جلسه اول نشست تمدن نوین اسلامی / تحلیل لایه های تمدن غرب و بررسی سه رویکرد مهم در مواجهه با جریان تجدد
بخش اول #تمدن_سازی
صدای مردم
جلسه اول نشست تمدن نوین اسلامی / تحلیل لایه های تمدن غرب و بررسی سه رویکرد مهم در مواجهه با جریان تج
ضرورت بحث تمدن اسلامی در مواجهه با تمدن غرب
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. یک دوره مبانی فکری را که می تواند چارچوب های یک تمدن دینی را تبیین بکند، مورد گفتگو قرار می دهیم. البته عنوان خیلی گسترده و پردامنه ای است و همه بحث ها و زوایای آن را در این مجال کوتاه نمی شود مورد بحث قرار داد. برای این امر باید کارهای گسترده تری انجام بگیرد ولی یک چارچوب فکری کلی را که می تواند بنیان های یک اندیشه تمدنی را شکل بدهد، ان شاء الله موضوع بحث قرار می دهیم.
قبل از شروع بحث در شرایط کنونی چه ضرورتی اقتضا می کند که ما این بحث ها را به طور جدی پیگیری کنیم؟ باید توجه کرد یک درگیری تاریخی بین جبهه حق و باطل و در واقع بین جبهه انبیاء و فراعنه و مستکبرین تاریخ وجود دارد. این درگیری مربوط به زمان یا دوران خاصی نیست. موضوع درگیری هم بر سر منابع مادی و منافع طبیعی نیست، بلکه اصل و اساس درگیری بر سر پرستش خدای متعال و خدا پرستی و استکبار در مقابل خدای متعال و نفس پرستی است. موضوع اصلی نزاع که بین انبیاء و فراعنه است ایمان و کفر، پرستش خدای متعال و استکبار در مقابل خدای متعال است. این نظریه در مقابل رویکرد های دیگری است که تعارضات اصلی تاریخی را بر محور دیگری تفسیر می کنند. برای مثال عده ای روابط تولیدی را مبنای شکل گیری طبقات اقتصادی و طبقات اجتماعی می دانند و طبقات اجتماعی را هم موضوع اصلی درگیری قرار می دهند. در نگاهی که بیان کردیم موضوع اصلی درگیری بین جبهه حق و باطل، ایمان و کفر است و این تعارض تاریخی رو به پیچیدگی هم بوده است.
در دوران ما یکی از مظاهر اصلی این درگیری، نزاع بین تمدن جدید غرب و اسلام بوده است بویژه بعد از رنسانس و نوزایی که در غرب اتفاق افتاد. زمانیکه این تمدن مادی غرب به نقطه شکوفایی و اوج خودش رسید، این درگیری آشکارتر شده است.
بررسی تمدن مادی غرب در لایه های مختلف
برای تمدن غرب این چند لایه را می توان ذکر کرد. یکی لایه ایدئولوژی بنیادینِ این تمدن است که مقصود از «ایدئولوژی» ایده ها و اهداف اساسی این تمدن است که تبدیل به ایده های اجتماعی شده است و جامعه به دنبال دستیابی به آن ایده ها است. یعنی به تعبیر دیگر بر اساس این ایدئولوژی ایجاد انتظارات اجتماعی شکل می گیرد.
عمیق ترین لایه این تحول تمدنی در همین لایه است که ایده های اجتماعی خاصی است و جامعه را به دنبال این ایده ها سوق می دهد. بنیادی ترین این ایده ها امانیسم، لیبرالیسم و راسیونالیسم یا در یک کلمه، عرفی سازی و سکولاریسم است. یعنی یک تمدنی است که مبتنی بر اصالت انسان شکل گرفته است. این اصالت انسان هم، متفاوت با آن کرامت انسانی است که انبیاء درباره آن صحبت می کنند. بحث این است که انسان، مدار حق و باطل است و حق و باطل به خود انسان برمی گردد. ورای انسان، پایگاهی برای ارزش گذاری نیست که انسان بخواهد نسبت به آن ارزش ها، متعبد باشد. همه ارزش ها را خود انسان ها معین می کنند. روح امانیسم همین یک کلمه است که انسان خودش مدار همه ارزش ها و حقایق است. به دنبال این مسئله آزادی های فردی بویژه از مفاهیم قدسی و تقیدات معنوی و همچنین حاکمیت عقلانیت خودبنیادِ انسان به جای آموزه های دینی و انبیاء جایگزین می شود. این مسیر در نهایت جامعه ای با مناسبات عرفی و بدون استناد و اتکاء به آموزه های دینی و تعالیم انبیاء ایجاد می کند. این یک لایه جامعه غربی است.
