eitaa logo
کانال سید مقدام حیدری
785 دنبال‌کننده
943 عکس
242 ویدیو
50 فایل
این‌جا نه با غذا؛ که با یادداشت‌های فاخر پذیرایی می‌شوید. و نه اطلاعات زیاد؛ بل‌که نگاه و زاویه‌ی دید تقدیم حضورتان می‌شود. مدیر و نویسنده‌ی کانال @meqdam
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻برایت خوش‌حالم آقای من! ✍حالا گریه‌ و زاری‌های‌مان بجا و درست. ولی کار خدا هم درست بود که آقای‌مان را شهید برد. حیف نبود بر بستر بمیرد؟! دل‌مان نمی‌سوخت آیا اگر صدایش خش‌دارتر می‌شد و کم‌کم دست‌هایش به لرزه می‌افتاد و قامتِ از سرو راست‌ترش می‌شکست؟ 🔸از وقتی که آقای ما خودش را شناخت، مشغول جهاد بود. شاید ۶۰-۷۰ سال بود که تعطیلی نداشت این مرد. ده‌ها سال است که برای خودش زندگی نکرده. نوبتی هم باشد، نوبت استراحت است. من هر وقت یادم می‌آید آقا الآن در جوار انبیا و اوصیاست و دیگر قرار نیست امثال روحانی و ظریف را تحمل کند، دلم آرام می‌گیرد. 🔹حالا ما این انقلاب را با خامنه‌ای جوان یک کاری‌اش می‌کنیم. جانم به تربیت و توفیق آقا که آقازاده‌اش هم آقاست؛ آن هم چه آقایی. سکان انقلاب هم‌چنان به دست خامنه‌ای است. اما من برای سید علی شهید خوش‌حالم. بگذار صفا کند در بهشت، با رفقای شهیدش. 🔸اصلا همین که دیگر راحت و بدون ملاحظه‌ی زهد و جای‌گاه ره‌بری‌اش می‌تواند یک دلِ سیر غذای باکیفیتِ بهشتی بخورد، برایش خوش‌حالم. همین که دست راستش دیگر درد نمی‌کند و سالم شده است، برایش خوش‌حالم. همین که دیگر مجبور نیست، ضعف دولت و ملت را تحمل کند و تن به مذاکره‌های از زهر تلخ‌تر بدهد برایش خوش‌حالم. 🔹من در اوج مصیبت وقتی به این فکر می‌کنم که آقا دیگر حسرت کربلا را نمی‌خورد، بل‌که هر وقت که دلش خواست می‌تواند به زیارت خود ابی عبد الله علیه السلام برود، دلم آرام می‌گیرد. از مطهری و بهشتی بگیر تا شهدای جنگ، تا امام، تا حاج قاسم و رئیسی و نصرالله تا شهدای جنگ ۱۲ روزه آقا کم داغ ندید. مگر دل یک پیرمرد چقدر طاقت دارد؟! من از این که آقا دیگر داغ نمی‌بیند خوش‌حالم. از این که دیگر فتنه‌ها یکی پس از دیگری بر قلب و جان آقا آوار نمی‌شود خوش‌حالم. 🔸نوش جانت باشد این شهادت باشکوه و شیرین ره‌بر عزیزم. برنگرد عزیز دلم، همین که جایت خوب و عالی باشد برایت خوش‌حالم. ✍سید مقدام حیدری
🔻متن کامل شعر زیبا و حماسی محمد رسولی که با واکنش رسانه‌های داخلی و خارجی همراه شد 🔸محمد رسولی؛ شاعر متعهد کشورمان امروز در مراسم نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب شعری خواند که بارها با تکبیر و تحسین حاضران مواجه شد: چرا نمی‌شکند بغض سرد حیرت ما؟ دلم شکسته عزیزم! کجاست غیرت ما؟ تو را به خاک نهیم و به خانه برگردیم؟ به روزمرگی این زمانه برگردیم؟ چرا ز پرچم سرخ قیام حرفی نیست؟ به «حرف» هم دگر از «انتقام» حرفی نیست جدا ز هر جریانی است بحث قاتل تو مرا چه‌کار به امضای نحس قاتل تو نمی‌کنیم در این انتقام، کوتاهی که زنده‌ایم فقط از برای خونخواهی کسی که کشت امام مرا؛ چرا نکشیم؟ که ننگ ماست؛ اگر قاتل تو را نکشیم از این به‌بعد کفن جای جامه بر تن ماست قسم به خون تو! قتل ترامپ گردن ماست حرام‌زاده‌ترینِ جهان چرا زنده است؟ سگ جزیره‌ی کودک‌خوران چرا زنده است؟ تقاص دادن او قصه سیاست نیست از این به‌بعد جهان جای این نجاست نیست جهان نگاه کند تیغ انتقام اینجاست و ملت «نظر دیگر امام» اینجاست چه ملتی که سراپا غیور و خونخواه است قصاص خون تو عین قیام‌لله است اگر چنین بشود التیام می‌گیریم سر از تنم برود انتقام می‌گیریم اگرچه در دل ما، داغ آتشینت هست هزار شکر! که امروز جانشینت هست چه نائبی که به نام و مرام؛ خامنه‌ای است هنوز رهبر ایران؛ امام خامنه‌ای است مباد آنکه ز خونت کسی عبور کند که انتقام تو تعجیل در ظهور کند قسم به پیکر بر خاک لاله‌گون حسین دمیده پرچم‌ خونخواهی‌ات ز خون حسین چه غم‌ که عاقبت ظالمان مجازات است نشان پرچم موعود یالثارات است
