فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌رهبری: گاهی اوقات که همینطور عبوری، مروری یک بخشی از یک سریال را میبینم؛ میبینم یک مقداری فضای سریالهای ما تلخ است.
این خیلی مهم است ما این تلخی را جوری منعکس کنیم که طرف را که نشسته است آنجا، به گریه و غصه نیندازد... ۹۷/۸/۲۴
جلسه اول نشست تمدن نوین اسلامی / تحلیل لایه های تمدن غرب و بررسی سه رویکرد مهم در مواجهه با جریان تجدد
بخش 2 #تمدن_سازی
انواع مواجهه دنیای اسلام با جریان تجدد و تمدن غرب
این تمدن داعیه عبور از مرزهای جغرافیایی خودش را داشته و آرام آرام وارد حوزه فرهنگ های دیگر از جمله دنیای اسلام شده است. از آغاز ورود این تمدن و این فرهنگ به دنیای اسلام، موضع گیری ها و مواجهه ها و درگیری های مختلفی با این تمدن وجود داشت. گروهی این تمدن را پذیرفتند و حتی آرمان های اساسی آن را هم قبول کردند و تلاش کردند که مناسبات اجتماعی خودشان را به سمت تمدن غربی سوق بدهند. به تعبیر دیگر سعی کردند مسیر طی شده و تجربه شده غرب را برای جامعه خودشان طراحی بکنند و جامعه خودشان را در همان مسیر به حرکت در درآورند.
طبیعتاً چالشی بین تفکرات مذهبی، اعتقادات مذهبی و فرهنگ دینی جامعه با این نوع برنامه ریزی پیش آمد و صاحبان این فکر تلاش کردند که در این تعارض و چالش، درگیری را به نفع جریان تمدن جدید حل و فصل بکنند. به بیان دیگر از آن دوره ای که اینها با ایده «ترقی» وارد دنیای اسلام شدند و «ترقی خواهی» در مقابل گرایش مذهبی قرار گرفت، در جهت ایده هایی که به اصطلاحِ خودشان در یک کلمه با «ترقی» از آن یاد می شد برنامه ریزی کردند تا جامعه را به سمت آن اهداف، به حرکت در بیاورند و طبیعتاً اگر بین فرهنگ مذهبی و سنتی جامعه با این تحولات اجتماعی چالشی در جامعه پیدا می شد، به نحوی این چالش ها را به نفع جریان ترقی و نوسازی و تجدد و مدرن سازی جامعه، حل می کردند. این یک رویکرد بوده که طرفدارانی هم داشته است و منحصر به کشور ما نیز نبوده است بلکه در کل دنیای اسلام چنین مواجهه هایی بوجود آمد. البته در محدوده حاکمیت فرهنگ اهل بیت و دنیای تشیع این مسئله بطور ویژه وجود داشته است.
رویکرد دیگری در مقابل این تمدن به این شکل بوده است که آن را می پذیرفت ولی آنرا به خوب و بد تجزیه می کرده است. یعنی اینگونه تلقی داشتند که این تمدن، یک مجموعه ای است که تجزیه و تفکیک کرد به خوب و بد می شود. خوبی های آن قابل نسخه برداری است و بدی آن را باید کنار بگذاریم و نتیجه این نگاه هم طبیعتاً ترکیب مُثبَتات و ارزش های دینی جامعه خود با مُثبَتات تمدن غرب است. یعنی می توانیم بخشی از این تمدن را در حیطه فرهنگ خودمان به کار بگیریم و در مسیر فرهنگی و جامعه دینی از آن استفاده بکنیم. می توانیم از تکنولوژی مدرن استفاده کنیم و اگر جایی آفتی هم داشت آن را کنترل کنیم. اگر یک جایی با ارزش های دینی در تعارض بود، آنجا را محدود کنیم؛ ولی می شود از دانش و تجربیات غرب، از فناوری ها و تکنولوژی غرب و حتی از محصولات مدرن استفاده کرد. و البته این یک تلقی غالب و رایج بوده است.
