"نمیدونم میتونیم حال همو
خوب کنیم یا نه، یا در آینده میتونیم
برای هم خوب باشیم یا بد ولی من
میخوام بجنگم برای تو و تو بشی
زیباترین نبردی که توش برنده میشم!"
هدایت شده از - یه"کُنـجازحࢪم"-
میانههمهگشتم عاشق نشدممن!
توچهبودیکهتورادیدمدیوانهشدممن .
عمرم به هدر رفت و دلم حوصله دارد
این منطق عشق است که از من گله دارد
دوری تو از خانهی من مسئلهای نیست
خورشید هم از ماه خودش فاصله دارد
چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم تو شدی
در سرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم تو شدی
درد من دوری از توست بغل وا کن عشق!
تا بگویم به همه قرص و دوایم تو شدی
دورم از دین خود و قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من، ذکر دعایم تو شدی
دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی.
خانه مسکوت غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم تو شدی