eitaa logo
در امتدادِ شعر.
47 دنبال‌کننده
10 عکس
7 ویدیو
0 فایل
اینجا، حرف ها شعر می‌شوند.
مشاهده در ایتا
دانلود
لعنتی در ناسزاهای تو حتی قند هست لذتی در کوفت می‌بینم که در جانم نبود .
داستان دست ها؛
با یادِ تو می‌خوابم، در خواب تو را بینم از خواب چو برخیزم، اول تو به یاد آیی
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش
در میان این همه اما و اگر تو چقدر بایدی؛
چشم هایت مانند غزلی ست که مولانا نوشته باشد و چاووشی بخواند؛
گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم ، آسمان را به زمين جان خودت می دوزم، گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد، بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد...
به خوابم یک نظر بگذر، که سرمستم کند بویت که من مشتاقم ای سرکش، به قد و قامت و رویت
داغ شد پیشانی ام بیمار چشمانت شدم مثل مویت در نسیم من هم پریشانت شدم.