دستها حافظه دارند؛
تمام لمسها در یادشان میماند؛
دلتنگ میشوند...!
یه بار بهم گفتی من اگه کسیو دوست داشته باشم حتما بهش میگم..
هر روز بهش ابراز علاقه میکنم
و بهش میگم که چقد دلم براش تنگ میشه..
اون روز یکی از روزایی بود که من مطمعن شدم هیچوقت منو دوست نداشتی!💔
آنچه از خون جگر در کاسه من کرد چرخ
جمع اگر می ساختم میخانه ای می داشتم
ذرهای هم از نبودت من پشیمان نیستم
راضیام از زندگی و بازی قسمت چقدر
هم زمان در قلب تو چندیننفر جا میشوند؟
سرزمین قلب تو دارد گلم وسعت چقدر!
How do I love, how do I love again?
How do I trust, how do I trust again?