فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥ویدئوی بسیار جالب ناسا از چگونگی گسترش فضای شهر تهران به سمت شمال و غرب در طی سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۸۸
@maktubmed
یک پژوهش بسیار مهم
👇👇👇👇
[Forwarded from ترجمان علوم انسانى]
چکیده: تا اوایل قرن نوزدهم متفکران اروپایی همچنان ارزیابیهای مثبتی از اسلام داشتند. مثلاً گوته از پیامبر اسلام بهعنوان سومین منبع الهام خود یاد میکرد. اما، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم، دیدگاهی بسیار متفاوت ظهور میکند، نگرشی که اسلام را مخالف خرد میدانست و پیشرفتهای اعراب را به تأثیر آریاییها و غیرمسلمانان نسبت میداد. استاد مطالعات اسلامی، اسماء افسرالدین، کتاب جدیدی را بررسی کرده که دلایل این تغییر شگرف در نگرشهای اروپاییان به مسلمانان را کاویده است. (۱۰۸۵ کلمه، زمان مطالعه ۷ دقیقه)
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/vdcc.iq4a2bqepla82.html
در جستجوی راه سوم.pdf
289.2K
در جستجوی راه سوم؛
تقریر درس داوود فیرحی در تاریخ اندیشه سیاسی ایران معاصر
(قسمت نخست)،
تقریر: سیدنوید کلهرودی،
هفته نامه سازندگی.
سه برداشت از مفهوم قانون.pdf
167.1K
سه برداشت از مفهوم قانون؛
تقریر درس داود فیرحی در تاریخ اندیشه سیاسی ایران معاصر
(قسمت دوم)،
تقریر: سیدنوید کلهرودی،
هفته نامه سازندگی.
احبائی ! احبائی !
استمعت الی رسالتکم
و فیها العز و الایمان
فانتم مثلما قلتم :
رجال الله فی المیدان
و وعد صادق انتم
و انتم نصرنا الآتی
و انتم من جبال الشمس
عاتیه علی العاتی
احبائی ! احبائی !
بکم یتحرر الاسری
بکم تتحرر الارض
بقبضتکم ، بغضبتکم
یصان البیت و العرض
بنات حضاره انتم
و انتم نهضه القیم
و انتم خالدون کما
خلود الارض فی القمم
و انتم مجد امتنا
و انتم ، انتم القاده
و تاج رووسنا انتم
و انتم ، انتم الساده
احبائی ! احبائی !
اقبل نبل اقدام
بها یتشرف الشرف
بعزه ارضنا انغرست
فلا تکبو و ترتجف
بکم سنغیر الدنیا
و یسمع صوتنا القدر
(و یحنی راسه القدر)
بکم نبنی الغد الاحلی
بکم نمضی و ننتصر ...
ترجمه :
دوستانم ! دوستانم !
پیامتان را شنیدم
که نشاندهنده سرافرازی و ایمان است
و شما همان گونه که گفته اید
مردان خدا در میدان جنگید
و شما "وعده صادق"
و پیروزی قریب الوقوع مایید
و شما چون قله های سربلند خورشید
در برابر یاغیان ، سرکش و نافرمانید
دوستانم ! دوستانم !
اسیران با همت شما آزاد می شوند
و سرزمینهای اشغالی را شما باز پس می گیرید
با مشتهای گره کرده تان
و با خشم مقدستان
خانه هامان
و آبرومان محفوظ می ماند
شما سازندگان تمدن
و خیزش ارزشهایید
و مانند کاج – نماد جاودانگی لبنان
تا همیشه خواهید ماند
شما رمز مجد وعظمت امت ما
و رهبران مایید
و تاج سرهامان
و سروری تنها سزاوار شماست .
دوستانم ! دوستانم !
بر گامهای نجیب شما بوسه می زنم
گامهایی که به شرف ، شرافت می دهند
و صنوبرهای سرزمینمان از آب عزت آن آبیاری می شوند
نهراسید و استوار بمانید
با مقاومت شما ، دنیا تغییر می کند
و صدای ما به گوش سرنوشت خواهد رسید
(و سرنوشت سر تسلیم فرو خواهد آورد)
به دست شما فردای بهتر و دلپذیرتری می آفرینیم
با شما همراه می شویم و به پیروزی می رسیم .
✔️آیتالله گرامی در گفتگو با مباحثات:
ممکن است طلاب به حوزه نجف مهاجرت کنند. طلبهی قم آزاد نیست که نزد کدام استاد درس بخواند؛ آزاد نیست هر کتابی را بخواند و هر حرفی را بزند.
🔸من مدتی پیش یک بیانیه هم دادم که ممکن است طلاب به حوزه نجف مهاجرت کنند. طلبهی قم آزاد نیست که نزد کدام استاد درس بخواند؛ آزاد نیست هر کتابی را بخواند و هر حرفی را بزند. در سه جهت در نجف آزادی است و فطرت بشر هم متمایل به آزادی است؛ بنابراین به نظر میرسد قوت حوزه در آینده در نجف باشد. اتفاقاً پس از همان ایامی که آن بحث را مطرح کردم، افراد متعددی جهت تدریس به نجف رفتند. این یک بعد است که خود حوزه در این جهت گرفتاری دارد.