نتیجه این نگاه رایج این بود که تعاملی بین این تمدن و دنیای اسلام برقرار شد و این ارتباط آرام آرام عمیق تر شده است. یعنی ابتداء یک سری محصولات مدرن، وارد جامعه اسلامی شد. بعد دانش مدرن آمده است و دارالفنون ها شکل گرفت. به دنبال آن ساختارهای اجتماعی و مناسبات سیاسی هم تغییر کردند؛ مثلاً نهضت مشروطه برای تغییر نظام سیاسی جامعه بر پا شد. لذا این تعامل عمیق تر شده و این طور نبوده که فقط غرب بخواهد محصولات فرهنگی یا اقتصادی خودش را در کشور ما بیاورد و ما مصرف کننده محصولات بشویم؛ بلکه آرام آرام لایه های عمیق تر تمدن خودشان را هم در کشورها و دنیای اسلام نفوذ دادند و سعی کردند عمق تفکر و تمدن خودشان را در جوامع مقابل خودشان محقق بکنند. ادامه دارد...
18.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتگوی وحید جلیلی با امیرحسین ثابتی...
فاجعه انحصارطلبی و منفعت طلبی مدیران صداوسیما و فرهنگی
چرا این اتفاق میافته که آدم های ناشایست در صداوسیما به کار گرفته میشن؟
وحید جلیلی :
مدیرانی هستن که شاید آدم های خوبی هم باشند اما یک رذیله اخلاقی داشته باشند همین زمینشون میزنه...
اینها میگن هیچ کس که رسانه ای باشه و از ما حزب اللهی تر باشه نباید بیاد بالا...
خوب ما اینو فهمیدیم میخوان کسی از خودشون بهتره دیده نشه، منفعت خودشون رو در نظر میگیرن چرا کار رو میدن دست کارگردان ضد انقلاب؟!
چون با کارگردان ضد انقلاب راحت تر میتونن کار کنن ازش آتو دارن... بچه حزب اللهی ها وقتی بیان میشن زبون دراز هایی مثل جهان آرا و ثریا اینا تحملشو ندارن...(بچه حزب اللهی ریشش پیش اینا گرو نیست باج بده)
پی نوشت:
متوجه شدین چرا حزب اللهی ها رو راه نمیدن تو صداو سیما اونها رو در اقلیت و محدودیت نگه میدارن به اونهایی که ثابت شده نه تنها دلشون با نظام نیست ضدش هستن میدون میدن؟ تا هم اونی حزب اللهی تر از خودشونه بهتر از خودشونه دیده نشه و شناخته نشه جای اینها تنگ نشه، هم اونی کارش دست اینا گیره(ضدانقلابه، ضد مذهبه، سکولاره و...) بهتر به حرف و خواستشون گوش میکنه... طرف میاد یه سریال میسازه فلان فیلم توقیفیش از توقیف درمیاد!!!
شما در هر حوزه ای برید این دیدگاه هست و عده ای همینطوری آدم های شایسته رو کنار میذارن. در اقتصاد،فرهنگ،سیاست! بی تقوایی باعث میشه به جای یه کار گرفتن افراد شایسته، افراد ناشایست به کار گرفته بشن چون طرف میخواد همیشه خودش شایسته ترین فرد باشه
#تبارشناسی_فرهنگی
#تبارشناسی_صداوسیما
جلسه اول نشست تمدن نوین اسلامی / تحلیل لایه های تمدن غرب و بررسی سه رویکرد مهم در مواجهه با جریان تجدد
بخش 3 #تمدن_سازی
تکامل نگاهها به تمدن غرب و شکلگیری نگاه تمدنی و پیوسته
در سیر پیشرفت این تعامل، تفکر سومی از درون این مواجهه بیرون می آمد زیرا هر چقدر نفوذ غرب بیشتر می شد لایه های عمیق تری از دنیای اسلام در معرض مواجهه و تهدید تمدن غرب قرار می گرفت. به عبارت دیگر یک زمان نگاه به تمدن غرب، نگاه ساده ای بود و اینگونه تلقی می شد که غرب عبارت از همین محصولات مصرفی و برق و ماشین و نظم خیابانی و امثال اینهاست. به نظر می رسید اینها تعارضی با دین ندارد و اگر جایی تعارض هم داشته باشد، اصلاح می کنیم لکن کم کم متوجه شدند که غرب، صرفا محصولات صنعتی نیست؛ بلکه عبارت است از یک انقلاب صنعتی. غرب، صرفا یک تکنولوژی نیست بلکه یک نظام سیاسی و نظام فرهنگی خاص است.
