هدایت شده از تبلیغات
برادرم روز عقدش فرار کرد و من بهخاطر اعتبار و آبروی خاندانم نامزدشو عقد کردم...
من قبادم، پسر ارشد حاج یونس فخار یکی از حجرهداران به نام بازار بزرگ تهران.
از جنس زن جماعت متنفر بودم، با خودم عهد بستم هیچوقت زن نگیرم، حتی برام مهم نبود که فامیل پشت سرم چه حرفهایی درست کرده بودن، تا اینکه برادرم زن گرفت و روز عقدش وسط اون همه مهمون غیبش زد، پدرم منو کشوند یه گوشه و گفت باید بشینی جای دوماد و زنداداشتو عقد کنی، تو اون لحظه شوکه بودم و حتی نتونستم مخالفت کنم چون پای آبرومون در میون بود، و کلی رقیب داشتیم که منتظر همچین آبرو ریزی بودن. به ناچار سر سفره عقد نشستم، عاقد خطبه رو خوند و نامزد داداشم شد زن شرعی و قانونی من.
بعد مهمونی وقتی رفتیم خونه و تو اتاق تنها شدیم، عروس روی تخت نشسته بود شونههاش میلرزید، نزدیکش رفتم و تور رو از روی صورتش بالا زدم، وقتی چشمم به صورتش افتاد، همون شب...
هدایت شده از تبلیغات
پسره بخاطر ابروی خانوادهش مجبور میشه نامزد داداششو عقد کنه، چون پدرش یکی از کله گندههای تهرانه!
این سرگذشت واقعی خیلی خفننن و بدون حذفیاته معروفترین رمان اینستاگرامه😭😍👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/3023963714C9c5e554b11
وقتی خواهر زادم تو جمع یه حرف زشت میزنه و من خیلی تعجب میکنم در حالی که میدونم از خودم یاد گرفته
─ ─ ─ ─ 😂📸 ─ ─ ─ ─
⇢ 𝑱𝒐𝒊𝒏 @Screenfun 𐀔 ˒˒
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
❌️
اگه دوست داری مشکلات مالیت
کامل حل بشه و از در و دیوار زندگیت
رزق و روزی بباره حتما این ذکر رو بگو👇
https://eitaa.com/joinchat/2714042636Cd49e671628
راستش اولش نمیخواستم عمومی منتشرش کنم ولی با خودم گفتم شاید توی این شرایط اقتصادی، همین دعا گرهای از کار یکی از شما باز کنه ⚠️✅️
.
هدایت شده از تبلیغات
بـرای مـحـبـت بـیـن زن و شـوهـر 👫💍
بـرای برگـشـتـن کسی که دوسـش داری😍
بـرای بـچـهدار شــدن 👶🏻🤰🏻
بـرای بـدست آوردن پـول و ثـروت زیـاد 💸
هـر حـاجـت و خـواسـتـهای که داری بـیـا ایـنـجا که ذکر مخصوص بهت بدم👇😍
https://eitaa.com/joinchat/2714042636Cd49e671628
بـزن رو لـینـک تا دستورالعمل
حاجت روایی از کانال پاک نشده👆🏼
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🚨خانواده ی کرمانی خونگرم که اهل سفرن !
🤫😳😳😳😳😳😳😳😳😳
🤫 هیس!!!!!!!!!!
فقط # خانومااااااا بیان که دورهمی دوست دارن ... 👀💛👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
داستان # زندگی_واقعی که همه پیگیرشن👆
هدایت شده از تبلیغات
#تجربه😳
من منصوره هستم متولد ۶۷ تحصیلاتم کارشناسی ارشد برقه
قبل از به دنیا اومدن پسرم تو اداره برق کار می کردم و عصرها هم تو دانشگاه تدریس می کردم یک روز داشتم خونمو تمیز میکردم دیدم رو قرآن یک وجب خاک نشسته،مسیرِ زندگی من از همون لحظه تغییر کرد ...🥺
ادامه این داستان واقعی اینجا سنجاق شده 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de