ناز کنی، نظر کنی، قهر کنی، ستم کنی
گر که جفا، گر که وفا، از تو حذر نمیکنم.
و ما زیستیم، در دورانی که زندگی کردن
شجاعانهترین کاری بود که میتوانستیم بکنیم.
با یادِ تو میخوابم، در خواب تو را بینم
از خواب چو برخیزم، اول تو به یاد آیی