آنچه که از آن به عنوان «توسعه» یاد می کنند و در گذشته به عنوان «ترقی» یاد می کردند و حالا امروز جامع تر و پیشرفته تر آن را با عنوان «توسعه همه جانبه» یاد می کنند، صرفاً یک انتقال تکنولوژی نیست؛ این طور نیست که یک جامعه توسعه نیافته یا عقب افتاده – در نگاه خودشان – از طریق انتقال تکنولوژی به توسعه برسد. با انتقال تکنولوژی پیشرفته مثلا کره جنوبی یا ژاپن به کشوری عقل افتاده، آن کشور به توسعه نمی رسد بلکه همه لایه های جامعه، متناسب با آن باید تغییر کنند. توسعه، یک تحول همه جانبه است که منتهی به آرمان توسعه یعنی منتهی به رشد دائم التزاید ثروت و سرمایه می شود.
از جمله این تحولات هم تغییر در بافت انسانی جامعه است. این بافت به لحاظ روحی، دانش، مهارت و فرهنگ باید تغییر کند تا انسان متناسب با توسعه به وجود آید. اگر آحاد این جامعه توسعه یافته نباشد، شما نمی توانید از طریق توسعه تکنولوژی، یک جامعه توسعه یافته درست بکنید، زیرا بافت انسانی این جامعه، متناسب با این تکنولوژی نیست. اقتضائات این تکنولوژی را هم نمی تواند مراعات بکند. پس باید یک تحول انسانی اتفاق بیفتد. تغییر دیگر در نظام و ساختار سیاسی این جامعه است که باید تحول پیدا کند تا توسعه واقع شود. بطور مثال نظام پادشاهی با اقتضائات خودش، به هیچ وجه نمی تواند حامل اقتضائات توسعه غربی باشد. بلکه اگر بنا است توسعه غربی، از مدخل توسعه اقتصادی، وارد یک جامعه ای بشود، حتماً باید متناسب با آن توسعه سیاسی و فرهنگی هم اتفاق بیفتد. ارتکازات و باورهای اجتماعی هم باید متناسب با آن تغییر کند. با تمام پیچیدگی هایی که باورها و فرهنگ جامعه دارند، باید دستخوش تحول بشود. مثلا جامعه ای که معتقد به معاد و خداپرستی و معتقد به زهد در دنیاست، به سادگی زیر بار جریان توسعه غربی نمی رود و باید این فرهنگ تغییر کند. بنابراین توسعه یعنی یک برنامه ریزی جامع و همه جانبه برای تحول همه عرصه ها و لایه های اجتماعی. اگر چنین اتفاقی بیفتد که شما بتوانید یک جامعه با همه ابعاد و زوایا و عرصه ها و مقامات و اعماق را متناسب با آرمان های خودتان دستخوش یک تحول بکنید، می توانید بگویید جامعه را به سمت آن توسعه مطلوب هدایت کردید.
