دل میبری
هر چه میخواهی ببر اما مرا از یاد نه
هر شبم وعده دهی کآیم و من در سرِ راهت
تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نیایی