🔸میرزای شیرازی گفته بود سه نفر هستند که اصرار دارند حکومت را خود من بگیرم؛ یکی خود ناصرالدین شاه که هوسش به قدری غالب است که از جمع بین اختین در ازدواج نگذشت؛ یعنی دو خواهر را با هم عقد کرده بود؛ چنین کسی چطور حکومت را به من میدهد؟ بنابراین او میخواهد آبروی ما را ببرد. دوم میرزا ملکمخان، متولد جلفا و متمایل به انگلستان است. او نیز اصرار دارد که من حکومت را بگیرم؛ او هم به این علت است که میخواهد آبروی من برود. سوم هم سید جمالالدین اسدآبادی است که او هم دوست دارد من حکومت را بگیرم که این هم از سادگی ایشان است. ادارهی حکومت به این راحتی نیست. اکنون ما در بین مردم وجهه و آبرو داریم. اگر بخواهیم حکومت کنیم کجا اینهمه گروه متدین داریم که کل مملکت را در اختیار بگیریم؟ اینها میروند و کارهای نادرستی انجام میدهند که به نام ما نوشته میشود. بعدها هم بسیاری به این حرف معتقد بودند؛ میگفتند هنگامی که حکومت در دست غیرروحانیت است، روحانیت حالت انتقادی دارد و مردم هم میپذیرند و به نفع دین تمام میشود؛ اما زمانی که حکومت در دست خود روحانیت باشد، مردم انتقاد از حکومت ـ یعنی خود روحانیت ـ دارند و بنابراین به خود دین انتقاد پیدا میکنند و دین تضعیف میشود.
🔸پیرمردها و حتی بزرگانی بودند که خود ما در دورهی جوانی که داغ و انقلابی بودیم با آنها درگیر میشدیم؛ آنها مکرراً به ما میگفتند به نتیجه نمیرسد؛ تعبیرشان این بود که جوجه را آخر پاییز میشمارند. الآن در هر جمعی که مینشینیم معمولاً به غیر از ۴-۳ نفر ـ که معمولاچهرههای رسانهای هستند ـ بقیهی افراد از اوضاع اقتصادی و مسائل دیگر گلمهمندند. البته مخالفت عملی هم انجام نمیشود؛ چون بههرحال نظام اسلامی است و بسیاری زحمت کشیدند آن را به اینجا رساندند. حتی المقدور باید همکاری کرد. اما در عمل همه ناراحت هستند و شرایط اقتصادی را میبینند.
🔸هنگامی که مرحوم امام از زندان آزاد شد، یک سخنرانی مفصلی در مسجد اعظم کردند و در آن گفته بودند لااقل آموزش و پرورش را به ما بدهید، ما اداره کنیم. این طرحی بود که در لبنان هم مرحوم آسید شرف الدین و آسید محسن امین با حکومت مطرح کرده بودند. یکی از دوستان ما ـ که فوت کرده است ـ با ما همزندانی بود؛ میگفت شب نزد امام رفتم و گفتم آقا این مقدار دبیر متدیّن برای کل مملکت دارید؟ ایشان هم جوابی به این تعبیر داده بود: «میگویی که ما بلوف هم نزنیم؟». منظور ایشان این بود که یعنی تبلیغ هم نکنیم؟ به هر حال این نگرشها وجود داشت.
🔸علما یا باید از اوضاع تعریف کنند که دروغ است؛ یا باید انتقاد کنند که بیشتر به درد مردم افزوده خواهد شد و تلقی مخالفت با حاکمیت میشود که آن هم مصلحت نیست. افراد فهمیده متوجه میشوند که معنای این سکوت موافقت با بلا نیست؛ دیگران هم باید به مرور متوجه شوند. در هرحال بیان آن، تضعیف نظام است که آن هم درست نیست.
🔸عامهی مردم از اوضاع سیاسی زدگی پیدا کردهاند؛ چون نتیجهای که میخواستند را نگرفتهاند. این زدگی از اوضاع سیاسی آنها را به سمت و سوی کسانی که مخالفت وضع موجود هستند متمایل میکند. برخی از مقامات اطلاعاتی به خود بنده گفتند که در شهر مشهد بیش از ۳۰ کلیسای خانگی وجود دارد. تصور اینها بر این است که مسیحیت دعوی به صلح و آرامش میکند؛ و برعکس؛ حاکمیتی مثل حاکمیت ما اینطور نیست. اشتباه هم میکنند؛ مسیحیت ظلمها و قتل و غارتهای خود را کرده است.
🔸برخی وقتی میخواهند از کوچه عبور کنند، از مدتی قبل از آن، مأمورین میایستند تا ماشینها عبور نکنند؛ همه کنار بروند تا این آقا رد شود. زمانی هم که به آنها تذکر داده میشود میگویند در اختیار ما نیست؛ در اختیار محافظین ماست!
🔸آقای مهدوی کنی به خود من گفت که زمانی آقای خمینی به ما گفت اگر شخص شما را ترور کنند بهتر از این وضع تشریفات است؛ چون این ترور شخصیت است. خود امام به آقای مهدوی کنی گفته بود. آقای مهدوی کنی گفته بود که ما را میکشند و… امام گفته بودند که اگر بکشند بهتر از این وضع است.
http://mobahesat.ir/15449