غرب در تعامل با دنیای اسلام سعی در این مهم داشت لذا ابتدا از دریچه محصولات مصرفی در دنیای اسلام نفوذ کرده و این نفوذ را آرام آرام تعمیق کرده است. زمانی دعوا بر سر این بوده که آیا از برق استفاده کنیم یا نه؟ چه فوائد یا مضراتی دارد؟ و یا در مورد ماشین و بلندگو و آب آشامیدنی در شبکه آب رسانی مدرن. ابتدا اینها مطرح بوده و گاهی هم مقاومت هایی بسیط در مقابله با آن بوده است. این استقامت ها دوام نیاورده و در مقابلش هم یک جریان کلی بوده که می گفتند مگر اسلام با آسایش و رفاه و ترقی انسان مخالف است؟! و در یک مواجهه حداقلی فقهی هم حکم به حلیت آنها شده است. ولی کم کم مواجهه و نفوذ از این حد گذشت و به دنبال آن بحث دانشگاه و دارالفنون و تغییر نظام علمی کشور و در گام بعد تغییر نظامات و ساختارهای سیاسی – از ساختارهای استبدادی به سمت دموکراتیک - پدید آمده است.
در واقع یک مجموعه تحولاتی طراحی شده و در عالم اسلام نفوذ کرد که هرچه نخبگان دنیای اسلام و تشیع، با این مجموعه مواجه شدند، نگاه شان نسبت به این امر تغییر کرد. بطور مثال ابتدا عده ای طرفدار مشروطه بودند، بعد آرام آرام وقتی پرده کنار رفت، متوجه شدند که جریان صرف آزادی مردم در مقابل استبداد نیست بلکه یک امر دیگری است. بحث حرکت جامعه به سمت لیبرالیزم به معنای آزادی انسان از همه تقیدات است و نهضت مشروطه، مقدمه تحولات عمیق تری است. هرچه زوایای این امر برایشان بیشتر آشکار شده و پیوستگی و عمق این مجموعه تحولات، مشخص شده، موضع گیری ها متفاوت شده است. لذا ملاحظه می کنید عده ای در مقابل مشروطه ایستادند و گفتند «مشروطه باید مشروعه باشد» یعنی اگر تحولاتی در ساختار قدرت پیدا می شود، باید حتماً مقید به چارچوب های شرعی باشد. و نیز عده ای هم بودند که بالاصاله با مشروطه گری، مخالفت کردند و گفتند اصلاً حقیقت مشروطه، یک تحولی است که به هیچ وجه دینی شدنی نیست. مثل مرحوم میرزا صادق تبریزی که مجتهدی در طالقان بود که آن مناطق هم مقلّد ایشان بودند. ایشان از کسانی است که به شدت، مقابل مشروطه ایستاده و تشبیه های خیلی تندی هم دارد که می گویند به هیچ وجه اصلاً مشروطه، مشروعه شدنی نیست. لذا هرچه به عمق مدرن شدن جامعه نزدیک تر شدیم و مدرنیزاسیون، ابعاد و اعماق خودش را بیشتر ظاهر کرد، یک رویکرد سومی در مقابلش شکل گرفت، و آن رویکرد این است که این تمدن، یک مجموعه به هم پیوسته ای است با مبانی و بنیان ها و اهداف و آرمان های خودش که قابل کپی برداری برای دنیای اسلام نیست و نمی شود به هیچ وجه، این تمدن را اسلامی کرد.
لذا اگر بخواهیم سه رویکرد اصلی، در مقابل جریان تجدد را ارزیابی بکنیم، اول رویکردی است که معتقد به تمدن غرب است و آن را تنها راه پیشرفت و تعالی و حتی سعادت بشر می داند و می گویند سعادتمندی بشر در این است که این مسیرِ طی شده ای را که در این قرون، در غرب طی شده، دیگران هم طی بکنند و آن فرآیند پیچیده تجربه شده را به شکلی در کشور و جوامع خودشان مهندسی بکنند که جوامع شان مدرن شود؛ حتی اگر اقتضاء آن، تغییر در عرصه فرهنگ، فرهنگ بومی، فرهنگ مذهبی جامعه و سنت های جامعه بود. یعنی جامعه در تغییر فرهنگ و سنت خودش به سمت تجدد هیچ اباء نکند.