کانال سید مقدام حیدری
🔻کاربست نظریه‌ی قصاص، بر خون‌خواهیِ امام شهید ✍قرآن کریم قصاص را مایه‌ی زندگی می‌داند. فرمود: (وَلَ
🔻نویسندگی به سبک مارادونا تلاشی مذبوحانه در راستای علمی و رسمی نویسی. حیف آن ادبیات نمکین و تریپ اسپورت من که بخواهم کت و شلوار و کروات تنش کنم. آخر کی طاقت می‌آورد چند ساعت بین خطوط براند و هیچ جا لایی نکشد؟! این چه چارچوب اتوکشیده‌ی شقّ و رقّی است که هیچ جایش نمی‌شود فحش داد؟ اصلا نویسنده گاهی باید وسط متنش قلم را بگذارد زمین، شلنگ بردارد و سرتاپای سوژه را بشورد و پهن کند. گاهی باید جوری درشت بنویسد که صدای شترقش بیاید از برخورد شلاق جمله‌ها بر دک و پوز سوژه‌ی مورد نقد. باید بتواند هوایی دَر کند و بدون هیچ سوت و زوزه‌ای ضمیرش بخورد بر ملاج مرجعِ بدبخت. نه؛ من در فوت‌بال هم مارادونا را دوست دارم که به راست خیز برمی‌داشت و توپ را به چپ می‌انداخت. اگر فوتبالیست مارادونا بود، پس منِ نویسنده هم باید تیترم چپ بزند و متنم راست. باید خواننده نتواند حدس بزند رقص قلمم را که قرار است چه کنم و از کجا سر در آورم. نه؛ من می‌خواهم از دیگو هم مارادوناتر باشم و با قلمم ریزتر و جادوگرانه‌تر دریبل بزنم. من عاشق باب راسم؛ مخصوصا آن‌جا که از چارچوب رد می‌شد و درختی خارج از قابش می‌کشید. درست روی کلی کوه و آسمان و دریای زیبا که چند دقیقه‌ی پیش زحمتش را کشیده بود. من دوست دارم با میخ و آچار شعر عاشقانه بسرایم و با کلیدواژه‌ی مژگان و لب و گیسو از فلسفه‌‌های مضاف بنویسم. من دوست داشتم سرتق‌ترین نویسنده‌ی دنیا باشم. حالا ببین چقدر دست به سینه نشسته این قلم زبل چموش‌مان. سید مقدام حیدری
هدایت شده از شبکه نویسندگان
چه کسانی امروز در تحریرگران قلم زدند؟ ۱ـ از خودسازی تا تمدن‌سازی؛ مسیر و افق‌های ایران نوین در مکتب رهبر شهید ✍️سید سجاد خشنودی https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783320807052608975 ۲ـ کاربست نظریه‌ی قصاص، بر خون‌خواهیِ امام شهید ✍️سید مقدام حیدری https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783324400069053458 ۳ـ چشم به راه قدم هایت ✍️مرضیه خوئی https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783333983180552909 ۴ـ سرمایه‌داری ملی در سایه حکمرانی زنجیره‌ای؛ حلقه مفقوده اقتصاد ایران ✍️افسانه حاجیلو https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783337661168511132 ۵ـ شهادت مهرِ تأییدِ خدا بر کارنامه‌ی «خیر» او ✍️دکتر حسین سلطان محمدی https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783341891657560724 ۶ـ در سایه‌سار استغفار؛ راهکار آسمانی برای پر کردن خلأ ولایت ✍️حسین انجدانی https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783345720497630822 ۷ـ سردارِ تمدن‌ساز؛ بازآفرینیِ امت در سایه‌یِ عروجِ یک رهبر ✍️حسین سلطان محمدی https://farsnews.ir/tahrirgaran/1783352673843931675 شبکه نویسندگان؛ محلی برای نوشتن جمعی https://eitaa.com/writersnetwork