البته شاخصه های دیگری هم برای این تمدن گفته شده است ولی اصل در این تمدن همین نکات بود که منتهی به عرفی سازی زندگی انسان می شود. یعنی به جای اینکه زندگی انسان – حداقل در لایه اجتماعی - مبتنی بر ارزش های قدسی شکل بگیرد، با ارزش های مادی و زمینی شکل می گیرد. دیگر مفاهیم و آموزه های انبیاء الهی کنار گذاشته می شود. حضور مفاهیم قدسی، حضور ادیان الهی، دخالت انبیاء، عالمان دینی و معارف دینی در عرصه حیات اجتماعی حذف می شود؛ که البته این کار با یک تدبیر و برنامه ریزی و در یک فرآیند تاریخی اتفاق افتاده و چالش هایی هم در خود غرب ایجاد کرده است.
لایه دوم تمدن امروز غرب مرحله فلسفه سازی است؛ یعنی تفکرات بنیادین فلسفی را بسط دادند که بتواند یک پایگاه عقلانی سیالی برای این ایده ها ایجاد کند. لذا فلسفه ها شکل گرفت و به دنبال آن انقلاب علمی رخ داده و علوم مدرن پیدا شدند که خود اینها دوران های متفاوتی داشته است. در لایه بعد هم فناوری ها و تکنولوژی و صنعت و انقلاب صنعتی و بعد هم تغییر ساختار های اجتماعی و ایجاد ساختار های مدرن صورت گرفته است.
لذا جامعه مدرنی با این مختصات که دارای ایده های خاص، تفکر فلسفی خاص، نظام دانشی خاص، فناوری ها و تکنولوژی خاص و ساختار های اجتماعی خاص و در نهایت دارای یک سبک زندگی خاصی است شکل گرفته است و مردم در این فضا به شیوه خاصی زندگی کنند. تمدن غربی که ایده دین زدایی از عرصه حیات اجتماعی را داشته ـ و البته گاهی تعارض با دین را هم پنهان می کنند ولی در واقع دنبال حذف دین از عرصه زندگی بشر بوده است ـ تمدن خودش را شکل داده است و تدریجاً نقش معنویت و مفاهیم قدسی را در زندگی عمومی و اجتماعی انسان، کم رنگ کرده و پا به عرصه خصوصی انسان نیز گذاشته و حتی تا جایی که می توانسته، عرصه خصوصی زندگی انسان ها را هم به همین شکل سامان داده و به جای دین، عناصر جایگزین تعریف کرده است. یعنی این حوزه را هم آرام آرام، تحت سیطره خودش درآورده است. ادامه دارد...
❌❌❌❌
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
یکی از نزدیکانم اخیرا برای کاری با مسئولی جلسه داشته میدونید چی گفته اون مسئول؟
گفته اشتباه انقلابی ها اینه... شبکه نمایش خانگی که برای انقلابی ها نیست... چه عیب داره زن و مرد برن تو صورت هم بعد چراغ خاموش بشه بقیه اشو تصور کنه مخاطب چی شده!! این شبکه نمایش خانگی برای کسانیه که ماهواره تماشا میکنن!! براشون ازاین چیزا میسازیم نرن صحنه های جنسی و بوسه ببینن اینجا تا قبل عمل رو نشون میدیم بهتر از اونه که برن صحنه جنسی کاملو ببینن...دیالوگ جنسی و این چیزا هم همینطور...😕😕 این بنده خدامیگفت علت وضعیت و خرابکاری هایی می بینید میشه همین دیدگاه های این دست مسئولینه... اینها به بقیه هم ایراد میگیرند که شما نمی فهمید ما خیلی منطقی هستیم!