حتی در دوره های اخیر، بعضی از روشنفکر های دینی تلاش کردند که منطق تحول معرفت دینی به نفع جریان توسعه و تجدد را هم تبیین بکنند که معرفت های دینی چگونه می شود در فرآیند تجدد و توسعه، تغییر کنند که هماهنگ با مدرن سازی باشند. در واقع این چالش و تعارضی که بین فرهنگ مذهبی جامعه و مدرن سازی است و تبدیل به بحران اجتماعی هم می شود، سعی در حل آن به نفع مدرنیته کردند تا چالشی بین معرفت های دینی و اقتضائات جریان تجدد و مدرن سازی پیدا نشود. گفتند بیایید معرفت های دینی را متناسب با توسعه تغییر بدهید و حتی تلاش کردند منطق تحول معرفت دینی را هم تولید بکنند. نظریه قبض و بسط، یک نمونه از آن اندیشه هایی است که تحول معرفت دینی به نفع توسعه مدرن را مقنّن می کند و بیان می کند چطور معرفت های دینی به نفع علم و توسعه آن تغییر کند و همراه با تحول علم و تکنولوژی و سبک زندگی معرفت دینی نیز متحول شود.
بررسی سه نگاه به غرب و تفاوتهای آن
رویکرد اول در مواجهه غرب توجه دارد که جریان تجدد یک جریان به هم پیوسته، دارای عمق و سطح، ابعاد و درجاتی است و معتقد است که قابل تجزیه هم به راحتی نیست؛ تقریباً تمامیت این جریان را هم به رسمیت می شناسد و دنبال خوب و بد کردن و اصلاح کردن و تغییرات نیست. اگر هم در دوران های جدید، گاهی بومی سازی جریان تجدد را مطرح می کنند، در واقع جریان توسعه را با ملاحظه تکثر فرهنگی برنامه ریزی می کنند. لذا این بومی سازی هم ابدا به این معنا نیست که عرصه ای را باید برای فرهنگ های دیگر خالی بگذاریم؛ بلکه می گویند باید آن فرهنگی که فرهنگ اساسی است، فرهنگ توسعه و تجدد باشد و فرهنگ های دیگر به عنوان اقتضائات موجود در نظر گرفته و ملاحظه بشوند، نباید برای رسیدن به توسعه یک نسخه واحد برای همه جوامع نوشته شود. لذا فرآیند مدرن سازی فرآیند یک تحول همه جانبه است که متناسب با اقتضائات جوامع در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و مذهب می باشد. ولی این برنامه ریزی، معطوف به یک فرهنگ مسلط و واحدی است که باید همه جوامع به آن سمت حرکت کنند؛ منتهی این طور نیست که شما مختصات جوامع بویژه مختصات فرهنگی شان را را در نظر نگیرید، بلکه این تکثر فرهنگی موجود را باید ملاحظه کنید و برنامه ریزی توسعه، متناسب با این تکثر فرهنگی موجود باشد. شما برای جامعه ایران، یک برنامه ریزی توسعه باید داشته باشید و این برنامه غیر از برنامه لازم برای کره جنوبی و کشورهای آسیای شرقی است. این آخرین رویکرد در توسعه و مدرن سازی است.
رویکرد دوم، رویکردی است که این نگاه را به توسعه ندارد. احساس می کند که جریان مدرن سازی، یک جریانی است که عرصه های متفاوتی دارد. بعضی از عرصه ها در فرآیند نو شدن و مدرن شدن، عرصه های مطلوبی اند و بعضی هم نامطلوب. باید خوب و بد آن را جدا کرد. لذا باید ترکیبی از ارزش های فرهنگی و سنتی خودمان با جریان توسعه و تجدد فراهم کنیم که در آن هم توسعه معیشت اتفاق می افتد و هم سعادت اخروی تأمین می شود. این رویکرد دوم طرفداران کثیری داشته و هنوز هم طرفداران فراوانی دارد.
