هدایت شده از تبلیغات
😍رمانی با 1500 پارت کامل و رایگان😍♨️
رمان این کانال از شدت هیجانی بودن و دلبر بودنش توی مدت زمان خیلی کم بالای صد هزار عضو گرفته و امروز هم به درخواست خود شما لینکش رو گذاشتم تا همگی استارت بزنید و شروع کنید به خوندن😌😉
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
من خودم این رمان رو توی دو ساعت تموم کردم اونقدر که پر ماجرا بود😜🙈❌
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
‼️ زبـان بـدن آقـایـون
با این سه نشونه میفهمی
یک مرد دقیقا چه حسی بهت داره :
👇👇
@.Zaban_badan
@.Zaban_badan
من فهمیدم پسرعموم عاشقمه 🙄👆
هدایت شده از تبلیغات
‼️ سه نشانه مخفی #همسر_خسیس
اگه شوهرت این سه تا ویژگی رو
داشته باشه یعنی خیلی خسیسه 👇
مشاهده ویژگی ها
مشاهده ویژگی ها
😕 متاسفانه همسر من خسیسه👆
هدایت شده از گسترده امید
دختر فقیر شهرستانی بودم که اُستادم عاشقم شد و باهام ازدواج کرد، از همون اول خانواده اش مخالف ازدواج ما بودن، اونقدر تحقیرم کردن و بهم کنیز و کلفت گفتن که آخرش مجبور شدم از همسرم جدا بشم، توی شهر غریب بدبختی و بیچاره گی کشیدم، نون شب نداشتم بخورم، اما شهریه ی دانشگاهم و به هر زحمتی بود می دادم تا برای خودم کسی بشم و از این بیچاره گی نجات پیدا کنم.
تلاش هام نتیجه داد و فوق تخصص قبول شدم، خبر رسیده بود که همسرم با کدوم بیمارستان قرار داد داره و من از عمد اون بیمارستان رو انتخاب کردم و قرارداد بستم، حالا من یه دختر قدرتمند بودم که می خواستم انتقام سالهایی که سختی کشیدم و از همسر سابقم که خیلی جراح معروفی بود بگیرم، داشتم بیمار رو ویزیت می کردم که رسید و با دیدنم.....
ادامه ی رمان استادِ بهار👇😍🔥
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
هدایت شده از تبلیغات
شوهرم اُستادم بود
جراح معروف شهر و من دانشجوی ساده اش
خانواده اش من و در حد خاندانشون نمی دونستن و بالاخره کاری کردن طلاقم بده!
چند سال بعد تو ازمون فوق تخصص قبول شدم و به عنوان جراح قلب پا توی بیمارستانی گذاشتم که اون کار می کرد، بالای سر بیمار بودم که رسید و با دیدنم....
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
رمان جذابِ استادبهار👆😍
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
وقتی شوهرم مُرد، همهچیزش رو بخشیدم...
جز یک گوشی نوکیا قدیمی که هیچوقت رمز عبورش رو به من نگفته بود.
سه ماه بعد، بالاخره تونستم قفل گوشی رو باز کنم...
فقط یک پیام داخلش بود:
«اگه یه روز من مُردم، به همسرم نگو که...»
👈ادامه این خاطره عجیب👉
👈ادامه این خاطره عجیب👉