اونجا که نزار قبانی میگه:
عشق یعنی؛ بین او و دیگران از چند جهت باید فرق بگذاری:
«حدیثاً و شعوراً و اهتماماً»
اول: نوع کلامت با او فرق کند نسبت به کلامت با دیگران.
دوم: احساست به او منحصر به فرد باشد.
و سوم: و مهمترینشان، «توجه».
اگر قرار بود بـیانیهٔ مراقبـت از خودی بنویسم، احتمالاً مینوشتم:
‹با خــودِ غـمگینتان مهـربان باشید...›
از صمیم قلب دوست دارم یه مدت
نباشم، ناپدید بشم، بمیرم و بعد برم تو
زندگی آدمهای نزدیکم پرسه بزنم، برم
ببینم بدون من قراره چیکار کنن، دیگه
کی هست که همیشه کنارشون باشه
دوسدارم بدونم دلشون تنگ میشه،
نمیشه؟ نبودم حس میشه، نمیشه؟
دوست دارم بدونم "اینجا بدون من"
چجوریه.
به چی میاندیشی ؟!
به بهاری دیگر ، اُمیدی دیگر یا
رفیقی دیگر ؟ :)
من و دنیا
یکدیگر را رنگ میکنیم
من با مداد سیاه
او با مداد سفید
من روز های او را
او موهای مرا !
_شاملو
محبوبم؛ اگر روزی دربارهی من از تو سوال کردند، خیلی فکر نکن و با تمام غرور به آنها بگو دوستم دارد، خیلی دوستم دارد.
_نزار قبانی