متوجه شدین فاجعه ذهنی برخی مسئولین رو!؟ اصلا نفهمیدن وظیفه حکومت اسلامی چیه... یعنی حتی حاضرن که بیان دیالوگ جنسی و عشوه و این صحنه هایی که خلق شده تو نمایش خانگی نشون بدن که مخاطب جذب کنن و فکرم میکنن موفقم هستن و کار درستی می کنند! اگر تو قرار باشه با خطا...بی اخلاقی و منکر و گناه کسی رو جذب کنی یا از گناه بدتر جلوگیری کنی که به درد لای جرز دیوار میخوری... شد حکایت همون مرده شور جذبتون رو ببرنه حضرت آقا...
اینه دوستان... این دست استدلال ها تا اینجاها پیش میره... ما بهش میگیم استدلال های مسئولینی...همینطوری فرهنگ جامعه رو اداره کردن وضعمون اینه...
حالا فکر می کنید این فقط یک نمونه است نه متاسفانه این نگاه در بین مسئولین بسیار رایج هست... شاهد مثال این موضوع مصاحبه چندسال قبل وحید جلیلی با امیرحسین ثابتی که در ادامه قرار می گیره.
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
41.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌این ویدئوی بسیار مهم رو ببینید... ❌
مصاحبه وحید جلیلی با امیرحسین ثابتی در مورد فاجعه مدیریت فرهنگی و مدیریت صداوسیما در کشور که چندسال قبل ضبط شده یعنی زمان ریاست قبلی صداوسیما و دولت قبل... اما این نگاه فرهنگی همچنان ادامه داره...
در جلسه یکی از مدیران صداوسیما گفت مشکل ما با شما اینه که نمی فهمید فکر می کنید صداوسیما فقط باید برای 10 درصد حزب اللهی جامعه فیلم و برنامه بسازه!؟ ولی ما هشتاد میلیون رو در نظر می گیریم!
حزب اللهی وقتی خنثی رو ساکت باشه مدیران فرهنگی مملکت اسلامی اون رو اقلیت به حساب میارن... میلیون ها عزادار امام حسین در محرم و صفر،میلیون ها زائر و جامانده اربعین...میلیون ها زائر مشهدالرضا... و میلیون ها نفر در مراسمات دینی و معنوی و راهپیمایی رو نادیده می گیرند و می گویند حزب اللهی ها فقط ده درصد هستند! بقیه مردم حزب کجان!؟آیا این نگاه رهبری است؟
و به جای اینکه مردم رو حزب اللهی تربیت کنند و این رو بفهمند که وظیفه شون تربیت دینی مردم برای رشد و تعالی است فکر میکنند باید نگاه کنن ببینن تو جامعه چه خبره طبق همون تولید محتوا کنند... یعنی مبناشون دین نیست...مبناشون اسلامیت و انقلابی گری نیست...مبناشون عرف هست... و این یعنی نگاه خطرناک و غیرتمدنی...
این نگاه غلط بسیار در بین مسئولین رواج داره... بعد کسی اومد گفت صداوسیما دست حزب اللهی ها بوده اینو بذارید جلوش!
اگرم کسی اومد گفت مسئولین خودشون برنامه دارند شما چرا فکر می کنید مسئول هیچ برنامه ای نداره فقط شما می فهمید بازم اینو بذارید جلوش!
مطالبه گر باشید❌❌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌رهبری: گاهی اوقات که همینطور عبوری، مروری یک بخشی از یک سریال را میبینم؛ میبینم یک مقداری فضای سریالهای ما تلخ است.