رویکرد سومی که به تدریج پیدا شده و یک طیف است و عمق هم پیدا کرده است، معتقد است جریان تجدد و توسعه غربی، یک جریان به هم پیوسته دارای اعماقی است که اگر بخواهید در آن مسیر حرکت کنید، باید همه عرصه های اجتماعی را به نفع آنها دستخوش تحول بکنید و تمامیت توسعه و چارچوب های اصلی آن در تعارض با فرهنگ ادیان از جمله فرهنگ اسلام و مکتب اهل بیت است و نمی شود توسعه را اسلامی کرد. توسعه غربی، قابل اسلامی شدن نیست. آن برنامه ریزی جامعی که اتفاق می افتد، برنامه ریزی است که به هیچ وجه، اسلامی شدنی نیست. شما باید به سمت ایجاد یک جامعه دینی و به سمت ایجاد یک تمدن دینی باشید. باید توجه هم کرد که بعد انقلاب اسلامی، این رویکرد ها شفاف تر شده است.
🔴دانشمندان هستهای یکهزارم فوتبالیستها درآمد ندارند/ سالی ۷هزار میلیارد خرج فوتبال میشود
🔺امیررضا واعظ آشتیانی مدیرعامل اسبق باشگاه استقلال در گفتوگو با ایرنا با انتقاد از ارقام نجومی قرارداد فوتبالیستها معتقد است که یک بازیکن در حالی پیشنهاد ۵۰ میلیاردی مطرح میکند که دانشمندان هستهای یک هزارم این پول را هم دریافت نمیکنند.
🔻با توجه به سقف ۳۰۰ و ۴۰۰ میلیاری برای باشگاها، در مجموع قرار است ۷هزار میلیارد از بیتالمال در فوتبال هزینه شود؛ پول بیحساب و کتابی که قرار است از بیتالمال توسط عدهای مدیرنما در فوتبال هزینه شود.
🔻برخی با توجیه اینکه هزینه۶ تا ۷ هزار میلیاردی در فوتبال سبب هزینه و نشاط مردم میشود، در حال دادن آدرس غلط هستند. در دنیا این هوشمندی و درایت در دولتها وجود دارد که چنین هزینههایی در فوتبال از جیب بخش خصوصی هزینه شود.
🔻اطمینان داشته باشید که این قانون نه تنها به هدفش نمیرسد، بلکه در فوتبال ایران یک بهمریختگی ایجاد میکند، چرا که ابزارهای لازم و نیروی کارآمد برای اجرایی کردن این طرح را ندارند.
#نهضت_روشنگری
پی نوشت: هفت هزار میلیارد و بدین خود مردم نشاط پیدا میکنن لازم نیست بدین فوتبالیست ها... والاع! بدین مردم خودشون نشاط پیدا میکنن فوتبالم میرن بازی میکنن تو پارک صفا میکنن!
احسان علیخانی در استوری جدیدش حدیث امام علی علیه السلام رو منتشر کرده...
واقعا فقط آدم باید از این سلبریتی ها آموزه های اخلاقی و دینی رو یاد بگیره!
نخندین یادتون نیست علی کریمی چقدر برامون جملات قصار میذاشت...
باید در پاسخ بگیم که...
آره خیلی زیبا می شد کاری که شما سلبریتی ها نمیتونید انجام بدین! کاش موقع اغتتشاشات آیه و حدیث یادت می اومد! کاش موقع شهادت بسیجی و طلبه و پلیس یادت بود چه زیبا می شد دهنتو می بستی!
چه زیبا میشد از مظلوم دفع میکردی نه ظالم... چه زیبا میشد با دشمن هم صدا نمیشدی...
چه زیبا می شد دلت برای شهدای امنیت و شهدای چاهچراغ و خانواده هاشون می سوخت...
چه زیبا میشد فقط نگران سطل ماست نمیشدی...
ولی خوب چه زشت که خنجر زدی از پشت...چه ناجوان مردانه...
#سلبریتی_دهن_بند_لازم