هدایت شده از تبلیغات
من #دلارا؛ دختری که داخل یه خانواده مرفه بدنیا اومدم بچه بودم که عموم و زن عموم رو داخل ی تصادف از دادیم و پدر و مادرم سرپرستی پسرشون بردیا رو قبول کردن و بردیا اومد خونه ی ما، با هم همبازی بودیم...وقتی بزرگتر شدیم، پدرم بردیا رو برای ادامه تحصیل فرستاد کانادا. ولی بردیا قبل از رفتنش منو از پدرم خواستگاری کرد و ما باهم نامزد شدیم، چندسال گذشت و بردیا بعد از اینکه فارغالتحصیل شد برگشت. چندروز بعد از برگشتنش پدرم و مادرمو داخل ی تصادف از دست دادم درست همون شب که این اتفاق افتاد بردیا با من کاری کرد که کل زندگیم نابود شد اون همون شب منو.....🙈😱😢
برای خوندن ادامهی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/3193898263Cbda2b5620a
قرار دورهمی کنسل شد؟
اشکال نداره میگیرم میخوابم😭😂
─ ─ ─ ─ 😂📸 ─ ─ ─ ─
⇢ 𝑱𝒐𝒊𝒏 @Screenfun 𐀔 ˒˒
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️مگه میشه😳
برای همیشه چشم زخم٫ حسادت٫ بلا و... ریشه کن بشه؟؟
✅ بله که میشه👊 الان وقتشه با👇
این همه ترسواسترس
این همه نگرانی و دلهـره
از اینکه یه وقت چشمت نزنند
از اینکه یه وقت دعا و جادو نکنند
👋.........خداحافظی کنی......... 👋
مشاوره رایگان 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4190438675C5ca4dd7199
هدایت شده از تبلیغات
چطوری تونستی توی این گرونی ۱۰۰ گرم طلا بخری ؟😯
با کمک اینجا 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4190438675C5ca4dd7199
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه سبزی🍀 رو نپزی بزاری تو فریزا😵💫
نکنه هنوزم مث قدیم سبزی رو میپزی که حجمش کم بشه و بزاری تو فریزر😱
بیا اینجا چند تا ترفند بسته بندی یادت بدم کِیف کنی و دیگه سبزی رو نپزی 🤌
https://eitaa.com/joinchat/909705397Cf409d9102a
فوتوفنهای بسته بندی همراه با کلی #روزمرگی و #تمیزکاری میخوای بیا😉☝️
هدایت شده از تبلیغات
آروم بزن روش برات سوپرایز داره 🙊👇
. 〆⌒⌒ヽ
彡 / / / 入ヽ
/ / _ _ ミ )
d a a ミ )
| " ι " | ) )
\ ー 人 )
/ ` ー′ ゝ
/ V )
/ /__ y /
(_____ミ__/ / |
🚫بچه مچه نیاد خوبیت نداره😝
کانال مخصوص بزرگتراس🤫
هدایت شده از تبلیغات
هر روز زنی زنگ میزد لباسهای که شوهرم پوشیده رو بهم میگفت....
زندگی آروم و عاشقانه ای داشتم شوهرم عاشقم بود. اون روز زنی زنگ لباسهای شوهرم حتی رنگ لباس های زیرشم گفت چی پوشیده .بهم ریختم منتظرم موندم شوهرم بیاد وقتی لباساشو عوض میکرد دیدم مو به مو درست گفته جریان به شوهرم گفتم ولی خندید گفت خیالاتی شدی
چند روز یبار اون زن زنگ میزد رنگ همه لباسهای شوهرمو میگفت و مخندید و دیوانه میشدم
روز تعطیلی شوهرم اصرار کرد برم خونه مادرم منم خوشحال از دیدن مادرم رفتم اونجا که اون زن زنگ زد رنگ لباسهای راحتی شوهرمو که تو خونه پوشیده بود گفت و گفت باهم هستیم جات خالی باعجله رفتم خونه ام شوهرم در حالی که..😱😱
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c