این خیلی مهم است ما این تلخی را جوری منعکس کنیم که طرف را که نشسته است آنجا، به گریه و غصه نیندازد... ۹۷/۸/۲۴
جلسه اول نشست تمدن نوین اسلامی / تحلیل لایه های تمدن غرب و بررسی سه رویکرد مهم در مواجهه با جریان تجدد
بخش 2 #تمدن_سازی
انواع مواجهه دنیای اسلام با جریان تجدد و تمدن غرب
این تمدن داعیه عبور از مرزهای جغرافیایی خودش را داشته و آرام آرام وارد حوزه فرهنگ های دیگر از جمله دنیای اسلام شده است. از آغاز ورود این تمدن و این فرهنگ به دنیای اسلام، موضع گیری ها و مواجهه ها و درگیری های مختلفی با این تمدن وجود داشت. گروهی این تمدن را پذیرفتند و حتی آرمان های اساسی آن را هم قبول کردند و تلاش کردند که مناسبات اجتماعی خودشان را به سمت تمدن غربی سوق بدهند. به تعبیر دیگر سعی کردند مسیر طی شده و تجربه شده غرب را برای جامعه خودشان طراحی بکنند و جامعه خودشان را در همان مسیر به حرکت در درآورند.
طبیعتاً چالشی بین تفکرات مذهبی، اعتقادات مذهبی و فرهنگ دینی جامعه با این نوع برنامه ریزی پیش آمد و صاحبان این فکر تلاش کردند که در این تعارض و چالش، درگیری را به نفع جریان تمدن جدید حل و فصل بکنند. به بیان دیگر از آن دوره ای که اینها با ایده «ترقی» وارد دنیای اسلام شدند و «ترقی خواهی» در مقابل گرایش مذهبی قرار گرفت، در جهت ایده هایی که به اصطلاحِ خودشان در یک کلمه با «ترقی» از آن یاد می شد برنامه ریزی کردند تا جامعه را به سمت آن اهداف، به حرکت در بیاورند و طبیعتاً اگر بین فرهنگ مذهبی و سنتی جامعه با این تحولات اجتماعی چالشی در جامعه پیدا می شد، به نحوی این چالش ها را به نفع جریان ترقی و نوسازی و تجدد و مدرن سازی جامعه، حل می کردند. این یک رویکرد بوده که طرفدارانی هم داشته است و منحصر به کشور ما نیز نبوده است بلکه در کل دنیای اسلام چنین مواجهه هایی بوجود آمد. البته در محدوده حاکمیت فرهنگ اهل بیت و دنیای تشیع این مسئله بطور ویژه وجود داشته است.
رویکرد دیگری در مقابل این تمدن به این شکل بوده است که آن را می پذیرفت ولی آنرا به خوب و بد تجزیه می کرده است. یعنی اینگونه تلقی داشتند که این تمدن، یک مجموعه ای است که تجزیه و تفکیک کرد به خوب و بد می شود. خوبی های آن قابل نسخه برداری است و بدی آن را باید کنار بگذاریم و نتیجه این نگاه هم طبیعتاً ترکیب مُثبَتات و ارزش های دینی جامعه خود با مُثبَتات تمدن غرب است. یعنی می توانیم بخشی از این تمدن را در حیطه فرهنگ خودمان به کار بگیریم و در مسیر فرهنگی و جامعه دینی از آن استفاده بکنیم. می توانیم از تکنولوژی مدرن استفاده کنیم و اگر جایی آفتی هم داشت آن را کنترل کنیم. اگر یک جایی با ارزش های دینی در تعارض بود، آنجا را محدود کنیم؛ ولی می شود از دانش و تجربیات غرب، از فناوری ها و تکنولوژی غرب و حتی از محصولات مدرن استفاده کرد. و البته این یک تلقی غالب و رایج بوده است.
نتیجه این نگاه رایج این بود که تعاملی بین این تمدن و دنیای اسلام برقرار شد و این ارتباط آرام آرام عمیق تر شده است. یعنی ابتداء یک سری محصولات مدرن، وارد جامعه اسلامی شد. بعد دانش مدرن آمده است و دارالفنون ها شکل گرفت. به دنبال آن ساختارهای اجتماعی و مناسبات سیاسی هم تغییر کردند؛ مثلاً نهضت مشروطه برای تغییر نظام سیاسی جامعه بر پا شد. لذا این تعامل عمیق تر شده و این طور نبوده که فقط غرب بخواهد محصولات فرهنگی یا اقتصادی خودش را در کشور ما بیاورد و ما مصرف کننده محصولات بشویم؛ بلکه آرام آرام لایه های عمیق تر تمدن خودشان را هم در کشورها و دنیای اسلام نفوذ دادند و سعی کردند عمق تفکر و تمدن خودشان را در جوامع مقابل خودشان محقق بکنند. ادامه دارد...
18.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتگوی وحید جلیلی با امیرحسین ثابتی...
فاجعه انحصارطلبی و منفعت طلبی مدیران صداوسیما و فرهنگی
چرا این اتفاق میافته که آدم های ناشایست در صداوسیما به کار گرفته میشن؟
وحید جلیلی :
مدیرانی هستن که شاید آدم های خوبی هم باشند اما یک رذیله اخلاقی داشته باشند همین زمینشون میزنه...
اینها میگن هیچ کس که رسانه ای باشه و از ما حزب اللهی تر باشه نباید بیاد بالا...
خوب ما اینو فهمیدیم میخوان کسی از خودشون بهتره دیده نشه، منفعت خودشون رو در نظر میگیرن چرا کار رو میدن دست کارگردان ضد انقلاب؟!
چون با کارگردان ضد انقلاب راحت تر میتونن کار کنن ازش آتو دارن... بچه حزب اللهی ها وقتی بیان میشن زبون دراز هایی مثل جهان آرا و ثریا اینا تحملشو ندارن...(بچه حزب اللهی ریشش پیش اینا گرو نیست باج بده)
پی نوشت:
متوجه شدین چرا حزب اللهی ها رو راه نمیدن تو صداو سیما اونها رو در اقلیت و محدودیت نگه میدارن به اونهایی که ثابت شده نه تنها دلشون با نظام نیست ضدش هستن میدون میدن؟ تا هم اونی حزب اللهی تر از خودشونه بهتر از خودشونه دیده نشه و شناخته نشه جای اینها تنگ نشه، هم اونی کارش دست اینا گیره(ضدانقلابه، ضد مذهبه، سکولاره و...) بهتر به حرف و خواستشون گوش میکنه... طرف میاد یه سریال میسازه فلان فیلم توقیفیش از توقیف درمیاد!!!
شما در هر حوزه ای برید این دیدگاه هست و عده ای همینطوری آدم های شایسته رو کنار میذارن. در اقتصاد،فرهنگ،سیاست! بی تقوایی باعث میشه به جای یه کار گرفتن افراد شایسته، افراد ناشایست به کار گرفته بشن چون طرف میخواد همیشه خودش شایسته ترین فرد باشه
#تبارشناسی_فرهنگی
#تبارشناسی_صداوسیما
جلسه اول نشست تمدن نوین اسلامی / تحلیل لایه های تمدن غرب و بررسی سه رویکرد مهم در مواجهه با جریان تجدد
بخش 3 #تمدن_سازی
تکامل نگاهها به تمدن غرب و شکلگیری نگاه تمدنی و پیوسته
در سیر پیشرفت این تعامل، تفکر سومی از درون این مواجهه بیرون می آمد زیرا هر چقدر نفوذ غرب بیشتر می شد لایه های عمیق تری از دنیای اسلام در معرض مواجهه و تهدید تمدن غرب قرار می گرفت. به عبارت دیگر یک زمان نگاه به تمدن غرب، نگاه ساده ای بود و اینگونه تلقی می شد که غرب عبارت از همین محصولات مصرفی و برق و ماشین و نظم خیابانی و امثال اینهاست. به نظر می رسید اینها تعارضی با دین ندارد و اگر جایی تعارض هم داشته باشد، اصلاح می کنیم لکن کم کم متوجه شدند که غرب، صرفا محصولات صنعتی نیست؛ بلکه عبارت است از یک انقلاب صنعتی. غرب، صرفا یک تکنولوژی نیست بلکه یک نظام سیاسی و نظام فرهنگی خاص است.
آنچه که از آن به عنوان «توسعه» یاد می کنند و در گذشته به عنوان «ترقی» یاد می کردند و حالا امروز جامع تر و پیشرفته تر آن را با عنوان «توسعه همه جانبه» یاد می کنند، صرفاً یک انتقال تکنولوژی نیست؛ این طور نیست که یک جامعه توسعه نیافته یا عقب افتاده – در نگاه خودشان – از طریق انتقال تکنولوژی به توسعه برسد. با انتقال تکنولوژی پیشرفته مثلا کره جنوبی یا ژاپن به کشوری عقل افتاده، آن کشور به توسعه نمی رسد بلکه همه لایه های جامعه، متناسب با آن باید تغییر کنند. توسعه، یک تحول همه جانبه است که منتهی به آرمان توسعه یعنی منتهی به رشد دائم التزاید ثروت و سرمایه می شود.
از جمله این تحولات هم تغییر در بافت انسانی جامعه است. این بافت به لحاظ روحی، دانش، مهارت و فرهنگ باید تغییر کند تا انسان متناسب با توسعه به وجود آید. اگر آحاد این جامعه توسعه یافته نباشد، شما نمی توانید از طریق توسعه تکنولوژی، یک جامعه توسعه یافته درست بکنید، زیرا بافت انسانی این جامعه، متناسب با این تکنولوژی نیست. اقتضائات این تکنولوژی را هم نمی تواند مراعات بکند. پس باید یک تحول انسانی اتفاق بیفتد. تغییر دیگر در نظام و ساختار سیاسی این جامعه است که باید تحول پیدا کند تا توسعه واقع شود. بطور مثال نظام پادشاهی با اقتضائات خودش، به هیچ وجه نمی تواند حامل اقتضائات توسعه غربی باشد. بلکه اگر بنا است توسعه غربی، از مدخل توسعه اقتصادی، وارد یک جامعه ای بشود، حتماً باید متناسب با آن توسعه سیاسی و فرهنگی هم اتفاق بیفتد. ارتکازات و باورهای اجتماعی هم باید متناسب با آن تغییر کند. با تمام پیچیدگی هایی که باورها و فرهنگ جامعه دارند، باید دستخوش تحول بشود. مثلا جامعه ای که معتقد به معاد و خداپرستی و معتقد به زهد در دنیاست، به سادگی زیر بار جریان توسعه غربی نمی رود و باید این فرهنگ تغییر کند. بنابراین توسعه یعنی یک برنامه ریزی جامع و همه جانبه برای تحول همه عرصه ها و لایه های اجتماعی. اگر چنین اتفاقی بیفتد که شما بتوانید یک جامعه با همه ابعاد و زوایا و عرصه ها و مقامات و اعماق را متناسب با آرمان های خودتان دستخوش یک تحول بکنید، می توانید بگویید جامعه را به سمت آن توسعه مطلوب هدایت کردید.
غرب در تعامل با دنیای اسلام سعی در این مهم داشت لذا ابتدا از دریچه محصولات مصرفی در دنیای اسلام نفوذ کرده و این نفوذ را آرام آرام تعمیق کرده است. زمانی دعوا بر سر این بوده که آیا از برق استفاده کنیم یا نه؟ چه فوائد یا مضراتی دارد؟ و یا در مورد ماشین و بلندگو و آب آشامیدنی در شبکه آب رسانی مدرن. ابتدا اینها مطرح بوده و گاهی هم مقاومت هایی بسیط در مقابله با آن بوده است. این استقامت ها دوام نیاورده و در مقابلش هم یک جریان کلی بوده که می گفتند مگر اسلام با آسایش و رفاه و ترقی انسان مخالف است؟! و در یک مواجهه حداقلی فقهی هم حکم به حلیت آنها شده است. ولی کم کم مواجهه و نفوذ از این حد گذشت و به دنبال آن بحث دانشگاه و دارالفنون و تغییر نظام علمی کشور و در گام بعد تغییر نظامات و ساختارهای سیاسی – از ساختارهای استبدادی به سمت دموکراتیک - پدید آمده است.